گزارش «گاردین»؛

قانون جنگل، از بغداد تا کاراکاس

گذشته از تحولات کنونی در ونزوئلا، زمانی تلاش‌های آمریکا برای توجیه مداخلات یکجانبه و جنگ‌های غیرقانونی در پوشش امنیت جهانی یا حتی آزادسازی زنان افغان یا آزادی مردم عراق انجام می‌شد.
تاریخ انتشار: سه‌شنبه ۱۶ دی ۱۴۰۴ - 06 January 2026

قانون جنگل، از بغداد تا کاراکاس

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ هرگز به ذهنم خطور نکرد با هیچ حس نوستالژیک به جنگ عراق و حملات خارجی در چارچوب آنچه عموماً «جنگ علیه تروریسم» خوانده می‌شد، نگاه کنم؛ به زمانی که تلاش‌های جدی برای توجیه مداخلات یکجانبه و جنگ‌های غیرقانونی در پوشش امنیت جهانی یا حتی به عنوان وظیفه اخلاقی با هدف «آزادسازی زنان افغان» یا «آزادی مردم عراق» انجام می‌شد.

اتهام زنی در حالی است که ترامپ پیش تر سایر متهمان به جرایم مواد مخدر، ازجمله رئیس جمهور سابق هندوراس را عفو کرده بود

در حالی که نیکولاس مادورو، رئیس جمهور ونزوئلا و این کشور به وسیله ایالات متحده مورد تجاوز قرار گرفته است ، تقریباً هیچ تلاشی برای قرار دادن کودتا در هر بهانه ای جز منافع ایالات متحده وجود ندارد. همچنین هیچ تلاشی برای جلب رضایت نهادهای قانون‌گذار داخلی یا بین‌المللی و متحدان، چه رسد به عموم مردم، انجام نمی شود. از روزهایی که ایالات متحده سعی می‌کرد جهان را متقاعد کند صدام سلاح‌های کشتار جمعی دارد، با وجود اینکه مخفیانه اطلاع داشت هیچ اطلاعات موثقی ندارد، مدتها گذشته است.

پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده گفت، مادورو «اشتباه کرده و حقیقت را دریافته است» و افزود، «آمریکا می‌تواند اراده خود را در هر کجا و هر زمان تحمیل کند». همچنین دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا گفت، ایالات متحده اکنون ونزوئلا را مدیریت خواهد کرد و عنوان کرد: ما در رابطه با نفت ونزوئلا مداخله خواهیم کرد.

رئیس جمهور آمریکا تلاش چندانی برای توجیه بازداشت مادورو نکرد. وی ظاهراً به جرم «تروریسم مواد مخدر» و همچنین اتهامات دیگری ازجمله «توطئه برای دستیابی به مسلسل و ابزارهای مخرب علیه ایالات متحده» مجرم شناخته شده است؛ اتهاماتی که به مراتب کمتر از تهاجم و آدم‌ربایی هستند و به نظر نمی‌آید خود ترامپ آنها را خیلی جدی بگیرد.

این اتهام زنی در حالی است که ترامپ پیش تر سایر متهمان به جرایم مواد مخدر، ازجمله رئیس جمهور سابق هندوراس و نیز مجرمانی را که حکم حبس ابد داشتند عفو و آزاد کرده بود.

اصل ماجرا، همانطور که در پست‌های پیروزمندانه شبکه‌های اجتماعی، ازجمله ویدئوهایی که ترامپ را در قامت سرکرده یک باند مافیایی نشان می‌دهند مشهود است، تضعیف این تصور است که اقدامات ایالات متحده مشمول روند قانونی است. کودتای ونزوئلا نمایشی از حاکمیت قانون نیست، بلکه اثبات این است ایالات متحده خود را در جنگلی خودساخته قانون‌مدار، بالاتر از هر مقام دیگری می‌داند. این کشور می خواهد قدرت و وحشیگری خود را در پوشش تاریکی آزاد کند و ده‌ها انسان بی‌گناه را بدون مجازات به قتل برساند، چه رسد به اینکه با هرگونه پاسخگویی یا محکومیتی روبرو شود.

واکنش‌ها تاکنون این را ثابت کرده‌اند. این صحنه‌ها، اقدامات و اظهارات خارق‌العاده، به لطف پاسخ‌های سست و مرددی که به شنیدنشان عادت کرده‌ایم، اکنون موضوعی عادی تلقی می‌شوند. کی‌یر استارمر می‌گوید، اوضاع «به سرعت در حال تغییر است» و اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اروپا تأیید می‌کند، «اوضاع ونزوئلا را از نزدیک زیر نظر دارم. هر راه‌حلی باید به قوانین بین‌المللی و منشور سازمان ملل متحد احترام بگذارد». کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا نیز اطمینان می‌دهد اتحادیه اروپا وضعیت را از نزدیک زیر نظر دارد، همانطور که دولت استرالیا و دیگران نیز همین مواضع را مطرح می کنند.

وارد سالی سرنوشت‌ساز می‌شویم. بحران ونزوئلا اکنون به وجود آمده است که می تواند سازوکار نظم جهانی را تضعیف کند

چیزی که بارها و بارها به مردم القا می‌شود، این است که مادورو مرد بسیار بدی بود. حتی وقتی بر اهمیت قوانین بین‌المللی تأکید می‌شود، همیشه با محکومیت مادورو همراه است. ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا همواره این کمپین رهبری می‌کند و در نخستین موضع خود، روز شنبه در توییتی نوشت: بریتانیا پیوسته مشروعیت نیکولاس مادورو را رد کرده بود و خواستار انتقال مسالمت‌آمیز قدرت در ونزوئلا شده است.

وی افزود: همانطور که نخست وزیر بریتانیا عنوان کرده است، ما از قوانین بین‌المللی حمایت می‌کنیم و تمرکز جمعی ما اکنون باید بر دستیابی به انتقال مسالمت‌آمیز به دولتی دموکراتیک باشد.

نکته قابل توجه در این موضع گیری اعتراف نکردن به نقض قوانین بین‌المللی یا شناسایی عامل آن و هیچ گونه ضمانت عملی برای اجراست.

وارد سالی سرنوشت‌ساز می‌شویم. بحران ونزوئلا اکنون به وجود آمده است که می تواند سازوکار نظم جهانی را تضعیف کند. جهان برای چنین لحظه‌ای آماده است. خاورمیانه نقطه اشتعال دائمی بحران است که به عرصه رقابت بین کشورهای نوظهور حوزه خلیج فارس تبدیل می‌شود و به دلیل اقدامات کنترل نشده ایالات متحده و متحدش، اسرائیل به طور فزاینده‌ای بی‌ثبات می‌شود. این موضوع به وضوح در فلسطین، سوریه و لبنان مشهود است.

این تحولات امکان دارد مانند جرقه ای زودگذر در اخبار به نظر آید، اما عربستان سعودی و امارات متحده عربی که زمانی متحدان نزدیکی با جاه‌طلبی‌های منطقه‌ای فزاینده بودند، اکنون با وضعیت پرتنشی بر سر یمن و جناح‌هایی که در درگیری جاری از آنها حمایت می‌کنند، روبرو هستند. افزایش لفاظی‌ها و اقدامات نظامی، به ویژه حمله عربستان سعودی به محموله خودروهای زرهی اماراتی که به مقصد یمن در حرکت بود و گفته می‌شود امنیت ملی عربستان سعودی را تهدید می‌کند، نشان دهنده تنش بی‌سابقه در حوزه خلیج فارس است.

نقش جدید و بحث‌برانگیز امارات در منطقه و فراتر از آن، به ویژه در جنگ وحشیانه سودان، به این هرج و مرج دامن زده و آن را به فهرست کشورهایی افزوده است که عملاً هیچ پیامدی در سراسر خلیج فارس ندارند. اعتراضات اقتصادی در ایران توجه ترامپ را به خود جلب کرده است و تهدیدهایش مبنی بر حملات بیشتر، چشم‌انداز تغییر نظام را دوباره در کانون توجه قرار داده است. علاوه بر این، تهدید ترامپ برای الحاق گرینلند نشان دهنده وسعت و خطر روند کنونی است.

ارسال نظر
پربیننده ترین اخبار
یادداشت کریستینا شطح، تحلیلگر لبنانی؛ / ۲ روز پیش