به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به تازگی شاهد گاف های پی در پی ترامپیست ها در معادله لبنان بوده ایم. دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا و نماینده ویژه آن در موضوع لبنان یعنی توماس باراک، به تازگی دست به هر اقدامی زده اند شاید بسترهای لازم برای خلع سلاح حزب الله لبنان فراهم شود. از افزایش تحرکات سیاسی تا بازی های تبلیغاتی و جنگ روانی و البته تهدیدات نظامی و امنیتی، همه و همه از سوی جریان های مخالف با مقاومت اسلامی لبنان مورد استفاده قرار گرفته است. با وجود این، جریان مقاومت در لبنان قدرتمندانه ایستاده است و با تکیه بر ظرفیت های مردمی تأکید می کند دست از سلاح خود نمی کشد.
بیراه نیست اگر بگوییم دولت ترامپ و متحدانش به معنای واقعی کلمه در معادله لبنان در بنبست راهبردی به سر می برند
شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزب الله به طور خاص این گزاره را مطرح کرده که چرا دولت لبنان در برابر اشغالگری رژیم صهیونیستی کنشگری فعالانه ندارد، اما بسیار جدی سعی در خلع سلح حزب الله و همراهی با دستورکارهای رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا دارد؟ در این راستا، برخی منابع به تازگی مدعی شده اند دولت ترامپ به دنبال طرحی است که در قالب آن رزمندگان حزب الله لبنان در ازای تحویل سلاح خود پول دریافت کنند؛ موضوعی که پس از مطرح شدنش با سیلی از تمسخر افکار عمومی لبنان و حامیان جریان مقاومت در این کشور رو به رو شده است.
توماس باراک نیز به تازگی در جریان حضورش در کنفرانس مطبوعاتی در لبنان با لحنی توهینآمیز خطاب به خبرنگاران لبنانی گفت، اگر مثل حیوان سر و صدا کنند جلسه را ترک خواهد کرد؛ موضوعی که با اعتراضات گسترده در لبنان رو به رو و حتی سبب شده است سفر باراک به جنوب لبنان به دلیل اعتراضات مردمی لغو شود. با وجود این، بیراه نیست اگر بگوییم دولت ترامپ و متحدانش به معنای واقعی کلمه در معادله لبنان در بنبست راهبردی به سر می برند؛ موضوعی که خود تحت تأثیر چهار مؤلفه مهم و راهبردی است:
نخست، اینکه آمریکا به عنوان بازیگری که سال ها سعی در ایفای نقشی پِررنگ در معادلات کلان منطقه غرب آسیا داشته، سیاستهای دوگانهای را در قبال کشورها و گروههای مختلف اتخاذ کرده است و می کند. از سویی واشنگتن به دنبال مقابله با نفوذ ایران در لبنان و منطقه است و حزبالله را گروه تروریستی میداند. از سوی دیگر، در بسیاری مواقع، از همپیمانیهای سیاسی و اقتصادی با کشورهای دیگر مانند عربستان و رژیم اشغالگر قدس استفاده کرده و اقداماتی انجام داده است که در تقابل با منافع لبنان و حتی تمامیت ارضی این کشور قرار داشتهاند.
در چنین شرایطی توماس باراک و همپیمانانش نمیتوانند با سیاستهایی که در آنها منافع ملی آمریکا غالب بر منافع بلندمدت منطقهای و لبنان است، به نتیجه دست یابند. این تضاد منافع، به ویژه در بعد سیاست خارجی تا حد زیادی به رسوایی بزرگ برای ترامپیست ها در پرونده خلع سلاح حزب الله لبنان و البته کلیت سیاست های آن ها در قبال این کشور تبدیل شده است.
دوم، اینکه لبنان کشوری با ساختار سیاسی و اجتماعی پیچیده است که در آن، نیروهای مختلف مذهبی و قومی در موازنه شکننده زندگی میکنند. حزبالله، به عنوان نیروی شیعی، بخش عمدهای از پایه اجتماعی و سیاسی خود را از جوامع شیعه در لبنان دریافت میکند.
این جریان همواره نشان داده متعهد به منافع ملی لبنان است و ایستادگی قدرتمندانه آن در برابر رژیم اشغالگر قدس برای حراست از کلیت امنیت ملی لبنان نیز نمودی عینی از این موضوع است. حال فشار خارجی برای خلع سلاح این گروه، بدون در نظر گرفتن حساسیتهای داخلی و ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان میتواند به بحرانهای بیشتری منجر شود. سیاستهای آمریکا، به ویژه با رهبری توماس باراک در لبنان، عملاً نادیدهگرفتن این واقعیتها را به نمایش می گذارد. حزب الله جریانی ریشهدار در لبنان و این در حالی است که سیاست های دولت ترامپ در قبال بیروت کاملاً سطحی هستند.
سوم، اینکه حضور و مداخلات آمریکا در غرب آسیا، به ویژه در جنگهای عراق و افغانستان باعث ایجاد نوعی بیاعتمادی عمومی نسبت به سیاستهای واشنگتن در کشورهای منطقه شده است. در لبنان، این بیاعتمادی ریشه های تاریخی دارد و تحربیات مختلف اثبات کرده اند آمریکا به هیچ وجه خیرخواه لبنان نیست و صرفاً منافع خود و رژیم صهیونیستی را در رابطه با این کشور مد نظر دارد.
حضور و مداخلات آمریکا در غرب آسیا، به ویژه در جنگهای عراق و افغانستان باعث ایجاد نوعی بیاعتمادی عمومی نسبت به سیاستهای واشنگتن در کشورهای منطقه شده است.
از این رو، حزبالله نه تنها در برابر فشارهای آمریکا ایستادگی کرده، بلکه توانسته است حمایتهای مردمی را به دلیل مبارزه با دخالتهای خارجی به دست آورد. بنابراین، هرگونه تلاش برای فشار به حزبالله در لبنان بیشتر باعث تقویت جایگاه این گروه میان مردم لبنان شده است و می شود و نه تنها به خلع سلاح حزب الله منجر نمی شود، بلکه جایگاه آن را به عنوان بازیگری در راستای تقابل با سلطهگری آمریکا و صهیونیست ها در لبنان تقویت کرده است.
چهارم، اینکه ترامپیست ها در صحنه لبنان صرفاً به دنبال نمایش هستند. اینکه دولت ترامپ طرحی ارائه می کند که در قالب آن گفته شده رزمندگان حزب الله در ازای دریافت پول اقدام به تحویل سلاح خود کنند، نشان می دهد تا چه اندازه واشنگتن از واقعیت های لبنان و مقاومت اسلامی این کشور ناآگاه است.
نگاه مادی به مبارزه مقدس و تفکر اعتقادی نیروهای حزب الله لبنان، مضحترین و دمدستیترین رویکردی است که دولت ترامپ می تواند در رابطه با این گروه مورد توجه داشته باشد. موضوعی که اکنون خود به مایه تمسخر این دولت و جنس رویکرد آن در رابطه با حزب الله تبدیل شده است. بی تردید از دل چنین نگاهی، دستاوردی برای ترامپیست ها به زیان حزب الله بیرون نخواهد آمد و تحرکات دولت آمریکا، بیش از پیش جایگاه مقاومت در لبنان و منطقه را تثبیت خواهد کرد.