پاکستان: هرگونه استفاده از زور علیه ایران را رد می‌کنیم روبیو: ۴۰ هزار نظامی ما در تیررس موشک‌ها و پهپاد‌های ایران هستند دستیار پوتین: آماده میزبانی از زلنسکی هستیم هاشم الحیدری: حمله به ایران منجر به فوران آتشفشان منطقه می‌شود حزب‌الله عراق درباره مداخله آمریکا در امور داخلی بغداد هشدار داد مقام حزب الله: حمله به ایران آتشفشان منطقه را فعال می‌کند حمایت فرانسه از اقدام خصمانه علیه سپاه پاسداران نشست شورای امنیت سازمان ملل با محوریت جنگ غزه برگزار شد دبیرکل نجبا: در صورت حمله به ایران، عراق تماشاگر نخواهد بود واکنش عراقچی به تهدیدات ترامپ: نیرو‌های مسلح ما انگشت بر ماشه آماده‌اند چین نسبت به ماجراجویی‌های نظامی آمریکا در غرب آسیا هشدار داد جلسه شورای امنیت ملی ترکیه درباره تحولات ایران جزئیات گفت‌وگوی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و ترکیه اظهارات خصمانه صدراعظم آلمان علیه ایران دیدار مقام امنیتی هند با لاریجانی
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

ساختار بیمار ملل متحد و بازیگران وقیح

سازمان ملل متحد برخلاف عنوان پرطمطراق خود قادر به خلق منظومه جهانی با قواعد و بایسته‌های نقض ناپذیر نشده و به جای تسلط بر رفتار بازیگران، تحت تأثیر رفتار آن‌هاست.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۰۹:۳۹ - ۰۳ دی ۱۴۰۳ - 2024 December 23
کد خبر: ۲۶۶۲۰۶

ساختار بیمار ملل متحد و بازیگران وقیح

 

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نظریه «ساختارگرایی» کنت والتز، اندیشمند نئورئالیست حوزه روابط بین الملل بارها مورد توجه، تفسیر و حتی بازتولید مخاطبان خاص این نظریه قرار گرفته است. بر مبنای آنچه والتز می گوید، ساختارها بر بازیگرانی که در بطن آن تعریف می شوند، نوعی تسلط آشکار یا پنهان داشته و به عبارتی گویاتر، ورود یا حتی استمرار فعالیت بازیگران در ساختار را تضمین یا نفی می کنند. در این نگاه قواعد، ثوابت، بایسته ها و هنجارهایی که در شکل گیری یک ساختار تبلور پیدا می کند، آن را تبدیل به منظومه ای هوشمند می سازد که قادر است بازیگران نامتجانس را به سادگی تشخیص داده و مقدمات حذف آنها از ساختار را فراهم سازد.

در آستانه سال 2025 میلادی نیاز بشریت به گذار از ساختار موجود و جایگزینی ساختاری که بتواند بازیگران را مهار و حتی به دلیل جرم و جنایات ارتکابی در حق بشریت تنبیه نماید، بیش از پیش موضوعیت پیدا کرده است

 

طی 15 ماه اخیر جنایات ، نسل کشی ها و اشغالگری های رژیم اشغالگر قدس در فلسطین، لبنان، سوریه ، یمن و عراق ادامه دارد و کار به جایی رسیده که اشغال جولان در خاک سوریه تبدیل به یک امر متعارف و عادی در بین سیاستمداران و مدعیان حقوق بین الملل در جهان امروز می شود. سوال اصلی اینجاست، چرا در اینجا خبری از تبلور رابطه «ساختار-بازیگر» با محوریت سازمان ملل متحد نیست؟

 

به عبارتی گویاتر، مقامات ارشد سازمان ملل متحد باید به این سوال مهم و اساسی پاسخ دهند که در راستای صیانت از حقوق حقه سرزمینی، ذاتی و انسانی در کشورها چه ساختاری را در طول نزدیک به هشت دهه اخیر (پس از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون) بنا نهاده اند و ضریب استحکام این منظومه چقدر است؟

 

بدون شک آنتونیو گوترش، دبیر کل سازمان ملل متحد و همراهانش کمترین پاسخی برای این سوال اساسی ندارند. صورت مسئله گویا اما تلخ است؛ سازمان ملل متحد بر خلاف عنوان پرطمطراق خود، اساسا قادر به خلق یک منظومه جهانی با قواعد و بایسته های نقض ناپذیر نشده و به جای تسلط بر رفتار بازیگران، تحت تاثیر رفتار آنهاست.

 

آمریکا به علت تامین حدود 20 درصد از هزینه های کل سازمان ملل متحد، هر قاعده ای را در بزنگاه های خاص به سود خود و شرکایش تفسیر کرده و حتی به صورت یکجانبه، در برابر انعقاد پیمان آتش بس در نوار غزه و لبنان می ایستد. در چنین ساختاری رژیم اشغالگر قدس جرات پیدا می کند منطقه جولان سوریه را به اشغال خود در آورده و دامنه اشغالگری خود را در کرانه باختری گسترده تر سازد. واکنش ساختار (سازمان ملل متحد) در اینجا، صدور بیانیه های غیرالزام آور و مضحکانه ای است که حتی افکار عمومی لبنان و فلسطین، از مطالعه محتوای آنها نیز منزجر می شوند.

 

امروز، در آستانه سال 2025 میلادی نیاز بشریت به گذار از ساختار موجود و جایگزینی ساختاری که بتواند بازیگران را مهار و حتی به دلیل جرم و جنایات ارتکابی در حق بشریت تنبیه نماید، بیش از پیش موضوعیت پیدا کرده است. بهتر است جنگ های غزه و لبنان و تحولات سوریه را دستمایه و نقطه عطفی برای تحقق این مطالبه جهانی تلقی نمود و پایان رسمی نهادگرایی ساختگی غرب در نظام بین الملل را اعلام کرد.

 

ارسال نظر