خطای محاسباتی ترامپ با آکسیوس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در فضای پیچیده و پرنوسان ژئوپلیتیک غرب آسیا، رسانهها نقشی حیاتی در شکلدهی به افکار عمومی، جهتدهی به تصمیمات سیاسی و حتی تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی ایفا میکنند. در این میان، رسانه آکسیوس و خبرنگار برجسته آن، باراک راوید به دلیل دسترسیهای عمیق به منابع در کاخ سفید و دستگاه اطلاعاتی رژیم صهیونیستی، به کانون توجه تحلیلگران تبدیل شدهاند.
باراک راوید، به عنوان خبرنگار اصلی گزارشها، دارای منابعی در بالاترین سطوح قدرت در آمریکا و رژیم صهیونیستی است
این یادداشت تحلیلی به بررسی نقش آکسیوس در تداوم اشتباهات محاسباتی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران پس از توقف جنگ تحمیلی سوم میپردازد و با استناد به تحلیلهای موجود، نشان میدهد چگونه گزارشهای این رسانه میتوانند به ابزاری برای دستکاری اطلاعات و تأثیرگذاری بر رویدادهای سیاسی و اقتصادی تبدیل شوند.
الگوی گزارشدهی آکسیوس و ابهام در نیت
یکی از برجستهترین الگوهای رفتاری آکسیوس در دوره پس از توقف جنگ، انتشار مکرر گزارشهایی مبنی بر «قریبالوقوع» بودن توافق با ایران بود. همانطور که یک تحلیلگر ژئوپلیتیک میگوید، «آکسیوس در ۱۹ روز، پنج بار گزارش کرد، توافق با ایران «قریبالوقوع» است. پنج بار؛ و هیچ توافقی بهدست نیامد».
این تکرار مکرر یک روایت که هرگز به واقعیت نپیوست، سؤالات جدی را درباره نیت پشت این گزارشها و رسانه مرتبط با آن مطرح میکند. آیا این گزارشها صرفاً بازتابی از اطلاعات دریافتی بودند یا بخشی از راهبرد گستردهتر برای تأثیرگذاری بر تحولات؟
باراک راوید، به عنوان خبرنگار اصلی این گزارشها، دارای منابعی در بالاترین سطوح قدرت در آمریکا و رژیم صهیونیستی است. این دسترسیها به وی اعتبار ویژهای میبخشد، اما همزمان این پرسش را مطرح میکند که آیا وی صرفاً در حال «گزارش خبر» است یا «انتقال پیام»؟
در مواردی که دولت آمریکا نیاز به اعمال فشار بر ایران یا ایجاد نوسان در بازار نفت دارد، به نظر میرسد تماس با راوید برقرار و متعاقباً گزارشهایی با محتوای خاص منتشر میشود. این همزمانیها نمیتواند تصادفی باشد و نشاندهنده ارتباط ارگانیک میان منابع قدرت و این رسانه است.
تأثیر بر بازارهای مالی و اشتباهات محاسباتی
یکی از ابعاد مهم این گزارشها، تأثیر مستقیم آنها بر بازارهای مالی، به ویژه بازار نفت است. تحلیلگران ژئوپلیتیک به یک نمونه مشخص میپردازند؛ «۲۱ دقیقه پیش از اعلامیه ۲۰ آوریل درباره ایران، ۷۶۰ میلیون دلار موقعیت فروش استقراضی روی نفت ثبت شد. چه کسی از قبل خبر داشت» ؟
این دادهها به وضوح نشان میدهد اطلاعات منتشر شده بهوسیله آکسیوس، پیش از آنکه به اطلاع عموم برسد، در اختیار برخی بازیگران بازار قرار گرفته و به آنها امکان کسب سودهای کلان داده است. این وضعیت، نه تنها سلامت بازار را زیر سؤال میبرد، بلکه به تداوم اشتباهات محاسباتی در سطح کلان نیز دامن میزند.
انتشار اخبار «قریبالوقوع» بودن توافق، به طور معمول به افت قیمت نفت و صعود بازار آتی منجر میشود. این نوسانات، در حالی که هیچ توافقی حاصل نمیشود، به سود کسانی است که از قبل از این چرخه اطلاع دارند و میتوانند با استفاده از اطلاعات داخلی، موقعیتهای مالی خود را تنظیم کنند. این فرآیند، چرخه معیوب اطلاعات نادرست و دستکاری بازار را ایجاد میکند که در نهایت به ضرر شفافیت و اعتماد عمومی است.
اشتباهات محاسباتی ترامپ
در بستر این گزارشهای هدفمند، اشتباهات محاسباتی ترامپ در قبال ایران افزایش مییابد. ترامپ، که همواره به دنبال «معامله» و «توافق» بوده است، تحت تأثیر این گزارشها، به این باور رسید که ایران در آستانه تسلیم یا پذیرش شرایط اوست.
این باور، میتواند به اتخاذ تصمیمات نادرست و افزایش مواضعی منجر شود که در نهایت به جای حل بحران، آن را پیچیدهتر میکند. به عنوان نمونه، توقف عملیات دریایی در تنگه هرمز بهوسیله ترامپ، در حالی که ایران اعلام میکند «ما هنوز حتی شروع هم نکردهایم»، نشاندهنده تطابق نداشتن جدی میان انتظارات و واقعیت است.
آکسیوس با انتشار مداوم روایت «توافق نزدیک است»، به نوعی در حال ایجاد یک فضای روانی است که در آن، هرگونه توافق نکردن یا افزایش تنش، به عنوان شکست برای ایران یا فرصتی برای اعمال فشار بیشتر بر آن تلقی شود. این رویکرد، به ترامپ این امکان را میدهد که بدون درک عمیق از پیچیدگیهای داخلی ایران و مقاومت آن، به سیاستهای خود ادامه دهد و در نتیجه، اشتباهات محاسباتی خود را تکرار کند.
این رسانه، به جای ارائه تصویری واقعبینانه از وضعیت، به بازتاب روایتهایی میپردازد که به نفع یک طرف خاص است و این امر، تحلیلهای دقیق و تصمیمگیریهای منطقی را دشوار میسازد.
باراک راوید، با دسترسیهای عمیق خود، به ابزاری برای انتقال پیامهای خاص از سوی منابع قدرت تبدیل شده است
بهره سخن
نقش آکسیوس در تداوم اشتباهات محاسباتی ترامپ در قبال ایران پس از توقف جنگ فراتر از گزارشدهی ساده خبری است. این رسانه، با انتشار هدفمند و مکرر گزارشهایی مبنی بر «قریبالوقوع» بودن توافق، نه تنها بر بازارهای مالی تأثیر میگذارد، بلکه به شکلدهی به انتظارات و تصمیمات سیاسی نیز کمک میکند.
باراک راوید، با دسترسیهای عمیق خود، به ابزاری برای انتقال پیامهای خاص از سوی منابع قدرت تبدیل شده است. این وضعیت، نه تنها به ضرر شفافیت و بیطرفی رسانهای است، بلکه به تداوم یک چرخه معیوب از اشتباهات محاسباتی در سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران دامن میزند.