واکاوی نقشه دشمن برای عبور از سد اقتدار ملی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جمهوری اسلامی ایران امروز در نقطه عطف راهبردی تاریخی خود قرار دارد. در حالی که دههها تلاش دشمن برای تغییر موازنه قوا به وسیله نبرد نظامی و تحریمهای سخت اقتصادی با سد فولادین اقتدار دفاعی و تابآوری ملت ایران مواجه شده است، اتاقهای فکر غربی با چرخش تاکتیکی ۱۸۰ درجهای، میدان نبرد را به درون لایههای اجتماعی و روانی کشور منتقل کردهاند. دشمن دیگر به دنبال فتح مرزها نیست، بلکه به دنبال تسخیر ذهن و ایجاد گسست اجتماعی است.
جنگ روایتها و بیانگیزهسازی
اقتصاد در نبرد نوین، صرفاً مقولهای برای رفاه نیست؛ بلکه سلاح روانی است
در ادبیات نوین راهبردی، قدرت چهارم جهان بودن به معنای پایان تهدیدها نیست، بلکه به معنای تغییر ماهیت تهدیدهاست. همانگونه که در بیانات راهبردی رهبر معظم انقلاب تصریح شده، هدف اصلی دشمن در جنگ نرم کنونی، بیانگیزه کردن مردم است. وقتی دشمن در میدان سخت شکست میخورد، شروع به بازسازی تصویر شکست در ذهن شهروندان میکند.
در این نبرد پنهان، فرماندهان دشمن دیگر فقط در پنتاگون یا موساد نیستند؛ بلکه بخشی از این عملیات روانی در درون مرزها و به وسیله کسانی هدایت میشود که دانسته یا نادانسته، به بلندگوی ناامیدی تبدیل شدهاند. این همان نفوذ در لایههای داخلی است که باید با دقت تمام رصد شود. وقتی چهرهای سیاسی، نماینده مجلس یا فعال رسانهای بدون در نظر گرفتن الزامات امنیتی و راهبردی کشور، به سیاهنمایی مطلق میپردازد، در واقع در حال تکمیل پازلی است که در اتاقهای فکر دشمن برای «بیانگیزهسازی» ملت چیده می شود.
مکر پنهان دشمن، ترکیبی هوشمندانه و خبیثانه از دو ابزار فشار است که همچون قیچی دولبه، انسجام ملی را هدف گرفته است.
۱. تیغه نخست: اقتصاد، ابزار فرسایش روان
اقتصاد در نبرد نوین، صرفاً مقولهای برای رفاه نیست؛ بلکه سلاح روانی است. دشمن به خوبی دریافته اگر بتواند چالشهای معیشتی ناشی از تحریمها را به عنوان بنبست نهایی معرفی کند، اعتماد عمومی را هدف قرار داده است. در این راهبرد، هدف دشمن حل مشکل اقتصادی نیست، بلکه تداوم بحران است. آنها میخواهند تورم و نوسانات ارزی را به مثابه نشانهای از ناکارآمدی ذاتی نظام القا کنند. در این فضا، هرگونه اقدام برای اصلاح ساختار، با تخریب پیشدستانه و هجمههای رسانهای مواجه میشود تا مردم هیچگاه طعم بهبود وضعیت را نچشند و همواره در حالت انتظار بحران باقی بمانند.
۲. تیغه دوم: حجاب؛ جرقهای برای دوقطبیسازی
در کنار فشار اقتصادی، تهاجم فرهنگی با محوریت حجاب، تیغه دوم قیچی است. برخلاف تصور سادهانگارانه که این تقابل را فقط موضوعی اخلاقی میداند، باید آن را «مهندسی اجتماعی» برای ایجاد شکاف طبقاتی و ارزشی تحلیل کرد. مانورهای هنجارشکنانه در خیابانها، صرفاً برای ترویج بیحجابی نیست؛ بلکه برای «عادیسازی قانونگریزی» و تحریک احساسات مذهبی بخش بزرگی از جامعه است تا با ایجاد تقابل رو در رو میان مردم، جامعه به دو دسته متخاصم تقسیم شود.
در این پیچ تاریخی، نقش رسانه و فعالان دلسوز انقلاب بسیار حیاتی است
وقتی جامعه درگیر نزاعهای خیابانی بر سر سبک زندگی شود، اولویتهای اصلی (مانند پیشرفت اقتصادی و امنیت) به حاشیه میرود و انرژی ملی صرف فرسایش یکدیگر میشود.
یکی از شگردهای خطرناک در این مکر، ایجاد توهم بیخبری برای مردم است. برخی چهرههای سیاسی با تمثیلهای سمی، مسئولان را به جراح و مردم را به بیمار تشبیه میکنند که نباید از وضعیت اتاق عمل آگاه باشند. این نوع روایتگری، نه تنها ضد شفافیت، بلکه بخشی از پروژه «بیگانه سازی مردم از حاکمیت» است. آنها میخواهند مردم حس کنند غریبهاند و سرنوشتشان در اتاقهای در بسته و به وسیله کسانی رقم میخورد که لزوماً دلسوز نیستند.
در حالی که سیره رهبر معظم انقلاب و راهبرد جمهوری اسلامی همواره بر گفتوگوی صادقانه با مردم استوار بوده است، این جریان سیاسی با پنهانکاری مصنوعی و ایجاد هراس، در حال ساختن دیواری میان مردم و مسئولان است. نقد مصلحانه، با سیاهنمایی ساختاری تفاوت ماهوی دارد. نقد مصلحانه در پی اصلاح مسیر، اما سیاهنمایی دشمنشادکن، در پی انهدام اعتماد است.
مأموریت رسانه در نبرد روایتها
در این پیچ تاریخی، نقش رسانه و فعالان دلسوز انقلاب بسیار حیاتی است. طبق دستور الهی «وَأَمَّا بنعْمَة رَبكَ فَحَدثْ»، راهبرد پیروزی در جنگ نرم، روایتگری قوتهاست. نباید اجازه داد ضعفهای ناگزیر ناشی از جنگ اقتصادی، تمام تابلوی واقعیت جمهوری اسلامی را بپوشاند.
فعال رسانهای انقلابی در شرایط فعلی باید سه کارکرد اصلی داشته باشد:
۱. افشای مکر پنهان: تبیین اینکه فشارهای اقتصادی و دوقطبیهای فرهنگی، دو روی یک سکه برای فروپاشی ایران هستند.
۲. روایتگری پیشرفتها: تبدیل دستاوردهای عظیم زیرساختی و دفاعی به احساس قدرت و غرور ملی در توده مردم.
۳. نهی از منکر سیاسی: برخورد هوشمندانه با کسانی که در لباس نقد، در حال ناامیدسازی مردم هستند.
خط قرمز ولایت
جمهوری اسلامی ایران با عبور از گردنههای سهمگین دهههای گذشته، امروز نیز از این فتنه ترکیبی عبور خواهد کرد. اما شرط عبور، وحدت کلمه و تبعیت محض از محور ولایت است. در شرایطی که دشمن با تمام توان در حال پاشیدن بذر اختلاف است، هر صدایی که بر طبل تفرقه بکوبد، حتی اگر در ظاهر انقلابی باشد، ناخودآگاه در حال کمک به دشمن است.
ما در این نبرد نابرابر، یک خط قرمز عبورناپذیر داریم و آن ولایت فقیه است. تنها راه برونرفت از بحرانهای ترکیبی، اعتماد به تدابیر ولی فقیه و حرکت منسجم در مسیر «ایران قوی» است. دشمن شکست خواهد خورد، زیرا این قیچی دولبه، در برابر اراده ملتی که طوق ولایت به گردن دارند، ناتوان است. ایران امروز نه با زور اسلحه، بلکه با ایمان و انسجام، فاتح نبرد بزرگ قرن خواهد بود.