نیویورک‌تایمز: تهدیدهای ترامپ برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، نتیجه معکوس داشته است تأکید نخست‌وزیر قطر بر تلاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا ایهود باراک: اقدام نتانیاهو در تشدید تنش‌ با ترکیه احمقانه است غریب آبادی: آمریکا اسم شکست بعدیش را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌ است هشدار صنعا: مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود عراقچی: اصرار آمریکا به سیاست شکست خورده شکست‌های بیشتر به بار می‌آورد آمریکا مدعی شد: ۷۵۷ نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند جلالی: پروژه‌های مشترک ایران و روسیه با سرعت بیشتری دنبال خواهد شد ادعای جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران: مذاکره با آنها اتلاف وقت است! ۷ تحریم جدید انگلیس علیه ایران + جزییات واکنش حماس به ادعای ترور فرماندهان مقاومت توسط اسرائیل ماجرای اتهام نفوذ سایبری علیه ۱۷ ایرانی در آمریکا ماجرای حملات موشکی ایران علیه امارات محسن رضایی خطاب به ترامپ: به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید ادعای امارات در خصوص حمله موشکی به این کشور
یادداشت اختصاصی حنیف غفاری، کارشناس مسائل بین‌الملل؛

تغییر راهبرد منازعات جهانی

با گذار بشریت به هزاره سوم و افزایش هزینه‌های میلیتاریسم و مداخله گرایی در کشورهایی سلطه‌گر مانند آمریکا، آن‌ها به الگوها و روشهایی روی آورده‌اند که در عین حفظ اهداف و ماهیت جنگ، هزینه‌های میدانی و عملیاتی کمتری داشته باشد.
حنیف غفاری؛ کارشناس مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۴:۴۸ - ۱۷ دی ۱۴۰۳ - 2025 January 06
کد خبر: ۲۶۷۲۲۳

تغییر راهبرد منازعات جهانی

 

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ اگرچه ماهیت منازعات گذشته، جاری و آتی در حوزه روابط بین الملل تفاوتی با یکدیگر ندارد، اما راهبردهایی که ناظر بر این منازعات تعریف می شده تا حدود زیادی در جهان امروز کارآیی خود را از دست داده است. به عبارت بهتر، برداشت و ادراک بازیگران و دولتها از  مفاهیم و مصادیق جنگ و صلح  با آنچه در دوران جنگ جهانی دوم و پس از آن مشاهده کردیم، تفاوت پیدا کرده است. همین مسئله، بر روی نظریات سنتی در حوزه امنیت بین الملل نیز تاثیرگذاشته و حتی برخی از آنها را کاملا از صحنه مراودات جهانی محو ساخته است.

اصلی ترین پیش شرط در مواجهه با تهدیدات نوینی که امنیت کشورها یا نظام بین الملل را به چالش می کشد، تمرکز بر اصل "دگردیسی در حوزه  امنیت جهانی"است

 

مفهوم جنگ ترکیبی (هیبریدی) ناظر بر همین تحول اساسی شکل گرفته است. یکی از مصادیق جنگ های نوین، هدف قرار دادن زیرساختها با روشهایی غیر از بمباران یا استفاده از ابزارآلات و تسلیحات نظامی پیشرفته یا غیرپیشرفته است. به عنوان مثال، اخیرا یک کابل برق زیرآبی که فنلاند و استونی را از طریق دریای بالتیک به هم متصل می‌کند، دچار آسیب و قطع شد. این جدیدترین مورد از سلسله وقایعی  است که در آن زیرساخت‌های حیاتی از جمله کابل‌های مخابراتی و خطوط انرژی در دریای بالتیک آسیب دیده‌اند. این موضوع در دیگر نقاط جهان نیز به نحوی دیگر و در قبال سایر زیرساختها تبلور یافته و در عین عدم مطابقت با الگوهای جنگ کلاسیک، هزینه هایی فراتر از حد تصور را به دولتها، ارتش ها و بازیگران تحمیل می کند.

 

همان گونه که اشاره شد، در اینجا باید میان سه مولفه ماهیت، راهبرد و تاکتیک تفکیک و تمایزی هوشمندانه قائل شویم. به عبارتی بهتر، عدم تغییر ماهیت نبردها، به معنای عدم تغییر راهبردها و تاکتیک های تعریف شده در بطن آن نیست. با گذار بشریت به هزاره سوم و افزایش هزینه های میلیتاریسم و مداخله گرایی در کشورهایی سلطه گر مانند آمریکا، آنها به سوی الگوها و روشهایی روی آورده اند که در عین حفظ اهداف وماهیت جنگ، هزینه های میدانی و عملیاتی کمتری داشته باشد.

 

اصلی ترین پیش شرط در مواجهه با تهدیدات نوینی که امنیت کشورها یا نظام بین الملل را به چالش می کشد، تمرکز بر اصل "دگردیسی در حوزه  امنیت جهانی"است. بدون شک غرب تلاش می کند قواعد نبرد نوین و ترکیبی جدید را دیکته کرده و حدود و ثغور نظم نوین جهانی را بر مبنای آنها تعریف و تصدیق کند، اما در دوران جدید اساسا بازیگردانی تئوریک و میدانی غرب با توجه به تبلور حوادث غافلگیرکننده و دامنه گسترده آنها (که بخش مهمی از آنها نشات گرفته از ابتکار بازیگران است)، زیر سوال می رود.

 

در این برهه باید راهبرد های کلان و نوینی که در عرصه منازعات  و دراردوگاه غرب تئوریزه می شود را شناخت اما اسیر آنها نشد. به عبارت بهتر، امروز بازیگران غیرغربی نظم نوین جهانی بیش از قرن بیستم و حتی دو دهه ابتدایی قرن بیست و یکم، قدرت خلق آنتی تزها  و حتی تزهای نوین امنیتی -میدانی را دارا هستند. محصول این رصد و خلاقیت، محدود شدن بازی غرب در خلق و تحمیل قواعد جدید منازعه به جهان امروز و فردا خواهد بود.

 

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار