ترامپ و توهم خلع سلاح حماس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به تازگی شاهد روی صحنهرفتن پرده ای جدید از سریال توهمات دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا با محوریت تحولات غرب آسیا بوده ایم. ماجرا از این قرار است که وی به تازگی مدعی شد، جنبش حماس با خلع سلاح خود موافقت کرده است و به این موضوع پرداخت که دستاورد بزرگی برای آنچه وی «تحقق صلح در غرب آسیا» خوانده، به دست آمده است. ادعاهای ترامپ طبق معمول با بازتاب های گسترده ای از سوی تحلیلگران و رسانه های همسو با وی همراه شد.
اگر حماس بنا داشت تسلیم و خلع سلاح شود، دیگر چه دلیلی داشت ماه ها شدیدترین بمباران ها را تحمل کند
با وجود این، تنها چند ساعت بعد از آنچه ترامپ مطرح کرد، شاهد بودیم حماس در بیانیه ای تصریح کرد، تنها در صورتی که آمریکا و صهیونیست ها به تعهدات خود در قالب هایی نظیر عقبنشینی کامل ارتش صهیونیستی از نوار غزه، آغاز جدی روند بازسازی این منطقه و زمینهسازی برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی عمل کنند، حاضر است بخشی از تسلیحات خود را واگذار کند. این موضعگیری حماس خیلی زود به مایه رسوایی ترامپ و متحدانش تبدیل شد.
از این رو، در تحلیل تحول یادشده توجه به چهار نکته ضروری به نظر می آید.
نخست، اینکه حماس با موضعگیری اخیر خود، به صورت صریح ایده خلع سلاح را رد نکرده است، بلکه مطابق با مفاد توافق آتشبس با رژیم صهیونیستی، سعی کرده توپ را به زمین دشمن صهیونیستی و البته دولت آمریکا بیندازد. تردیدی نیست اگر صهیونیست ها و آمریکایی ها شروط مد نظر حماس را بپذیرند، این موضوع پیروزی تمامعیار برای مقاومت و ملت فلسطین است. این چیزی نیست که دشمنان جبهه مقاومت به آن تن بدهند. با وجود این، حماس با پیوند زدن پاسخ خود به مفاد توافق آتشبس با رژیم صهیونیستی، هم تلآویو و هم واشنگتن را در موقعیتی دشوار و معنادار قرار داده است.
دوم، اینکه یکی از رویکردهای مهم دشمنان جبهه مقاومت این است، حماس را مسئول نقض آتشبس معرفی و زمینه را برای اقدامات نامشروع خودشان علیه جریان مقاومت فراهم کنند. حال موضعگیری حماس و گرهزدن عمل به تعهداتش به انجام متقابل تعهدات طرف صهیونیست و البته آمریکایی ها، بهانهجوییهای احتمالی آتی را از این بازیگران سلب و موقعیت جنبش حماس نزد افکار عمومی فلسطین و ورای آن را به شدت تقویت کرده است. در واقع، حماس بار دیگر به همگان نشان می دهد یگانه راهحل استیفای حقوق ملت فلسطین، چیزی جز مقاومت و بکاربردن زبان زور در مواجهه با دشمنان نیست.
سوم، اینکه اگر حماس بنا داشت تسلیم و خلع سلاح شود، دیگر چه دلیلی داشت ماه ها شدیدترین بمباران ها را تحمل و البته که شمار زیادی شهید نیز تقدیم آرمان قدس شریف کند. تجربیات تاریخی نشان داده است هیچ ملتی به اندازه مردم فلسطین، در مورد این موضوع که باید حق را از صهیونیست ها ستاند و سازش با آنها چیزی جز ذلت را به همراه نخواهد داشت، مطمئن نیستند. از این رو، طرح ایده خلع سلاح حماس از سوی دشمنان این جنبش، صرفاً بیان رؤیاهایی است که هیچگاه به واقعیت نخواهند پیوست و اساساً با فلسفه تشکیل مقاومت فلسطین نیز هیچ تناسبی ندارد.
چهارم، اینکه دولت آمریکا و اشغالگران صهیونیست در پی ماه ها ماجراجویی در غرب آسیا، به هیچ دستاورد روشن و مشخصی دست نیافته اند. موضوعی که آنها را با سیلی از انتقادات، بحران و فشارها رو به رو کرده است. در وضعیت کنونی، صهیونیست ها و به ویژه دولت آمریکا، طرح موضوعات متوهمانه نظیر تحمیل ایده دروغین خلع سلاح به حماس را به مثابه راهی جهت برونرفت از بحران هایی ارزیابی می کنند که به آنها دچار هستند. از چشم اندازی کلان نیز آنها به قدری در بنبست و مشکل غرق شده اند که اکنون با دروغگویی سعی دارند تا حدی برای خود زمان بخرند و از میزان فشارها علیه خودشان بکاهند. جالب اینکه تنها چند ساعت پس از طرح ایده متوهمانه اخیر نیز رسوا می شوند. موضوعی که خود شکستِ آنها در مواجهه با جبهه مقاومت را عمیقتر و رسوایی های آن ها را جهانیتر می کند.