«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛ 

پیامد سنگین جنگ/رکود تورمی در کمین یانکی‌ها

تداوم جنگ رژیم صهیونیستی-آمریکا علیه ایران پیامدهای سنگینی مانند کاهش بودجه عمومی، افزایش هزینه‌های نظامی و ورود به مارپیچ رکود تورمی برای واشنگتن به همراه خواهد داشت. 
توحید ورستان؛ کارشناس اقتصاد بین‌الملل
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۹ - ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ - 2026 March 17
کد خبر: ۳۰۴۱۲۶

پیامد سنگین جنگ/رکود تورمی در کمین یانکی‌ها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دومین جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در یک سال اخیر در بحبوحه پيشرفت مذاکرات بر سر برنامه هسته‌ای ایران آغاز شد، جنگی که اظهارات جنگ طلبانه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا رقم زننده آن بود. 

آمریکا احتمالاً بتواند هزینه‌های عملیات نظامی را برای مدت کوتاهی تحمل کند، اما ادامه جنگ برای مدت طولانی چالشی واقعی برای امور مالی عمومی این کشور ایجاد می‌کند

ترامپ به وضوح گفت، ایران پس از حملات به تأسیسات هسته‌ای، برنامه هسته‌ای خود را ازسر گرفته است. وی برای نخستین بار به صراحت سامانه موشکی ایران را تهدیدی برای اروپا و حتی آمریکا توصیف کرد. در واقع، تضامین‌ تهران را درباره ماهیت صلح‌آمیز برنامه هسته‌ای رد کرد و خواستار توقف کامل غنی‌سازی اورانیوم شد. وی همچنین اصرار داشت زرادخانه موشک‌های بالستیک ایران در مذاکرات گنجانده شود، خواسته‌هایی که ایران همواره آن‌ها را رد کرده است. 

زیاده‌خواهی ترامپ به جنگی منجر شده است که پیامدهای جدی به ویژه در حوزه اقتصاد جهانی و در رأس آن برای آمريکا دارد. واشنگتن که با ۳۸ تریلیون دلار بدهکارترین کشور جهان است، به شدت در برابر تداوم شرایط کنونی شکننده خواهد بود. همچنین، این روند می‌تواند جایگاه سیاسی دولت ترامپ را متزلزل‌تر کند. 

رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد تا شهروندان آمریکایی را درباره پیامدهای اقتصادی دخالت کشورش در جنگ غرب آسیا مطمئن کند و مدعی شد اثرات اقتصادی زیاد نخواهد بود. اما بسیاری از گزارش‌ها و برآوردهای اقتصادی نشان می‌دهد هزینه جنگ می‌تواند بسیار بالاتر از تخمین‌ها باشد. به گفته یکی از مقام‌های کنگره آمریکا، برآورد اولیه پنتاگون از هزینه عملیات نظامی در ایران روزانه حدود 1 میلیارد دلار است و این رقم حتی برای اقتصادی به بزرگی آمریکا بار مالی هنگفتی نشان می‌دهد. 

کاهش بودجه عمومی آمریکا 

آمریکا احتمالاً بتواند هزینه‌های عملیات نظامی را برای مدت کوتاهی تحمل کند، اما ادامه جنگ برای مدت طولانی چالشی واقعی برای امور مالی عمومی این کشور ایجاد می‌کند. احتمالاً ادامه هزینه‌های نظامی در این سطح به طور کامل در برآوردهای واشنگتن یا وزارت جنگ آمریکا درنظر گرفته نشود، به‌ويژه اگر عملیات نظامی برای مدت طولانی ادامه یابد. 

به‌تازگی برخی شاخص‌های اقتصادی مانند افزایش قیمت سوخت در آمریکا نمایان شده‌اند، به طوری که قیمت هر گالن دست‌کم ۲۰ سنت افزایش یافته که به‌طور مستقیم با تنش‌های نظامی در منطقه خلیج فارس و جنگ جاری در غرب آسیا مرتبط است. افزایش قیمت سوخت، عاملی تأثیرگذار در اقتصاد آمریکاست، زیرا افزایش هزینه‌های انرژی به‌طور مستقیم در هزینه‌های حمل و نقل و تولید منعکس و آن نیز به افزایش قیمت بسیاری از کالاها و خدمات منجر می‌شود. 

افزایش قیمت بنزین به افزایش قیمت مواد غذایی، نوشیدنی‌ها و بسیاری از کالاهای دیگر منجر می‌شود که وارد چرخه اقتصادی شده است و بر زندگی شهروندان آمریکایی تأثیر می‌گذارند. 

تأثیر هزینه‌های زندگی 

این تحولات احتمالاً هم‌زمان چالش‌های سیاسی و اقتصادی ایجاد کند، به ویژه که رأی‌دهنده آمریکایی بیشتر نگران دغدغه‌های روزمره زندگی مانند افزایش قیمت سوخت، رفاه و نرخ تورم است تا رویدادهایی که خارج از قلمرو آمریکا اتفاق می‌افتد. 

اقتصاد جهانی امروز به‌شدت به هم پیوسته است و به همین دلیل آمریکا گرچه به واردات نفت و گاز از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وابستگی زیادی ندارد، اما به وضوح از هرگونه اختلال در بازارهای جهانی انرژی تأثیر می‌پذیرد و این تأثیر در افزایش قیمت سوخت در پمپ بنزین‌های این کشور مشهود است. بنابراین، هرگونه گسترش تنش نظامی در غرب آسیا می‌تواند به سرعت به‌وسیله افزایش قیمت انرژی بر اقتصاد آمریکا تأثیر بگذارد، که این موضوع درنهایت به افزایش فشارهای تورمی و افزایش هزینه‌های زندگی برای شهروندان منجر می‌شود. 

در این راستا، برخی جریان‌های سیاسی در آمریکا معتقدند صرف حدود 1 میلیارد دلار در روز برای عملیات نظامی، نشان‌دهنده هدررفتن قابل توجه منابع اقتصادی است. این دیدگاه مبتنی بر این واقعیت است که ترامپ در وهله نخست تاجر و نه سیاستمدار سنتی است و در رقابت‌های انتخاباتی متعهد به کاهش هزینه‌های جنگ‌های خارجی شده بود. 

آمریکا گرچه به واردات نفت و گاز از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس وابستگی زیادی ندارد، اما به وضوح از هرگونه اختلال در بازارهای جهانی انرژی تأثیر می‌پذیرد

به باور طرفداران جنبش «اول آمریکا»، این بودجه‌ها می‌توانستند به جای صرف شدن در درگیری‌های خارجی که لزوماً منافع مستقیمی برای شهروند آمریکایی ندارند، به سمت سرمایه‌گذاری در داخل آمریکا هدایت شوند و برای بهبود سطح زندگی شهروندان و حمایت از اقتصاد محلی مورد استفاده قرار گیرند. برخی برآوردها نشان می‌دهد حدود ۱۵ درصد آمریکایی‌ها یا بیش از ۴۰ میلیون شهروند، پوشش مناسبی از برنامه‌های بیمه درمانی دریافت نمی‌کنند و تعداد زیادی از شهروندان دو سال گذشته از هزینه‌های بالای زندگی و تورم رنج برده‌اند. 

جنبش MAGA یا «اول آمریکا» انتقاد خود از تصمیم برای ورود به جنگ را بر اساس این دلایل مطرح می‌کند، زیرا باور دارد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری گذشته متعهد شده بود این کشور را در جنگ‌های جدید به ویژه در منطقه غرب آسیا درگیر نکند. البته بیشتر جمهوری‌خواهان با وجود شفاف نبودن اهداف نهایی جنگ یا بازه زمانی مورد انتظار برای ادامه آن، همچنان از تصمیم برای شرکت در عملیات نظامی حمایت می‌کنند. 

ورود به مارپیچ رکود تورمی 

به باور کارشناسان، تحولات ژئوپلیتیکی و تنش‌های نظامی جاری پیامدهای اقتصادی پیچیده‌ای برای اقتصاد آمریکا دارد که بزرگترین خطر، احتمال ورود این کشور به مرحله‌ موسوم به «رکود تورمی» است؛ وضعیتی که در آن اقتصاد نرخ تورم بالایی را همراه با کاهش یا ضعف رشد اقتصادی تجربه می‌کند. 

اگر قیمت‌های جهانی انرژی، به ویژه نفت و گاز به دلیل اختلالات عرضه یا افزایش درگیری در منطقه، برای مدت طولانی همچنان افزایش یابد، این سناریو می‌تواند محتمل‌تر باشد، زیرا قیمت‌های بالای پایدار نفت و گاز می‌تواند به افزایش نرخ تورم در آمریکا بین ۰.۳ تا ۰.۹ درصد منجر شود. 

طبق گزارش‌ها، اگر قیمت هر بشکه نفت به حدود ۱۲۰ دلار برسد، نرخ تورم در آمریکا احتمالاً به نزدیک چهار درصد افزایش یابد، که این موضوع می‌تواند فشار بر اقتصاد امریکا را افزایش دهد و تصمیم‌گیری‌های سیاست پولی را پیچیده کند. 

فشارهای اقتصادی، به ویژه در رابطه با هزینه‌های انرژی و حمل و نقل، از قبل بر مصرف‌کننده آمریکایی ظاهر شده و قیمت هر گالن بنزین در این کشور حدود ۳.۳۵ دلار است، سطحی که همین حالا هم باعث نگرانی بازارها و مصرف‌کنندگان می‌شود. 

در واقع، هرگونه افزایش بیشتر قیمت سوخت می‌تواند بار اقتصادی خانواده‌های آمریکایی را افزایش دهد، برای نمونه افزایش قیمت هر گالن بنزین به بین ۳.۵۰ تا ۴ دلار، بار اقتصادی مستقیمی بر شهروندان وارد خواهد کرد و احتمالاً به چالش سیاسی، به ویژه برای دولت ترامپ، قبل از انتخابات میان دوره‌ای پیش‌رو تبدیل می‌شود. 

افزایش هزینه‌های انرژی به‌طور مستقیم در هزینه‌های حمل و نقل و تولید منعکس، درنهایت به افزایش قیمت کالاها و خدمات منجر می‌شود، قدرت خرید مصرف‌کنندگان را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بر میزان تقاضا در اقتصاد آمریکا اثر می‌گذارد. البته، عامل تعیین‌کننده در تعیین میزان تأثیرات اقتصادی آینده همچنان به مدت و دامنه جنگ مرتبط خواهد بود. این رویارویی به جنگ فرسایشی طولانی تبدیل خواهد شد که می‌تواند بانک‌های مرکزی جهان، به ویژه فدرال رزرو را در معرض آزمون دشواری در مدیریت سیاست پولی قرار دهد. 

با توجه به افزایش ارزش دلار و تقویت بازده اوراق قرضه آمریکا این چالش به طور فزاینده‌ای پیچیده می‌شود، زیرا توانایی بانک‌های مرکزی را برای ایجاد تعادل بین کنترل تورم و حمایت از رشد اقتصادی در دوره آینده محدود می‌کند. 

افزایش سریع هزینه‌های نظامی

گزارش‌های منابع آمریکایی نشان می‌دهد هزینه‌های نظامی به سرعت در حال افزایش است و مقام‌های پنتاگون به اعضای کنگره اطلاع دادند هفته نخست تقریباً ۶ میلیارد دلار هزینه داشت. در مقابل، واشنگتن پست گزارش کرد، تنها دو روز نخست عملیات نظامی ۵.۶ میلیارد دلار هزینه مهمات داشت. پولیتیکو به نقل از منابع رسمی نوشت، برآوردهای غیررسمی در کنگره نشان می‌دهد هزینه عملیات نظامی می‌تواند به ۲ میلیارد دلار در روز برسد. 

طبق اعلام ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا، نیروهای آمریکایی در 10 روز نخست عملیات، با استفاده از بیش از ۲۰ نوع سلاح و تجهیزات نظامی مختلف، به بیش از ۵ هزار هدف حمله کردند. هزینه تجهیزات آمریکایی مورد استفاده از ۳۵ هزار دلار برای یک پهپاد یکبار مصرف تا میلیون‌ها دلار برای موشک‌های پیشرفته مانند موشک‌های تاماهاوک متغیر است. 

ارتش آمریکا در برخی تجهیزات خود، ازجمله سه جت جنگنده اف-۱۵ که در کویت سرنگون شدند، علاوه بر حدود ۱۱ پهپاد ام‌کیو-۹ ریپر، متحمل خساراتی شد و ارزش کل خسارات از ۶۰۰ میلیون دلار فراتر رفته است. 

البته، این برآوردها شامل هزینه استقرار نیروهای آمریکایی در منطقه نمی‌شود، زیرا واشنگتن پست گزارش کرد تقریباً ۵۰ هزار نیروی آمریکایی در حال حاضر در این عملیات نظامی مشارکت دارند و احتمال اعزام نیروهای بیشتر نیز وجود دارد. 

حتی قبل از شروع حملات، طبق تخمین‌های الن مک‌کاسکر، مقام سابق بودجه پنتاگون و پژوهشگر مؤسسه امریکن اینترپرایز که وال استریت ژورنال به آن استناد کرده است، هزینه انتقال نیروها، کشتی‌ها و هواپیماهای آمریکایی به منطقه حدود ۶۳۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شد.

ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار