تاکید سازمان ملل بر گزینه دیپلماسی درباره ایران دلایل سفر هیئت قطری به ایران بیانیه راهپیمایی میلیونی مردم یمن؛ اعلام همبستگی کامل با ایران حمله پهپادی جدید رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان عراقچی به عاصم منیر: ایران مقابل ماجراجویی آمریکا می‌ایستد پوتین با رد مذاکرات صلح، برای تشدید جنگ اوکراین آماده می‌شود منابع پاکستانی: اسلام‌آباد و دوحه برای بازگشت ایران و آمریکا به مذاکرات رایزنی می‌کنند حضور بیش از ۱۰ میلیون نفر در مراسم تشییع رهبر شهید در عراق فعال شدن آژیرهای هشدار در اردن و پایگاه‌های آمریکا در اربیل، عراق و کویت مقام آمریکایی: در مجموع 30 پهپاد MQ-9 توسط پدافند هوایی ایران سرنگون شده‌اند اعتراف دبیرکل ناتو به همدستی در تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران بلومبرگ: کشتیرانی از طریق تنگه هرمز تقریباً متوقف شد واکنش عراقچی به سخنان موهن ترامپ علیه ایران؛ پاسخ ما، عمل ماست بقائی: ایران با قاطعیت از منافع ملی و حاکمیت خود دفاع خواهد کرد ترامپ حکومت جولانی را از فهرست حامیان تروریست خارج می‌کند / چراغ سبز واشنگتن برای کاهش تحریم‌های سوریه
یادداشت اختصاصی علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

واکاوی برد راهبردی ایران در تفاهم ۶۰ روزه

ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را به گروگان گرفت و واشنگتن را مجبور کرد تا از هدف اولیه خود یعنی تغییر نظام یا فشار حداکثری عقب‌نشینی کند و به توافق محدود تن دهد.
علی قادری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛
تاریخ انتشار: ۲۲:۱۱ - ۱۲ تير ۱۴۰۵ - 2026 July 03
کد خبر: ۳۱۲۳۲۰

واکاوی برد راهبردی ایران در تفاهم ۶۰ روزه

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ امضای یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا نه تنها به درگیری نظامی مستقیم پایان داد، بلکه فصل جدیدی از تحلیل‌های ژئوپلیتیک را در محافل فکری واشنگتن و لندن گشود. در حالی که هر دو طرف مدعی پیروزی هستند، گزارش‌های عمیق اندیشکده‌های برجسته‌ای همچون شورای آتلانتیک (Atlantic Council)، بروکینگز (Brookings) و مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی (CSIS)، نشان‌دهنده واقعیتی پیچیده است؛ اینکه ایران در این کارزار دیپلماتیک-نظامی، به «برد راهبردی» دست یافته است.

1-    تثبیت بازدارندگی در برابر قدرت برتر نظامی

آزاد سازی 24 میلیارد دلار نقدینگی فوری برای ایران در حکم تثبیت ارزش پول ملی و کاهش فشار تورمی است

یکی از کلیدی‌ترین دلایلی که اندیشکده بروکینگز بر آن تأکید دارد، تغییر در ماهیت بازدارندگی ایران است. بروکینگز در تحلیل خود با عنوان «پایان شیوه جنگ آمریکایی؟»، عنوان می‌کند ایران با هدف قرار دادن نیروهای اعزامی آمریکا در منطقه و استفاده مؤثر از پهپادها و موشک‌های بالستیک، نشان داد پایگاه‌های آمریکا دیگر «پناهگاه‌های امن» نیستند. این اندیشکده می گوید: ایران با کشاندن آمریکا به جنگ فرسایشی و سپس پذیرش توافق در لحظه‌ای که واشنگتن به دنبال راه خروج بود، ثابت کرد هزینه تقابل نظامی برای آمریکا بیش از حد تحمل سیاسی و اقتصادی این کشور است.

این اندیشکده معتقد است، ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را به گروگان گرفت و واشنگتن را مجبور کرد تا از هدف اولیه خود یعنی «تغییر نظام» یا «فشار حداکثری» عقب‌نشینی کند و به توافق محدود تن دهد.

2-     گشایش اقتصادی بدون عقب‌نشینی بنیادین

اندیشکده سوفان سنتر (Soufan Center) در گزارش‌های اخیر خود به جنبه‌های مالی این توافق پرداخته است. طبق تحلیل این مرکز، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌های بلوکه شده ایران در قبال آتش‌بس ۶۰ روزه، پیروزی اقتصادی بی‌سابقه برای تهران به شمار می‌رود.

سوفان سنتر معتقد است، آزاد سازی 24 میلیارد دلار نقدینگی فوری برای ایران در حکم تثبیت ارزش پول ملی و کاهش فشار تورمی است. از طرف دیگر ایران با این توافق قادر به بازگشت به بازارهای جهانی بدون محدودیت شدید و نتیجه آن افزایش درآمدهای ارزی و دور زدن تحریم‌ها است. همچنین این مؤسسه معتقد است با توقف مخارج جنگی ایران در اوج بحران، امکان بازسازی زیرساخت‌های آسیب‌دیده را خواهد داشت.    

سوفان سنتر تأکید می‌کند، ایران موفق شد «زمان» بخرد؛ زمانی که برای بازسازی شبکه نفوذ منطقه‌ای و تقویت زیرساخت‌های داخلی حیاتی است، بدون آنکه تعهدات بلندمدت و بازگشت‌ناپذیری در حوزه هسته‌ای بدهد.

3-     شکست پروژه انزوای بین‌المللی

شورای آتلانتیک در تحلیل خود به قلم کارشناسان ارشد غرب آسیا، به این نکته می‌پردازد که تفاهم نامه ایران و آمریکا عملاً به معنای پذیرش ایران به عنوان «قدرت منطقه‌ای غیرقابل حذف» است. این اندیشکده معتقد است، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با امضای این تفاهم‌نامه، به متحدان منطقه‌ای خود (به ویژه رژیم صهیونیستی) پیام داد که منافع ملی آمریکا در اولویت است و واشنگتن حاضر نیست برای امنیت دیگران، وارد جنگ بی‌پایان با ایران شود.

تحلیل‌گران شورای آتلانتیک بر این باورند که ایران با استفاده از دیپلماسی فعال (به وسیله عمان و پاکستان)، توانست شکافی در جبهه متحد علیه خود ایجاد کند. ایران در این بازی، نه به عنوان «بازیگر سرکش»، بلکه به عنوان «طرف مذاکره مسئول» ظاهر شد که آماده است برای ثبات جهانی (بازگشایی تنگه هرمز) تلاش کند، اما در مقابل، امتیازات بزرگی دریافت کند.

4-     بقای ساختار قدرت و شکست راهبرد «تغییر از درون»

تحلیل اندیشکده‌های خارجی نشان می‌دهد ایران در یادداشت تفاهم ۶۰ روزه، از راهبرد «برد-برد» به نفع خود استفاده کرده است

بسیاری از ناظران غربی معتقد بودند که فشارهای نظامی و تحریم‌های سنگین سال گذشته به فروپاشی داخلی ایران منجر خواهد شد. اما همان‌طور که در مقالات منتشر شده در اندیشکده های غربی درباره توافق ۶۰ روزه نشان داد ساختار قدرت در ایران نه تنها منسجم باقی مانده، بلکه توانسته است بحران را مدیریت کند.

این گزارش‌ها تأکید دارند پیروزی ایران در این است که توانست از «بحران بقا» عبور کند و وارد «مرحله تثبیت» شود. تحلیل‌گران بر این باورند این توافق، پیامی روشن به اپوزیسیون خارج‌نشین و معترضان داخلی بود؛ اینکه جامعه جهانی و حتی سر سخت‌ ترین دشمن ایران (ترامپ)، واقعیتِ قدرتِ حاکم در تهران را پذیرفته است.

5-     بازی در زمین شطرنج «قدرت‌های بزرگ»

اندیشکده‌های غربی همچنین به نقش چین و روسیه در این پیروزی می‌پردازند. ایران با تکیه بر «نگاه به شرق»، توانست به آمریکا نشان دهد تحریم‌ها دیگر کارایی سابق ندارند. پیروزی ایران در این توافق، در واقع پیروزی راهبرد «چندجانبه‌گرایی» بود. تهران با اطمینان از حمایت‌های اقتصادی و سیاسی پکن، با دست پر به میز مذاکره آمد و واشنگتن را در موقعیتی قرار داد که برای جلوگیری از نفوذ کامل چین در خلیج فارس، مجبور به امتیازدهی به ایران شد.

نتیجه‌گیری

تحلیل اندیشکده‌های خارجی نشان می‌دهد ایران در یادداشت تفاهم ۶۰ روزه، از راهبرد «برد-برد» به نفع خود استفاده کرده و این در حالی است که برخی معتقد به برد ایران در وقت اضافه هستند. دلایل این پیروزی را می‌توان در سه واژه خلاصه کرد: مقاومت، بازدارندگی و دیپلماسی.

ایران توانست:

  • تهدید نظامی مستقیم را به فرصت دیپلماتیک تبدیل کند.
  • منابع مالی عظیمی را بدون واگذاری امتیازات راهبردی بلندمدت آزاد کند.
  • جایگاه خود را به عنوان بازیگر اصلی امنیت انرژی در جهان تثبیت کند.

از دیدگاه ناظران بین‌المللی، گرچه این تفاهمنامه شاید شکننده باشد، اما تا همین جای کار، ایران توانسته است از یکی از خطرناک‌ترین پیچ‌های تاریخی خود با موفقیتی چشمگیر عبور کند. این «برد راهبردی»، توازن قوا در غرب آسیا را به نفع محور مقاومت تغییر و واشنگتن را در موقعیتی قرار داده است که باید میان تقابل پرهزینه یا پذیرش ایرانِ مقتدر، یکی را برگزیند.

ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار