به آقای میثاقی حداقل تا نوروز استراحت مطلق بدهید

به گزارش راهبرد معاصر؛ گاهی بعضی جملهها آنقدر «بدموقع» گفته میشوند که آدم ترجیح میدهد گویندهشان کمی هم به استراحت فکر کند؛ نه برای خودش، برای اعصاب عمومی. شاید بد نباشد آقای میثاقی حداقل تا نوروز یک مرخصی مطلق بگیرد تا هم او نفسی تازه کند، هم مخاطبانی که هر بار بعد از شنیدن چند کلمه، به جای تحلیل فوتبال باید درباره همدلی انسانی فکر کنند.
کاش به آقای میثاقی حداقل تا نوروز استراحت بدهند که حواشی کمتر شود...
آنچه میخوانید یادداشتی از روزنامه «اعتماد» است:
در یک ماه بحرانی گذشته کشور همه گروههای سیاسی و اجتماعی با وجود همه اختلافات که گاهی بسیار بنیادین هستند، همگی روی یک نقطه اشتراک داشتند؛ اینکه تعداد زیادی از هموطنان ما - در واقع هزاران نفر- جان خود را از دست دادهاند. سوگواری برای چنین فقدانی طبیعیترین واکنش انسانی است البته اگر شما مجری صداوسیما نباشید. هنوز چند روز از ماجرای سوال چهار گزینهای برنامه شبکه افق در مورد نحوه نگهداری اجساد کشتهشدگان نگذشته بود که یکی دیگر از مجریان صداوسیما دوباره تصمیم گرفت نمک پاشیدن روی زخم مردم را امتحان کند. محمدحسین میثاقی، مجری برنامه فوتبال برتر با تمسخر کاپیتان پرسپولیس که به زبان حال گفته بود این روزها حال و هوای خوبی بر کشور حاکم نیست، علاوه بر زیر سوال بردن چنین وضعیتی روی آنتن زنده به او گفت «اگه حال نداری برو بشین خونه». میثاقی با این جمله یک بار دیگر ثابت کرد که چرا او باید هر هفته سه ساعت آنتن زنده تلویزیون را در اختیار داشته باشد و دیگران نه. سابقه این مجری صداوسیما نشان میدهد او در تمام این سالها آنتن گرفته و یکهتازی کرده فقط برای همین بزنگاهها. او به جای تمام مجریان مستقل هست تا همین تکجملهها را در شرایط خاص بگوید. او هست تا به فوتبالیستهایی که در چارچوب فکری خودش و روسایش جا نمیگیرند، حمله کند. او هست تا تتو زدن فوتبالیستها را در حد قتل عمد بزرگنمایی کند. او هست تا تخلفات انتخابات فدراسیون را بیاهمیت جلوه بدهد و مدیران فدراسیون را سفیدشویی کند. او هست تا از مربی که تیمش در سه بازی جام ملتهای امیدهای آسیا صفر گل زده و حذف شده گواردیولا بسازد. وگرنه باقی برنامه که نکته خاصی ندارد. همه آنچه او میخواهد در طول برنامهاش نشان بدهد مردم از قبل میدانند؛ هم خلاصه بازیها در دسترسشان است، هم کارشناسی داوری، هم اظهارات مربیان و بازیکنان. همه حاشیهها و اخباری که قرار است در برنامه دوشنبه شب نشان داده شود در طول هفته بارها از تریبونهای مختلف منتشر شدهاند. دیگر مرجعیتی در کار نیست و تنها میماند همین خودشیرینیهای گاهوبیگاه برای اصحاب قدرت در فوتبال. با همه این تفاسیر اظهارات اخیر او در کوچک شمردن اتفاقات ماه گذشته کشور برای خیلیها دردناک بوده است. بسیاری از آنهایی که جانشان را از دست دادهاند طرفدار همین تیمهای استقلال و پرسپولیس و تراکتور بودند. عکس امثال سروش رفیعی و روزبه چشمی و علیرضا بیرانوند به در و دیوار اتاقشان بود. هر هفته پای اخبار تیمهایشان مینشستند و با وسواس اتفاقات را رصد میکردند. حالا همه آنها زیر خروارها خاک خوابیدهاند. در چنین شرایطی که همه از «غم بزرگ» میگویند آیا همدلی کار خیلی سختی است؟ آیا درک همدلی دیگران اینقدر طاقتفرساست؟ همین دیروز رییسجمهور در سخنرانی 22 بهمن دوباره تکرار کرد اتفاقات 18 و 19 دی «غم بزرگی برای کشور ما ایجاد کرد.» خدا را شکر میثاقی و امثال او هم دوره سعدی نبودند وگرنه وقتی شیخ اجل میسرود «تو کز محنت دیگران بیغمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» پاسخ میدادند «حالت خوب نیست، برو بشین خونه؛ لازم نیست شعر بگی!»