نشست ترکیه و بازترسیم ناتو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ تحلیل آینده سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) مستلزم بررسی تعارض میان دو نیروی متضاد است؛ از سویی، احیای موقت انسجام ناتو به دلیل بحرانهای ژئوپلیتیک اخیر به خصوص جنگ اوکراین و از سوی دیگر، گسلهای عمیق ساختاری، اقتصادی و سیاسی میان اعضای این پیمان.
۱. اختلاف بر سر توزیع بار مالی و نظامی:
بسیاری از کشورهای اروپایی تمایلی ندارند که خود را درگیر رقابت نظامی آمریکا و چین کنند، زیرا پکن را شریک تجاری حیاتی میدانند
یکی از کهنهترین و در عین حال جدیترین نقاط اختلاف در ناتو، نحوه تقسیم هزینههای دفاعی است. واشنگتن سالها گلهمند است که بخش عمدهای از بودجه و توان عملیاتی ناتو را به دوش میکشد. آمریکا از اعضای اروپایی میخواهد تعهد خود مبنی بر تخصیص دست کم دو درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) به بودجه دفاعی را عملی کنند. با بازگشت چهرههای منتقد ناتو به قدرت در آمریکا (مانند جریانهای راستگرا و ترامپیسم)، این فشارها جنبه تهدیدآمیزتری به خود گرفته و حتی ایده خروج یا کاهش تعهد آمریکا به ماده ۵ (دفاع جمعی) مطرح شده است.
هرچند پس از سال ۲۰۲۲ میلادی کشورهای اروپایی بهویژه آلمان، بودجههای نظامی خود را افزایش دادهاند، اما بسیاری از آنها به دلیل بحرانهای تورمی، بدهیهای داخلی و هزینههای رفاهی، افزایش سریع بودجه نظامی را از نظر سیاسی در داخل کشور خود چالشبرانگیز میبینند.
۲. واگرایی در تعریف «تهدید اصلی» (تمرکز جغرافیایی):
اعضای ناتو درباره اینکه تهدید راهبردی شماره یک کدام است، اتفاق نظر ندارند؛ کشورهایی همچون لهستان، لتونی، لیتوانی و استونی، فدراسیون روسیه را تنها تهدید وجودی و فوری میدانند و خواستار تمرکز کامل منابع ناتو بر مرزهای شرقی هستند. کشورهایی مانند فرانسه، ایتالیا و اسپانیا معتقدند ناتو نباید نسبت به تهدیدات ناشی از «جناح جنوبی» (شمال آفریقا و غرب آسیا) شامل تروریسم، بیثباتی دولتی و بحران مهاجرت بیتوجه باشد؛ اما واشنگتن اصرار دارد که ناتو باید نقشی فعالتر در مهار چین ایفا کند و چالشهای امنیتی شرق آسیا را در دستور کار خود قرار دهد.
بسیاری از کشورهای اروپایی تمایلی ندارند که خود را درگیر رقابت نظامی آمریکا و چین کنند، زیرا پکن را شریک تجاری حیاتی میدانند.
۳. استقلال راهبردی اروپا در برابر وابستگی به آمریکا:
یکی از گسلهای فکری درون ناتو، بحث بر سر میزان وابستگی دفاعی اروپا به آمریکا است. پاریس بهویژه با نظریات امانوئل مکرون، همواره استدلال میکند که اروپا باید ساختار دفاعی مستقل خود را داشته باشد تا در صورت چرخش ناگهانی سیاست خارجی آمریکا، دچار خلاء امنیتی نشود.
در مقابل، کشورهای اروپای شرقی معتقدند هیچ جایگزین واقعی برای چتر هستهای و توان نظامی آمریکا وجود ندارد و هرگونه تلاش برای ایجاد ارتش مستقل اروپایی میتواند به تضعیف ناتو منجر گردد. تصمیمگیری در ناتو بر اساس «اجماع عمومی» است، که این امر ناتو را در برابر مخالفتهای تکعضوی آسیبپذیر میکند؛ آنکارا به عنوان دارنده دومین ارتش بزرگ ناتو، بازیگری مستقل و چندبعدی است. خرید سامانه پدافندی 400 S- از روسیه، مخالفتهای اولیه با عضویت سوئد و فنلاند و تفاوت دیدگاه با غرب در موضوعات غرب آسیا همواره تنشزا بوده است. بوداپست با همه فراز و نشیبها، روابط نزدیکی با مسکو حفظ کرده و بارها مانع از اتخاذ مواضع قاطع یا بستههای حمایتی ناتو برای اوکراین شده است. این واگراییهای سیاسی داخلی، کارآمدی تصمیمگیری سریع در بحرانها را زیر سؤال میبرد.
کشورهای اروپای شرقی معتقدند هیچ جایگزین واقعی برای چتر هستهای و توان نظامی آمریکا وجود ندارد
سناریوهای پیشرو برای آینده ناتو
با توجه به این گسلها، سه سناریوی محتمل برای آینده ناتو متصور است:
- اروپاییتر شدن ناتو: زیر فشار آمریکا، کشورهای اروپایی سهم بیشتری از هزینهها و فرماندهی عملیاتها را برعهده میگیرند. در این سناریو، ناتو حفظ میشود اما آمریکا به عنوان «پشتیبان نهایی» عمل میکند و تمرکز اصلی خود را به مهار چین در آسیا انتقال میدهد.
- فرسایش تدریجی و چنددستگی: اگر اختلافنظرهای سیاسی داخلی در آمریکا شدت یابد و تعهد واشنگتن به ماده پنج سست شود، انسجام ناتو از بین میرود. در این حالت، ائتلافهای نظامی کوچکتر و منطقهای (مانند اتحادهای دوجانبه انگلستان-بالتیک، یا محور لهستان-اوکراین) جایگزین ساختار یکپارچه ناتو خواهند شد.
- ناتوی جهانی : پیمان آتلانتیک شمالی با بازتعریف مأموریت خود، از سازمان منطقهای به ائتلاف جهانیِ دموکراسیها تبدیل میشود که فراتر از اروپا، با کشورهایی نظیر ژاپن، کره جنوبی و استرالیا برای مقابله همزمان با چین و روسیه پیوند میخورد؛ گزینهای که البته خطر تقابل جهانی را به شدت افزایش میدهد.
از آنجایی که پیشگویی قطعی در روابط بین الملل بنابر ماهیت ان تقریباً ناممکن است، انتظار می رود از بین سناریوهای موجود در هر تحلیل، یکی را محتمل تر دانست. درباره آینده ناتو، به نظر نگارنده، سناریوی فرسایش تدریجی احتمال بیشتری برای تحقق در آینده دارد. به ویژه همانطور که گفته شد، تفاوت اولویت بندی های میان آمریکا و اروپا و موضوعات تأمین بودجه به همراه ظهور راستگرایی افراطی و مخالفت با هرگونه بینالملل گرایی، شواهدی هستند که سناریوی فرسایش ناتو را در آینده محتملتر از دیگر سناریوها میکنند.