ترامپ: شاید پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای وضعیت اضطراری اعلام کنم پوتین: جهان از پایداری مردم ایران شگفت‌زده شده است رویترز: آمریکا شرط حقوق بشری برای بخشی از کمک‌های نظامی به مصر را لغو کرد بقائی: جهان‌بینی ترامپ، نماد پوچی و استبداد و خطری برای صلح جهانی است ادعای فرانسه مبنی بر اسکورت کشتی‌ها در تنگه باب‌المندب نتانیاهو حادثه هواپیمای فلای دبی را به ایران ربط داد! خروج ذلت‌بار آخرین نظامی و هواپیمای ارتش تروریست آمریکا از عراق علی الزیدی: اجازه استفاده از عراق را برای حمله به همسایگان نمی‌دهیم تأکید گروسی بر اهمیت تماس‌های پوتین و ترامپ درباره اوکراین اولیانوف ادعای دبیرکل ناتو درباره برنامه هسته‌ای ایران را رد کرد هگست اخراج گسترده مقام‌های بلندپایه ارتش آمریکا را تائید کرد ترامپ ادعای خود برای اعلام پیروزی در جنگ با ایران را بار دیگر تکرار کرد تیپ «الیوم الموعود» در عراق منحل شد/ تغییر ساختار «جیش الامام» به موسسه انصار الامام المهدی المیادین: معاون رئیس امارات در سفر به ریاض حامل پیام نتانیاهو برای بن‌سلمان بود تحریم‌های جدید آمریکا علیه ایران/ ۱۰ فرد و نهاد مستقر در ایران، هنگ‌کنگ و پاکستان تحریم شدند
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

کانون‌های بحران سازی ناتو در اروپا

در کنار آنچه در جنگ اوکراین می‌گذرد، اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) در حال خلق دو کانون بحران دیگر در خاک اروپا یعنی بالکان و اسکاندیناوی هستند. در این میان، کشورهایی مانند فرانسه و آلمان اصلی‌ترین بازندگان تن دادن به این بازی خطرناک به شمار می‌روند، زیرا تشدید منازعه در بالکان یا وقوع منازعه‌ای جدید میان روسیه و کشورهای حوزه اسکاندیناوی در خاک اروپا انجام خواهد شد.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۰:۴۳ - ۱۶ خرداد ۱۴۰۲ - 2023 June 06
کد خبر: ۱۸۷۴۱۲

کانون‌های بحران سازی ناتو در اروپا

 

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ این روزها به دنبال شکست اوکراینی ها در شهر راهبردی باخموت، سران ناتو دچار دودستگی غیرآشکار اما ملموسی در قبال پرونده جنگ اخیر شده اند. برخی اعضای پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) می گویند باید هر چه سریع تر میز مذاکرات صلح میان کی یف و مسکو چیده شود، زیرا فرسایشی شدن نبرد دیگر (دست کم در عرصه میدانی) به سود کی یف و آتلانتیکی ها نیست.

 
در مقابل، برخی بازیگران مانند انگلیس معتقدند باید کماکان روند دنباله دار نبرد را در مناطقی مانند دونتسک، لوگانسک ، ژاپورژیا و خرسون حفظ کرد. در کنار آنچه در جنگ اوکراین می گذرد، آتلانتیکی ها در حال خلق دو کانون بحران دیگر در خاک اروپا هستند؛ بالکان و اسکاندیناوی.

 
مناقشه های اخیر میان کوزوو و صربستان، نقطه آشکارساز نقشه ناتو برای امنیتی کردن فضای اروپا و به دنبال آن، مداخله هدفمند در مناطق فرامرزی اروپا (به بهانه ارتباط بازیگران فرامنطقه ای با طرف های منازعه) است. به عبارت بهتر، آتلانتیکی ها درصدد تغییر شکل منازعه و نه اصل منازعه هستند.

تحولات اخیر در بالکان نشان می دهد ناتو و در رأس آنها آمریکا، در حال شکل دهی بحرانی تازه درحوزه روابط بین الملل هستند


در این نگاه کلان و خطرناک، صلح کماکان اصلی ترین خط قرمز سران ناتو به شمار می رود، زیرا تنها در سایه خلق بحران های تصنعی و واقعی است که آتلانتیکی ها قدرت مانور در امور این کشورها و مناطق را می یابند.

 


تحولات اخیر در بالکان نشان می دهد ناتو و در رأس آنها آمریکا، در حال شکل دهی بحرانی تازه درحوزه روابط بین الملل هستند. هر اندازه به نقطه صلح احتمالی میان روسیه و اوکراین نزدیک تر می شویم، بحرانسازی مصداق و عینیت بیشتری می یابد.

 
نقطه کانونی دیگر برای ناتو، اسکاندیناوی و حوزه نوردیک است. اکنون سه کشور اسکاندیناویایی یعنی نروژ، فنلاند و دانمارک عضو پیمان آتلانتیک شمالی هستند و کشور دیگر یعنی سوئد نیز در آستانه پیوستن به این ائتلاف قرار دارد. بسیاری از تحلیلگران مسائل ژئو استراتژیک در حوزه روابط بین الملل معتقدند منازعات ناتو و روسیه در شمال اروپا قرار نیست در سطح قابل کنترل (طبق رویکرد بازدارندگی طرف ها) باقی بماند و می تواند با هر حادثه یا موضعی وارد حوزه اقدام (جنگ) شود.

 
 
مهم نیست این واقعه دقیقاً چه زمانی رخ خواهد داد، اما کلیت آن با توجه به آرایش امنیتی طرف های منازعه اجتناب ناپذیر است و نگرانی برخی راهبردنویسان منتقد ناتو در اروپا بی دلیل نیست.

 
همان گونه که مشاهده می شود، آتلانتیکی ها در حال پاشیدن بذر جنگ های جدید در اروپا هستند. در این میان، کشورهایی مانند فرانسه و آلمان اصلی ترین بازندگان تن دادن به این بازی خطرناک به شمار می روند، زیرا تشدید منازعه در بالکان یا وقوع منازعه ای جدید میان روسیه و کشورهای حوزه اسکاندیناوی در خاک اروپا انجام خواهد شد.

 
بدون شک میان رخدادهای بالکان، اسکاندیناوی و جنگ اوکراین رابطه معناداری وجود دارد که به لحاظ امنیتی و جغرافیایی باید درک شود. در سایه همین درک راهبردی می توان آینده پژوهی مؤثری در زمینه رخدادهای احتمالی آتی انجام داد و بتوان نسبت آنها را با منافع دیگر بازیگران بین المللی سنجید و ارزیابی کرد. 

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار