رهبر انصارالله: بسیاری از حکام عرب در حال خوش‌خدمتی به اسرائیل هستند عبور نخستین کشتی حامل گاز قطر از تنگه هرمز با مجوز ایران عربستان خواهان کاهش تنش با ایران است یمن: تردد کشتی‌های عربستانی در دریای سرخ ممنوع است  بیانیه سنتکام در منطقه: تنگه هرمز یک آبراه بین المللی است! شنیده شدن صدای انفجار‌های شدید در استان سلیمانیه عراق بازداشت سرباز ارتش اسرائیل به اتهام جاسوسی برای ایران مقاومت عراق پاسخ به حملات آمریکا را به بعد از اربعین موکول کرد حمله پهپادی به مرکز ذخیره‌سازی شناور LNG آمریکا در مصر در دیدار نتانیاهو با وزیر جنگ آمریکا چه گذشت؟ + ویدیو دور تازه تحریم‌های ایالات متحده / آمریکا ۸ نفتکش و ۱۰ نهاد مرتبط با ایران را تحریم کرد ادعا‌های ترامپ در مورد آمادگی برای حمله مجدد به ایران ایران حملات تجاوزکارانه آمریکا و عربستان به عراق را به شدت محکوم کرد احتمال لغو سفر الزیدی به عربستان دستور موساد به مقامات برای در امان ماندن از حملات انتقامی ایران آمریکا به اتباع خود درباره سفر به عراق هشدار داد؛ «به هیچ دلیلی به عراق سفر نکنید»
یادداشت سیدعلی نجات، کارشناس مسائل غرب آسیا؛

محاسبات ایران در انتخاب میانجی بی‌طرف

از منظر محاسبات راهبردی ایران، انتخاب میانجی‌ای که دستورکار پنهان نداشته باشد، اهمیت اساسی دارد. بسیاری از میانجی‌های بالقوه اعم از برخی کشورهای عربی یا بازیگران اروپایی ذی‌نفع نتیجه مذاکرات هستند یا به وسیله پیوندهای امنیتی و سیاسی، به یکی از طرف‌ها نزدیک‌تر تلقی می‌شوند.
سیدعلی نجات؛ کارشناس مسائل غرب آسیا
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۱ - ۱۹ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 08
کد خبر: ۳۰۱۲۷۰

محاسبات ایران در انتخاب میانجی بی‌طرف

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ انتقال محل مذاکرات میان ایران و آمریکا از استانبول به مسقط و واگذاری کامل نقش میانجی به سلطنت عمان، صرفاً تصمیم لجستیکی یا تشریفاتی نبود، بلکه بازتاب‌دهنده مجموعه‌ای از محاسبات راهبردی تهران درباره ماهیت، دامنه و چارچوب گفت‌وگو با واشنگتن است. این تصمیم در شرایطی اتخاذ شد که حتی پیش از آغاز رسمی مذاکرات، نشانه‌هایی از شکنندگی روند گفت‌وگو و احتمال شکست زودهنگام آن وجود داشت. از این منظر، انتخاب عمان را باید بخشی از تلاش ایران برای مدیریت خطرات سیاسی، امنیتی و رسانه‌ای مذاکرات دانست.

مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۲ میلادی که نهایتاً به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ میلادی انجامید، در مسقط آغاز شد

سلطنت عمان چهار دهه گذشته جایگاهی متمایز در دیپلماسی منطقه‌ای به دست آورده است؛ جایگاهی که نه بر قدرت سخت یا وزن اقتصادی، بلکه بر سیاست خارجی مبتنی بر بی‌طرفی فعال استوار است. این الگو که از دوران سلطان قابوس بنیان نهاده شد و در دوره سلطان هیثم بن طارق نیز تداوم یافته، بر اصولی همچون مداخله نکردن در منازعات، پرهیز از صف‌بندی‌های تقابلی، حفظ روابط متوازن با بازیگران متعارض، و اولویت دادن به گفت‌وگو به‌عنوان ابزار مدیریت بحران تأکید دارد. چنین رویکردی، عمان را به یکی از معدود بازیگران منطقه‌ای تبدیل کرده که هم‌زمان از سطحی از اعتماد در تهران و واشنگتن برخوردار است.

در چارچوب نظریه‌های میانجیگری، نقش عمان را می‌توان ذیل میانجیگری ارتباطی طبقه‌بندی کرد. در این نوع میانجیگری، بازیگر میانجی به‌دنبال ارائه راه‌حل‌های محتوایی نیست و در تدوین توافق نهایی نقش مستقیم ایفا نمی‌کند، بلکه مأموریت اصلی آن تسهیل ارتباط، کاهش سوءبرداشت‌ها، انتقال دقیق پیام‌ها و ایجاد بستر امن برای تبادل دیدگاه‌هاست. این الگو با ترجیحات ایران هم‌خوانی دارد، زیرا امکان کنترل دستورکار مذاکرات و جلوگیری از گسترش آن به حوزه‌های حساس‌تر مانند برنامه موشکی یا نقش منطقه‌ای ایران را فراهم می‌کند.

سابقه عملکرد عمان در این زمینه، یکی از مهم‌ترین عوامل اعتماد ایران به این کشور است. مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا در سال ۲۰۱۲ میلادی که نهایتاً به توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ میلادی انجامید، در مسقط آغاز شد. حتی پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ میلادی و افزایش تنش‌های نظامی و سیاسی در خلیج فارس، عمان همچنان نقش کانال ارتباطی غیرمستقیم را حفظ و در مقاطع بحرانی، از تبادل پیام‌ها و کاهش سوءمحاسبه‌ها حمایت کرد. این سابقه، برای تهران سرمایه‌ای مهم محسوب می‌شود، چرا که افشای زودهنگام پیام‌ها یا شکست کانال‌های محرمانه می‌تواند هزینه‌های امنیتی قابل توجهی به همراه داشته باشد.

از منظر محاسبات راهبردی ایران، انتخاب میانجی‌ای که فاقد دستورکار پنهان باشد، اهمیت اساسی دارد. بسیاری از میانجی‌های بالقوه اعم از برخی کشورهای عربی یا بازیگران اروپایی خود ذی‌نفع نتیجه مذاکرات هستند یا از طریق پیوندهای امنیتی و سیاسی، به یکی از طرفین نزدیک‌تر تلقی می‌شوند. در مقابل، عمان نه در ائتلاف‌های ضدایرانی مشارکت داشته و نه از میانجیگری به‌عنوان ابزاری برای ارتقای جایگاه ژئوپولیتیکی خود از مسیر بحران‌سازی استفاده کرده است. منافع مسقط بیش از هر چیز در ثبات منطقه‌ای، امنیت تنگه هرمز و جلوگیری از تشدید تنش‌های نظامی تعریف می‌شود؛ امری که تا حد زیادی با اولویت‌های امنیتی ایران هم‌پوشانی دارد.

ایران، عمان را نه به‌عنوان متحد، بلکه به‌عنوان میانجی قابل اعتماد می‌نگرد؛ تمایزی که در دیپلماسی تهران اهمیت بنیادین دارد

اصرار تهران بر دوجانبه ماندن مذاکرات و مخالفت با قالب‌های گسترده منطقه‌ای نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. ایران نگران است که حضور بازیگران ثالث یا ناظران متعدد، مذاکرات را به عرصه‌ای برای فشار سیاسی، مانور رسانه‌ای یا طرح مطالبات فرابرجامی تبدیل کند. انتقال گفت‌وگوها به مسقط، در عمل امکان کاهش این فشارها و حفظ تمرکز مذاکرات بر پرونده هسته‌ای را فراهم می‌کند.

این تحولات در بستری منطقه‌ای رخ می‌دهد که با افزایش تحرکات نظامی در خلیج فارس، حوادث اصطکاکی در دریای عرب همراه است. در چنین فضایی، برخی بازیگران به‌ویژه رژیم صهیونیستی نسبت به هرگونه توافقی که بتواند آزادی عمل نظامی آن‌ها را محدود کند، موضعی انتقادی دارند. در مقابل، عمان به‌عنوان یکی از معدود کشورهای خلیج فارس، فعالانه در پی کاهش تنش و حفظ کانال‌های گفت‌وگو است.

در نهایت، باید تأکید کرد که ایران، عمان را نه به‌عنوان متحد، بلکه به‌عنوان میانجی قابل اعتماد می‌نگرد؛ تمایزی که در دیپلماسی تهران اهمیت بنیادین دارد. از این منظر، انتخاب عمان تصمیمی راهبردی و مبتنی بر تجربه تاریخی، محاسبات امنیتی و درک واقع‌بینانه از موازنه‌های منطقه‌ای است. هرچند میانجیگری عمان الزاماً به حل‌وفصل نهایی منازعات منجر نشده است، اما در جلوگیری از تشدید بحران‌ها و حفظ حداقل سطحی از گفت‌وگو میان ایران و آمریکا، نقشی مؤثر و پایدار ایفا کرده؛ نقشی که در شرایط کنونی منطقه، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است.

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
تحلیل های برگزیده
پرطرفدارترین اخبار