نیویورک‌تایمز: تهدیدهای ترامپ برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، نتیجه معکوس داشته است تأکید نخست‌وزیر قطر بر تلاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا ایهود باراک: اقدام نتانیاهو در تشدید تنش‌ با ترکیه احمقانه است غریب آبادی: آمریکا اسم شکست بعدیش را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌ است هشدار صنعا: مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود عراقچی: اصرار آمریکا به سیاست شکست خورده شکست‌های بیشتر به بار می‌آورد آمریکا مدعی شد: ۷۵۷ نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند جلالی: پروژه‌های مشترک ایران و روسیه با سرعت بیشتری دنبال خواهد شد ادعای جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران: مذاکره با آنها اتلاف وقت است! ۷ تحریم جدید انگلیس علیه ایران + جزییات واکنش حماس به ادعای ترور فرماندهان مقاومت توسط اسرائیل ماجرای اتهام نفوذ سایبری علیه ۱۷ ایرانی در آمریکا ماجرای حملات موشکی ایران علیه امارات محسن رضایی خطاب به ترامپ: به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید ادعای امارات در خصوص حمله موشکی به این کشور
یادداشت اختصاصی «غلامرضا کحلکی»، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

آیا آمریکا از تحولات افغانستان عبرت می‌گیرد؟

بعد از روی کار آمدن طالبان و خروج نیروهای آمریکا از افغانستان، روند ضعف و انزواگرایانه آمریکا که از مدت‌ها قبل شروع شده بود، تشدید شد. امروز آمریکا به شدت درمسیر انزوای بین المللی به سر می برد در حالی که رقبای سنتی این کشور یعنی چین، روسیه و ایران در حال قدرت گرفتن هستند و در منطقه نقش آفرینی می کنند.
غلامرضا کحلکی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۶:۱۵ - ۱۴ شهريور ۱۴۰۰ - 2021 September 05
کد خبر: ۱۰۰۹۲۸

آیا آمریکا از تحولات افغانستان عبرت می‌گیرد؟

 

به گزارش راهبرد معاصر؛ تحولات هفته های اخیر درافغانستان که منجر به فرار اشرف غنی، سقوط کابل و روی کار آمدن طالبان در افغانستان شد بی تردید درس هایی برای سیاستمداران و تحلیلگران سیاست در عرصه بین الملل دارد. درس هایی که می تواند نشان دهد توطئه ها و سیاست های برخی دولتها چگونه به خود آنها بازمی گردد وکشورهای استعمارگر را به مروز زمان دچار آسیب های مختلفی می کند.

 

اولین درسی که از تحولات اخیر افغانستان می توان گرفت این است که سیاست های یک‌جانبه گرایانه و هژمون گرایانه درعرصه بین الملل عملا سیاست های شکست خورده ای هستند که نمی توانند منافع نسبی کشورها را خاصه کسانی که به دنبال غارتگری هستند را تامین کند. کشورهایی مثل ایالات متحده آمریکا که به اصول و قواعد بین المللی توجهی ندارند با حمله و تصرف خاک کشورهای مختلف از جمله کشور افغانستان فقط به دنبال تامین منافع خود هستند، منافعی  مبتنی بر طرح خاورمیانه بوش پسر که بعد از حوادث یازدهم سپتامبر با این توجیه که تروریسم در منطقه خاورمیانه باید نابود شود به صورت یک جانبه ای امنیت کشورهای منطقه را با تهدیدات و مخاطرات جدی رو به رو کرد اما بعد از گذشت دو دهه این سیاست ها شکست خورد و کمترین منفعتی برای کشورهای غربی ، خاصه آمریکا به دنبال نداشت.

 

با توجه به اینکه اصولا سیاست های یک جانبه گرایانه با روح حاکم بر عرصه بین الملل که روح همکاری و هم افزایی است در منافات و در تضاد با روح حاکم بر سیستم سازمان جامعه بین المللی است، آنچه در نهایت حاصل می شود صدمات بی‌شماری است که پیاده کنندگان و مجریان این سیاست ها می بینند در حالی که به اهداف خود نمی رسند و هزینه های زیادی نیز به آنها تحمیل می شود. این موضوع درس بزرگی برای کشورهای مختلف جهان است که رویای دست اندازی و تسلط بر ملت های مظلوم جهان را در سر می پرورانند.

 

درس مهم دیگر کنش گری بدون در نظر گرفتن مقتاضیات میدان برای بازیگران عرصه بین المللی است که سودی به دنبال ندارد. مثلا در پیمان نیتو کشورهای عضو این پیمان بر آن شدند تا در افغانستان نقش ایفا کنند، آنها به زعم خود خواستار ایفای نقش فرهنگی در افغانستان شدند مثل ایجاد تغییراتی درسیستم آموزش و پروش این کشور. آنها به  زعم خود با به کارگیری طرح های فرهنگی به دنبال اجرای طرح و برنامه هایی برای دگرگونی فرهنگی در افغانستان بودند، یعنی به دنبال ترویج لیبرال دموکراسی در این کشور و سپس تعمیم آن به منطقه بودند. این در حالی است که هاضمه منطقه غرب آسیا و کشورهای اسلامی مفاهم لیبرال دموکراسی و سکولاریزم را نمی پذیرد. این چنین مفاهیمی سیستم فرهنگی حاکم در کشورهای اسلامی را به هم می زند و باعث آشوب می شود.این موضوع در نهایت موجب سوءهاضمه ای در افغانستان شد که نتیجه به کارگیری و اعمال سیاست های غلط غرب در این کشور بود، موضوعی که در نتیجه منجر به فرار آمریکایی ها از افغانستان شد.

 

درس بعدی که افغانستان به کنشگران بین المللی نشان داد این موضوع است که چاه کن همیشه ته چاه است. آمریکایی ها با تشکیل و ایجاد گروه عرب افغان در افغانستان به دست خود برای مقابله با اتحاد جماهیر شوروی برپایه تئوری جنگ کم شدت در زمان جنگ سرد طالبان را ایجاد کردند. آمریکایی ها در نهایت نتوانستند در برابر طالبان ایستادگی کنند که مجبور به خروج از افغانستان شدند. بی تردید چاهی که آمریکایی ها برای منطقه و افغانستان کَند، بسان سیاه چاله ای شد که آمریکایی ها را به درون خود کشید و  آسیب های زیادی به آمریکا وارد کرد.

 

می توان گفت بعد از روی کار آمدن طالبان و خروج نیروهای آمریکا از کشور افغانستان، روند ضعف و انزواگرایانه آمریکا که از مدتها قبل شروع شده بود، تشدید شد. به عبارت دیگر امروز آمریکا به شدت درمسیر انزوای بین المللی به سر می برد در حالی که رقبای سنتی این کشور یعنی چین، روسیه و ایران در حال قدرت گرفتن هستند و در منطقه نقش آفرینی می کنند.آنچه به عنوان  فرآیند انزوا گرایانه کنونی بر سر آمریکا آمده است ناشی از کنش های غلط این کشور در ارتباط با برخورد با کشورهای منطقه و غرب آسیا است که امروز تاوان آن را به طرز فجیعی با بی آبرویی تمام پس می دهد.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار