واکنش تند رئیس مجلس به اظهارات ترامپ ورود کمیسیون امنیت ملی مجلس به برگزاری تجمعات اخیر در دانشگاه‌ها دفتر حسن روحانی گزارش فیگارو را تکذیب کرد فرمانده جدید تیپ نیرو‌های ویژه صابرین منصوب شد/ سردار محمد حسینی کیست؟ اقدام مضحک مزدوران منافقین در تهران رزمایش ترکیبی ۱۴۰۴ نیروی زمینی سپاه برگزار شد عارف: تاکنون به بیش از دو هزار خانواده جان‌باختگان سرکشی شده است کشف ۱۵ قبضه سلاح جنگی در عملیات پلیس در نی‌ریز پزشکیان: اقدامات ایالات متحده را از نزدیک زیر نظر داریم پزشکیان: مذاکرات اخیر با سیگنال‌های دلگرم‌کننده همراه بود پزشکیان: افراد یا گروه‌هایی که اسناد و مدارکی در زمینه حوادث دی‌ماه دارند، ارائه کنند ادعای نیویورک تایمز از بازآرایی هرم قدرت در ایران / علی لاریجانی در کانون تصمیم‌های امنیتی واکنش نشریه سپاه به ادعای پناه گرفتن «ایران» و «فرماندهان ایران» در زیر بیمارستان‌ها عارف: دولت مال مردم‌خور نیست/ امروز کسی نگاه توهین‌آمیز به بخش خصوصی ندارد
یادداشت سفیان التل، تحلیلگر مسائل بین‌الملل؛

شکست افسانه غرق‌ناپذیری ناوهای آمریکا

عبور از تسلیحات کلاسیک به واقعیت تبدیل و از کار انداختن ناو هواپیمابر از لحاظ تئوری امکان‌پذیر شده است، در حالی که غرق کردن کامل آن همچنان یکی از سلاح‌های مخفی‌ای است که دارندگان آن برای غافلگیر کردن دشمن، فاش نمی‌کنند.
سفیان التل؛ تحلیلگر مسائل بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۴:۱۰ - ۰۶ اسفند ۱۴۰۴ - 2026 February 25
کد خبر: ۳۰۲۶۴۴

شکست افسانه غرق‌ناپذیری ناوهای آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ روند ساخت ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد سال ۲۰۰۵ میلادی آغاز شد و متوجه شدم نقشه‌هایش کاملاً آماده شده بود و بر مبنای داده‌ها و علوم نظامی موجود تا سال ۲۰۰۵ میلادی بر پایه‌های دفاعی ساخته شده بود که آن را غرق‌ناپذیر می‌کرد.

بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی ۲۰ سال توسعه علمی و نظامی رخ داد و فناوری‌های جدیدی ظهور کردند که در طرح‌ها و نقشه‌های اولیه ناوهای هواپیمابر در نظر گرفته نشده بودند. علاوه بر این، ناو هواپیمابر USS Enterprise که سال ۱۹۶۱ میلادی وارد خدمت شد، پس از بیش از ۵۵ سال خدمت، سوم فوریه ۲۰۱۷ میلادی رسماً از رده خارج شد.

از منظر مهندسی، هیچ کشتی دریایی با در نظر گرفتن امکان مطلق نداشتن غرق شدن طراحی نمی‌شود

یک تفکر راهبردی

ناو هواپیمابر یو اس اس جرالد آر. فورد یکی از پیشرفته‌ترین کشتی‌های جنگی تاریخ معاصر است و اغلب «غرق‌ناپذیر» توصیف می‌شود. با وجود این، گرچه توصیف در زمینه نظامی صادق، اما نسبی است و مطلق نیست. سؤال این نیست آیا غرق کردن آن از نظر تئوری امکان‌پذیر است یا خیر، بلکه این است آیا فلسفه طراحی دفاعی آن همچنان می‌تواند با پیشرفت‌های سریع علمی و نظامی که جهان بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی شاهد بوده است، همگام باشد یا خیر.

کار طراحی ناو هواپیمابر یو اس اس جرالد آر. فورد در آغاز هزاره جدید آغاز شد و ساختش حدود سال ۲۰۰۵ میلادی وارد مرحله نهایی شد. این یعنی طرح‌های مهندسی و دکترین‌های دفاعی مبنای ساخت ناو از علوم نظامی موجود، فناوری‌های تسلیحاتی و الگوهای تهدید پیش‌بینی‌شده در آن زمان الهام گرفته شده بود. تهدیدات دریایی سنتی، مانند موشک‌های ضد کشتی و ضد زیردریایی به خوبی شناخته شده و در سامانه های دفاعی موجود گنجانده شده بودند و به جرالد آر. فورد اجازه می‌داد به عنوان کشتی بسیار مستحکم و چند ساختاری طراحی شود که قادر به وارد شدن خسارت بدون از دست دادن توانایی رزمی باشد.

از منظر مهندسی، هیچ کشتی دریایی با در نظر گرفتن امکان مطلق نداشتن غرق شدن طراحی نمی‌شود، بلکه اصل بقا پس از اصابت گلوله مد نظر قرار می‌گیرد. ناو هواپیمابر جرالد آر. فورد به طرح داخلی پیچیده ای متکی است که خطر غرق شدن آبشاری، سامانه های پیشرفته اطفای حریق و کنترل خسارت و توانایی ادامه عملیات حتی پس از اصابت مستقیم گلوله را کاهش می دهد. با وجود این موارد، باید نوع خاصی از تهدید و سناریوهای جنگی نسبتاً متعارف را در چارچوب پارامترهای آن دوران در نظر گرفت.

بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی دنیای نظامی شاهد تحولات مهمی بود که بخشی از محاسبات اولیه طراحی نبودند. ازجمله برجسته‌ترین این تحولات عبارتند از:

  • ظهور موشک‌های مافوق صوت با سرعت و مسیری که رهگیری آنها دشوار است 
  • قابلیت‌های رو به رشد جنگ سایبری که سامانه های فرماندهی و کنترل را هدف قرار می‌دهد
  • ظهور انبوه پهپادها به عنوان وسیله‌ای برای غلبه بر پدافندها به وسیله اشباع 
  • پیشرفت فناوری‌های حسگر و هوش مصنوعی در ردیابی اهداف کوچک، بزرگ، پیچیده و متحرک

این تحولات لزوماً به این معنی نیست ناو هواپیمابر ضعیف شده است، اما سؤالات مشروعی را در زمینه کفایت فلسفه دفاعی ای که دو دهه پیش ایجاد شده بود، مطرح می‌کنند. در آن زمان، تهدیدات دریایی متعارف شناخته شده و در طراحی ناوهای هواپیمابر که بر دفاع لایه‌ای و سامانه های کنترل آسیب پیشرفته متکی بودند، ادغام شدند.

با وجود این، بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی جهان شاهد پیشرفت‌های علمی و نظامی عظیم و سریعی بود. به عنوان نمونه، چین در هزینه‌های نظامی و نوآوری جهش چشمگیری داشت و نرخ توسعه آن بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ میلادی تقریباً ۲۵۰ تا ۳۰۰ درصد افزایش یافت و آن را به نزدیکترین رقیب جهانی تبدیل کرد. در مقابل، آمریکا تسلط خود را با رشد کندتر با نرخ توسعه تخمینی ۱۶۰ تا ۱۸۰ درصد حفظ کرد. روسیه نیز علاوه بر حفظ زرادخانه هسته‌ای خود، با نرخ توسعه تخمینی ۱۴۰ تا ۱۶۰ درصد، به نوسازی گزینشی دست یافت. ایران، که از یک پایگاه متوسط ​​شروع کرد، جهش نسبتاً قابل توجهی در قابلیت‌های موشکی و پهپادی با نرخ توسعه تخمینی ۳۰۰ تا ۳۵۰ درصد داشته است.

در این زمینه، سؤال دیگری در زمینه طرز فکر برخی کشورهایی که به دنبال تقلید از آمریکا در اندازه ناوگان یا تعداد ناوهای هواپیمابر خود نیستند، مانند چین، روسیه یا ایران مطرح می‌شود. تفکر نظامی این کشورها (تفکر خارج از چارچوب) به جای درگیر شدن در رقابت تسلیحاتی پرهزینه و متعارف، بر دور زدن این مدل و جست وجوی ابزارهای غیرمتعارف برای خنثی سازی، غیرفعال کردن یا حتی غرق کردن مستقیم ناو تمرکز دارد.

در این چارچوب، بحث‌هایی در زمینه فناوری‌های مبتنی بر تابش، مایکروویو یا سایر منابع انرژی هدایت‌شده مطرح می‌شود. در اصل، هیچ چیز مانع توسعه دستگاه‌هایی که از مایکروویوهای پرقدرت، پالس‌های الکترومغناطیسی یا لیزرهای پرانرژی استفاده می‌کنند، نمی‌شود. با وجود این، نقش بالقوه این فناوری‌ها، آنطور که در حال حاضر درک می‌شود، ذوب کردن یا تخریب فیزیکی بدنه ناو هواپیمابر نیست، بلکه غیرفعال کردن یا اختلال در قطعات الکترونیکی حساس، از کار انداختن سامانه های رادار، ناوبری و ارتباطی یا مختل کردن سامانه های کنترل پرواز در عرشه ناو هواپیمابر است.

بحث‌هایی در زمینه فناوری‌های مبتنی بر تابش، مایکروویو یا سایر منابع انرژی هدایت‌شده مطرح می‌شود

ایده ذوب کردن فولاد ضخیم دریایی، سازه‌های زرهی یا قطعات آنها با استفاده از تشعشعات میدان‌های جنگی، با توجه به شرایط فعلی به دلیل نیاز بسیار زیاد به انرژی، پراکندگی تشعشعات و دشواری هدف‌گیری دقیق هدف متحرک که به وسیله لایه‌های دفاعی متعدد محافظت می‌شود، غیرواقعی است. با وجود این، نمی‌توان تأیید یا رد کرد کسانی هستند که در این زمینه فکر و کار می‌کنند و فعالیت‌های خود را پنهانی انجام می دهند. غافلگیر کردن دشمن با سلاح‌های غیرمنتظره همیشه عنصر اصلی برنامه‌ریزی نظامی بوده و هست.

خطر واقعی نه در سلاح انفجاری قوی، بلکه در ادغام چندین حوزه نهفته است، مانند حمله سایبری که سامانه های فرماندهی و کنترل رزمی و پارازیت الکترومغناطیسی که سامانه های حسگر را مختل می‌کنند و به دنبال آن حمله فیزیکی متعارف. در چنین سناریویی، ناو هواپیمابر از سکوی بسیار سازمان‌یافته به ساختاری پیچیده تبدیل می‌شود که از گلوگاه‌های اطلاعاتی رنج می‌برد، که یکی از جدی‌ترین چالش‌های پیش روی ارتش‌های مدرن است.

تاریخ نظامی نشان می‌دهد آنچه به عنوان علم مخفی توصیف می‌شود، کشف قوانین فیزیکی جدید نیست (که در صورت وقوع، شگفت‌انگیز و پیشگامانه خواهد بود)، بلکه کاربردهای نوآورانه علوم موجود است. نوآوری اغلب در روش ادغام، کاربرد و نه در ذات خود علم نهفته است. بنابراین، با وجود امکان وجود فناوری‌هایی که جزئیات آنها فاش نشده است، پیشرفت‌های چین و ایران نیز در این زمینه مورد توجه قرار خواهد گرفت.

رسانه‌ها در حال حاضر از دستاورد چینی با نام «قاتل ناو هواپیمابر» خبر می‌دهند؛ موشک بالستیک هواپرتابی که احتمالاً برای هدف قرار دادن ناوهای هواپیمابر و کشتی‌های جنگی آمریکا طراحی شده است. از آنجا که این موشک هایپرسونیک از سامانه هدایت منحصر به فرد استفاده می‌کند، قادر به مانور و گریز از سلاح‌های ضد هوایی است.

در زمینه تهدیدات ایران مبنی بر اینکه «سلاح قادر به غرق کردن کشتی، از خود کشتی خطرناک‌تر است»، از منابع صهیونیست صحبت‌هایی در زمینه «اژدر نهنگ» وجود دارد که از زیر آب پرتاب می‌شود، در حفره فوقانی عمل و درون حباب گاز حرکت می‌کند که اصطکاکش را با آب کاهش می‌دهد، با سرعتی تا ۳۶۰ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند که زمان واکنش کشتی‌های هدف قرار گرفته را کاهش می‌دهد و مقابله با آن را دشوار می‌کند.

در نتیجه، عبور از تسلیحات کلاسیک به واقعیت تبدیل شده است و از کار انداختن ناو هواپیمابر از لحاظ تئوری امکان‌پذیر شده است، در حالی که غرق کردن کامل آن همچنان یکی از سلاح‌های مخفی ای است که دارندگان آن برای غافلگیر کردن دشمن، فاش نمی‌کنند.

ارسال نظر
تحلیل های برگزیده
آخرین اخبار