تبعات محور امنیتی تلآویو– ابوظبی– دهلینو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ سالهای اخیر منطقه غرب آسیا شاهد شکلگیری آرایشهای ژئوپلیتیکی نوینی بوده است که برخلاف ائتلافهای سنتی ایدئولوژیک، بر پایه منافع امنیتی، فناوری، تجارت و بازآرایی زنجیرههای ژئواکونومیک شکل گرفتهاند.
سفر محمد بن زاید به هند در ژانویه نمادی از عمق روابط دوجانبه امارات و هند بود
در این میان، محور نوظهور تلآویو - ابوظبی - دهلینو را میتوان یکی از مهمترین نمونههای «ائتلافهای شبکهای» در نظم در حال گذار جهانی دانست؛ محوری که پس از توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰ میلادی شتاب گرفت و اکنون در حال تبدیل شدن به یکی از اضلاع اصلی معماری امنیتی و اقتصادی غرب آسیاست.
این همگرایی نه یک اتحاد کلاسیک نظامی، بلکه نوعی مشارکت چندلایه و عملگرایانه است که در آن هر بازیگر بخشی از مزیت راهبردی خود را وارد معادله میکند؛ ظرفیتهای رژیم صهیونیستی، سرمایه و ظرفیت لجستیکی امارات و مقیاس اقتصادی و ژئوپلیتیکی هند. سفرهای دیپلماتیک متقابل در سال جاری میلادی نشان داد این همکاری از سطح نمادین عبور کرده و به مرحلهای ساختاری رسیده است.
سفر محمد بن زاید به هند در ژانویه نمادی از عمق روابط دوجانبه امارات و هند بود. نارندرا مودی، نخستوزیر هند شخصاً از وی در فرودگاه استقبال کرد و توافقنامه شراکت دفاعی راهبردی میان دو کشور به امضا رسید؛ توافقی که شامل تولید مشترک تسلیحات، همکاری نیروهای ویژه و هماهنگیهای ضدتروریسم بود. این سفر در میانه تنشهای منطقهای انجام شد و بر امنیت انرژی و سرمایهگذاریهای امارات در هند تأکید داشت.
استقبال رسمی و ویژه بن زاید از مودی در ابوظبی و امضای توافق مشارکت دفاعی راهبردی میان هند و امارات نیز نشان داد ابوظبی دیگر صرفاً شریک اقتصادی دهلینو نیست، بلکه بهتدریج در حال تبدیل شدن به شریک امنیتی این کشور است. اسکورت هواپیمای مودی بهوسیله جنگندههای اف-۱۶ امارات حامل پیامی نمادین بود؛ اینکه روابط دو کشور وارد مرحلهای فراتر از همکاریهای تجاری شده است.
این توافقها حوزههایی همچون تولید مشترک تسلیحات، آموزش نیروهای ویژه و هماهنگی اطلاعاتی را در بر میگیرد؛ عرصههایی که پیشتر عمدتاً در چارچوب روابط هند با آمریکا یا رژیم صهیونیستی تعریف میشدند.
در همین چارچوب، سفر مودی به تلآویو و ارتقای روابط دو طرف به «شراکت راهبردی ویژه» نیز معنایی فراتر از دیپلماسی متعارف داشت. رژیم صهیونیستی سالهای گذشته به یکی از مهمترین تأمینکنندگان فناوریهای نظامی و امنیتی هند تبدیل شده است؛ از پهپادها و سامانههای دفاع هوایی گرفته تا فناوریهای سایبری و هوش مصنوعی.
این همکاری برای هند صرفاً تعاملی تسلیحاتی نیست، بلکه بخشی از راهبرد کلان دهلینو برای تبدیل شدن به قدرت امنیتی در اقیانوس هند و غرب آسیاست. مودی تلاش میکند هند را از بازیگر صرفاً آسیای جنوبی به بازیگری مؤثر در معادلات غرب آسیا تبدیل کند و همکاری با رژیم صهیونیستی و امارات دقیقاً در همین چارچوب تعریف میشود.
سفر محرمانه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به امارات در اوج جنگ تحمیلی سوم علیه ایران نیز نشاندهنده عمق هماهنگیهای امنیتی پنهان میان دو طرف بود. روزنامه آمریکایی والاستریت ژورنال گزارش کرد، دیدار نتانیاهو و بن زاید در ۲۶ مارس عملاً انجام شده است و مقامهای ارشد امنیتی نیز نخستوزیر رژیم صهیونیستی را در این سفر همراهی کردهاند.
روابط امارات و رژیم صهیونیستی ماههای گذشته در ابعاد امنیتی، اطلاعاتی و نظامی به سطحی بیسابقه رسیده است. بر اساس گزارش رسانههای غربی و عبری، سامانه گنبد آهنین رژیم صهیونیستی به همراه نیروهای متخصص برای راهبری آن به امارات منتقل شده است.
به هر روی، این محور دارای کارکردهای متعددی است. از یکسو، در برابر نفوذ ایران، چین و روسیه و همچنین بلوکهای رقیب نظیر عربستان، ترکیه و پاکستان تعریف میشود و از سوی دیگر، برای رژیم صهیونیستی دارای اهمیت راهبردی چندلایه است. پس از تضعیف روند عادیسازی روابط با کشورهای عربی و افزایش فشارهای بینالمللی ناشی از جنگ غزه، تلآویو به دنبال ایجاد شبکههای جایگزین برای حفظ و بازتعریف نفوذ منطقهای خود بوده است.
نزدیکی به امارات و هند این امکان را برای رژیم صهیونیستی فراهم میکند از انزوای نسبی سیاسی عبور و جایگاه خود را در قالب شبکه امنیتی - اقتصادی جدید بازتعریف کند.
از منظر نتانیاهو، این محور صرفاً همکاری دوجانبه یا سهجانبه نیست، بلکه بخشی از پروژه بزرگتر بازآرایی ژئوپلیتیکی منطقه محسوب میشود؛ پروژهای که در آن تهدیدهای مشترک، بهویژه ایران و بیثباتی زنجیرههای انرژی و تجارت، نقش متغیر پیونددهنده ایفا میکنند.
در این میان، امارات نقش «گره مرکزی» این شبکه را برعهده دارد. ابوظبی تلاش میکند با اتکا به ظرفیت مالی، بنادر، شبکههای حملونقل و موقعیت ژئواکونومیک خود، به پل اتصال میان آسیا و غرب آسیا تبدیل شود. امارات سالهای اخیر نشان داده است سیاست خارجی آن دیگر صرفاً مبتنی بر موازنه سنتی عربی نیست، بلکه بر اساس عملگرایی اقتصادی و امنیتی بازتعریف شده است.
همکاری نزدیک با رژیم صهیونیستی در حوزه های تک (فناوریهای پیشرفته)، سامانههای دفاعی و امنیت سایبری و همچنین توسعه روابط راهبردی با هند، بخشی از همین راهبرد کلان به شمار میرود.
یکی از مهمترین ابعاد این محور، تلاش برای بازطراحی مسیرهای انرژی و تجارت منطقهای است. دنیل لوی، مذاکرهکننده پیشین رژیم صهیونیستی، بهدرستی اشاره میکند که تلآویو به دنبال مسیرهای جایگزین برای عبور از گلوگاههای سنتی نظیر تنگه هرمز و بابالمندب است.
در این چارچوب، اتصال بنادر امارات به بنادر رژیم صهیونیستی و سپس دریای مدیترانه میتواند به شکلگیری کریدورهای جدید انرژی و تجارت منجر شود؛ کریدورهایی که هند نیز در آن نقش کلیدی خواهد داشت. این پروژهها صرفاً اقتصادی نیستند، بلکه دارای ابعاد ژئوپلیتیکی گستردهای هستند و میتوانند موازنههای منطقهای را دگرگون کنند.
از منظر امنیتی، این محور در واکنش به چند تهدید همزمان شکل گرفته است:
- نخست، نگرانی مشترک نسبت به نفوذ منطقهای ایران و محور مقاومت.
- دوم، نگرانی هند از نزدیکی ترکیه و پاکستان و گسترش همکاریهای نظامی میان دو کشور.
- سوم، نگرانی رژیم صهیونیستی از ظهور نوعی محور اسلامی به رهبری ترکیه که میتواند در آینده به چالشی برای تلآویو تبدیل شود.
اتصال بنادر امارات به بنادر رژیم صهیونیستی و سپس دریای مدیترانه میتواند به شکلگیری کریدورهای جدید انرژی و تجارت منجر شود
بنابراین، همگرایی صرفاً واکنشی به تهدید خاص نیست، بلکه پاسخی به مجموعهای از تحولات ژئوپلیتیکی در حال تغییر محسوب میشود. با وجود این، ائتلاف با محدودیتها و چالشهای مهمی نیز مواجه و امارات همچنان ناچار است حساسیت افکار عمومی عربی و اسلامی را نسبت به رژیم صهیونیستی مدیریت کند؛ به همین دلیل نیز گزارشهای مربوط به سفر محرمانه نتانیاهو به ابوظبی رسماً تکذیب شد، هرچند گزارشهای رسانهای از وجود هماهنگیهای عمیق امنیتی حکایت داشت.
هند نیز نمیخواهد روابط تاریخی خود با ایران و کشورهای عربی را قربانی این محور کند و همچنان تلاش میکند نوعی سیاست موازنهگرایانه را حفظ کند. افزون بر این، چین بهعنوان قدرتی که نفوذ اقتصادی گستردهای در خلیجفارس دارد، با دقت این تحولات را دنبال میکند و احتمالاً در برابر هرگونه آرایش ژئوپلیتیکی ضدچینی واکنش نشان خواهد داد.
در مجموع، محور رژیم صهیونیستی، امارات و هند را میتوان نمونهای از گذار نظم منطقهای از ائتلافهای سنتی به «شبکههای عملگرا» دانست؛ شبکههایی که بر پایه منافع مشترک، فناوری، امنیت و اقتصاد شکل میگیرند، نه صرفاً ایدئولوژی یا هویت.