ادعای روبیو دور از واقعیتهای دیپلماسی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ ادعاهای اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا مبنی بر اینکه «ایران برای مذاکرات جدی نیست»، در حالی مطرح میشود که از منظر جمهوری اسلامی ایران، تجربه سالهای گذشته تصویر متفاوتی از روند دیپلماسی میان تهران و واشنگتن ارائه میدهد.
موضع رسمی ایران همواره بر این اصل استوار بوده که مذاکره، زمانی معنا و ارزش دارد که بر پایه احترام متقابل، پایبندی به تعهدات و حفظ منافع مشروع دو طرف باشد. مقام های ایرانی بارها تأکید کردهاند جمهوری اسلامی هیچگاه اصل گفتوگو را رد نمی کند و در مقاطع مختلف، آمادگی خود را برای حل اختلافات از مسیر دیپلماسی اعلام کرده است.
آنچه ایران رد میکند اصل مذاکره نیست، بلکه مذاکرهای است که با زبان زور، فشار و تحمیل همراه باشد
از نگاه تهران، آنچه مسیر مذاکرات را با چالش مواجه کرده، نه فقدان اراده برای گفتوگو، بلکه رویکرد متناقض واشنگتن بوده است؛ رویکردی که به باور مقام های ایرانی، همزمان از سویی بر دیپلماسی تأکید می کنند و از سوی دیگر، فشارهای اقتصادی، تهدیدهای نظامی و اقدامات تنشزا را ادامه می دهند. جمهوری اسلامی ایران این دوگانگی را با اصول مذاکره واقعی ناسازگار میداند.
بر همین اساس، این پرسش مطرح میشود که اگر آمریکا واقعاً به دیپلماسی باور دارد، چرا در مقاطع مختلف همزمان با طرح پیشنهاد مذاکره، از ابزار فشار و تهدید و حمله نظامی نیز استفاده کرده است؟ از دیدگاه تهران، چنین رویکردی اعتماد متقابل را تضعیف کرده و فضای لازم برای دستیابی به توافقی پایدار را از میان برده است.
جمهوری اسلامی ایران بارها اعلام کرده درهای دیپلماسی همچنان باز است، اما مذاکرهای را میپذیرد که در آن اصل عزت، حکمت و مصلحت، احترام متقابل، برابری حقوق طرفین و پایبندی به تعهدات رعایت شود. از این منظر، آنچه ایران رد میکند اصل مذاکره نیست، بلکه مذاکرهای است که با زبان زور، فشار و تحمیل همراه باشد.
در چنین شرایطی، ادعای نبود اراده در ایران برای گفتوگو، با واقعیتهای چند سال گذشته همخوانی ندارد. اگر قرار باشد درباره فقدان جدیت در مسیر دیپلماسی سخن گفته شود، ابتدا باید به این پرسش پاسخ داد آیا میتوان همزمان از مذاکره سخن گفت و سیاست فشار و تهدید را نیز ادامه داد؟
تجربه سالهای اخیر نشان داده است دیپلماسی تنها زمانی میتواند به نتیجه دست یابد که همه طرفها به تعهدات خود پایبند باشند و مذاکره را ابزاری برای رسیدن به توافقی عادلانه بدانند، نه وسیلهای برای تحمیل خواستههای یکجانبه. از همین رو، جمهوری اسلامی ایران تأکید دارد که مسیر گفتوگو همچنان باز است، اما این مسیر تنها بر پایه احترام متقابل، حفظ عزت ملی و پذیرش حقوق مشروع ملت ایران میتواند به نتیجه دست یابد.
تغییر موازنه بازدارندگی به نفع ایران
جمهوری اسلامی ایران با توسعه توان موشکی، پهپادی و تقویت ظرفیتهای دفاعی خود، توانسته موازنه بازدارندگی را به نفع خود تغییر دهد. امروز هرگونه اقدام نظامی علیه ایران، هزینهای بهمراتب سنگینتر از گذشته برای آمریکا به همراه دارد و همین موضوع آزادی عمل واشنگتن را در منطقه بهشدت محدود کرده است. واقعیت اینکه آمریکا دیگر نمیتواند بدون پرداخت هزینههای سنگین، از ابزار نظامی برای تحمیل اراده سیاسی خود بهره بگیرد.
جمهوری اسلامی ایران توانسته با اتکا به قدرت بومی، بازدارندگی فعال و توان پاسخگویی مؤثر، موازنه نظامی و امنیتی غرب آسیا را دگرگون کند
یکی از مهمترین نشانههای این تغییر، ورود آمریکا به مرحلهای است که علاوه بر تحمل هزینههای مالی و فرسایش تجهیزات، با افزایش آسیبپذیری نیروها و پایگاههای خود نیز روبهرو شده است. اگر در گذشته حضور نظامی آمریکا در منطقه با کمترین هزینه انسانی همراه بود، امروز افزایش تلفات و آسیبپذیری نیروهای آمریکایی نشان میدهد جمهوری اسلامی ایران توانسته معادله «هزینه ـ فایده» را به زیان واشنگتن تغییر دهد و امنیت نیروهای این کشور در منطقه را با چالشی جدی مواجه سازد. این تحول بیانگر آن است که بازدارندگی ایران دیگر صرفاً جنبه نظری ندارد، بلکه به عاملی عملی برای تحمیل هزینههای مستقیم به آمریکا تبدیل شده است.
در کنار این موضوع، عملکرد سامانههای دفاع موشکی آمریکا نیز با پرسشهای جدی روبهرو شده است. سامانههایی همچون پاتریوت و تاد که سالها بهعنوان نماد برتری دفاعی آمریکا القا میشدند، در برابر تهدیدات پیچیده و چندلایه با محدودیتهای عملیاتی مواجه هستند. استمرار عبور بخشی از موشکهای ایران و اصابت آنها به اهداف و تأسیسات نظامی، نشان میدهد این سامانهها قادر به ایجاد سپر نفوذناپذیر نیستند و ادعای بازدارندگی مطلق آمریکا با واقعیتهای میدان همخوانی ندارد.
از منظر راهبردی، این تحولات صرفاً به معنای کاهش کارآمدی برخی تجهیزات نظامی نیست، بلکه بیانگر تغییر بنیادین در موازنه قدرت منطقهای است. جمهوری اسلامی ایران با اتکا به توان بومی، تجربه عملیاتی، صنایع دفاعی پیشرفته و قدرت بازدارندگی مؤثر، ابتکار عمل را در بسیاری از معادلات امنیتی در اختیار گرفته و ثابت کرده دوران قلدری بلامنازع آمریکا در غرب آسیا با چالشهای جدی روبهرو شده است.
واقعیت امروز منطقه آن است که جمهوری اسلامی ایران توانسته با اتکا به قدرت بومی، بازدارندگی فعال و توان پاسخگویی مؤثر، موازنه نظامی و امنیتی غرب آسیا را دگرگون کند. از این پس، هرگونه محاسبه راهبردی آمریکا ناگزیر باید قدرت ایران را بهعنوان متغیر اصلی معادلات منطقه در نظر بگیرد؛ زیرا دوران تصمیمگیری یکجانبه و کمهزینه واشنگتن در غرب آسیا پایان یافته و موازنه جدید قدرت، بر پایه توان بازدارندگی و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در حال بازتعریف است.