نقشه نتانیاهو برای بمباران مذاکرات آمریکا

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ برخی ناظران روند مذاکرات ایران و آمریکا با هدف پایان دادن به جنگی که تقریباً ۲.۵ سال است در غرب آسیا جریان دارد معتقدند، بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی درنهایت تسلیم واقعیتهای میدانی خواهد شد. با وجود این، معتقدم این توهمی بزرگ است، باید نسبت به آن محتاط بود و پیامدهای احتمالی آن را پیشبینی کرد.
ترامپ به دلیل اختلال در زنجیرههای تأمین و آشفتگی در اقتصاد جهانی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز با فشار خارجی بیشتری روبروست
به نظر من، نتانیاهو ابتدا سعی خواهد کرد از امضای یادداشت تفاهم به وسیله دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا که رسانهها تقریباً تکمیل آن را تأیید کردهاند، جلوگیری کند و اگر در این کار شکست بخورد، از تمام ابزارهای موجود برای خرابکاری در هرگونه مذاکره بعدی که با هدف عملی کردن مفاد یادداشت تفاهم انجام میشود، دریغ نخواهد کرد.
بد نیست تکرار کنیم که هدف واقعی نتانیاهو دستیابی به پیروزی مطلق است، یعنی هرگز چیزی کمتر از خلع سلاح حماس، جهاد اسلامی و حزبالله و حذف کامل نظام فعلی ایران را قبل از شروع هرگونه توافق سیاسی نخواهد پذیرفت. درست است که وی به خوبی میداند آنچه را که به شیوه نظامی نتوانست به دست آورد، از راه سیاسی نخواهد توانست به دست آورد، اما معتقد است جنگ هنوز تمام نشده و آنچه را که با زور اسلحه به دست نیامده، میتوان با زور بیشتر به دست آورد.
از آنجا که وی پیشتر موفق شده بود ترامپ را برای شرکت در دو جنگ قبلی علیه ایران اغوا کند، معتقد است هنوز هم میتواند دوباره وی را برای شرکت در جنگ سرنوشتساز سوم اغوا کند؛ جنگی که به زعم وی ناگزیر با نابودی نهایی نظام فعلی ایران پایان خواهد یافت.
واضح است ترامپ اینگونه نمیبیند و اعتقاد دارد دو جنگ قبلی، نتوانست نظام حاکم بر ایران را سرنگون کند. با وجود این، وی اقناع شده با فشار داخلی قابل توجهی روبروست، زیرا بیشتر آمریکاییها معتقدند جنگ علیه ایران ضروری نبود و منافع شخصی نتانیاهو را بیش از منافع آمریکا یا حتی منافع داخلی صهیونیستها حفظ میکند.
ترامپ همچنین به دلیل اختلال در زنجیرههای تأمین و آشفتگی در اقتصاد جهانی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز با فشار خارجی بیشتری روبروست. این فشار وی را مجبور میکند به جای ازسرگیری جنگ علیه ایران، بر یافتن راه سازش تمرکز کند، به ویژه از آنجا که عواقب بازگشت به خصومتها نامشخص است و میتواند به فاجعه بزرگی نه تنها برای کشورهای عربی خلیجفارس که بیشترشان متحد آمریکا هستند، بلکه برای کل ساختار اقتصادی جهانی منجر شود.
طبیعتاً در این زمینه، ترامپ تمایل بیشتری برای پاسخ به تلاشهای میانجی پاکستانی که از حمایت عربی و اسلامی برخوردار است، پیدا میکند. این موضوع، دلیل اعلام این خبر که طرفهای آمریکایی و ایرانی به پیشنویس تقریباً نهایی یادداشت تفاهمی دست یافتهاند که شاید به زودی امضا شود، توضیح میدهد.
وبسایت آکسیوس ادعا کرد، ویژگیهای اصلی این پیشنویس حول سه نکته اصلی میچرخد:
نخست، پایان جنگ در منطقه: توافق شد آتشبس فعلی به مدت ۶۰ روز تمدید شود که قابل تمدید است و شامل همه جبهههای نبرد، به ویژه جبهه لبنان میشود و به محض توافق بین دو طرف برسر جزئیات موضوعات معوق، آتشبس نهایی اعلام خواهد شد.
دوم، موضوعاتی که توافق شده بود در دوره آتشبس انجام شوند، یعنی:
۱- مینزدایی از تنگه هرمز که توافق شده بود به طور کامل به روی دریانوردی بینالمللی گشوده و آزادی و امنیت عبور کشتیها و نفتکشها از آن بدون اعمال عوارض ترانزیت تضمین شود.
۲- رفع محاصره دریایی و اقتصادی اعمال شده بر بنادر ایران.
۳- فراهم کردن امکان دسترسی ایران به بخشی از داراییهای خود که در خارج از کشور بلوکه شده است که بعداً درباره آن توافق خواهد شد و اجازه دادن به این کشور برای بازگشت به بازار انرژی و فروش آزادانه نفت خود بدون محدودیت.
- انجام مذاکرات مشترک برای بررسی راهها و سازوکارهای لغو تدریجی تحریمهای اقتصادی و آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران در بانکهای بینالمللی.
وقتی محتوای ادعایی یادداشت تفاهم به رسانهها درز کرد، نتانیاهو محتوای تماس تلفنی خود با ترامپ در ۲۳ می را فاش کرد
سوم، برنامه هستهای ایران: توافق شد مذاکرات درباره جزئیات آن به مرحله بعدی موکول شود و در مرحله فعلی به این اکتفا شود که ایران تعهد کامل خود را مبنی بر نداشتن سلاح هستهای و نگهداری نکردن هیچ مقدار اورانیوم غنیشده تا ۶۰ درصد در خاک خود اعلام کند.
از زمان تصمیم ترامپ برای متوقف کردن عملیات نظامی و ورود به مذاکرات غیرمستقیم با ایران، تماسها با نتانیاهو متوقف نشده است. در تماس تلفنی بین این دو که بیش از یک ساعت طول کشید و به وسیله رسانهها «پرحرارت» توصیف شد، آکسیوس گزارش کرد، نتانیاهو «فشار زیادی به ترامپ وارد آورد تا وی را وادار به ازسرگیری کامل و فوری اقدام نظامی کند، از عقبنشینی ناگهانی آمریکا ابراز ناامیدی شدید کرد و تن دادن واشنگتن به مسیر دیپلماتیک را اشتباه راهبردی بزرگ دانست که باید اصلاح شود.
وقتی محتوای ادعایی یادداشت تفاهم به رسانهها درز کرد، نتانیاهو محتوای تماس تلفنی خود با ترامپ در ۲۳ می را فاش کرد و گفت: با رئیسجمهور ترامپ درباره یادداشت تفاهم بازگشایی تنگه هرمز و مذاکرات آتی برای دستیابی به توافق نهایی درباره برنامه هستهای ایران صحبت کردم و وی تأیید کرد، توافق کردهاند هرگونه توافق نهایی باید به رفع تهدید هستهای، ازجمله برچیدن سایتهای غنیسازی اورانیوم و حذف مواد هستهای غنیشده از خاک ایران منجر شود.
به موازات این تماسها، بیانیهای از کاخ سفید منتشر شد مبنی بر اینکه ترامپ ۲۴ می کنفرانس تلفنی با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، محمد بن زاید رئیس امارات، تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر، ژنرال عاصم منیر فرمانده ارتش پاکستان، رجب طیب اردوغان رئیسجمهور ترکیه، عبدالفتاح السیسی رئیس جمهور مصر، عبدالله دوم پادشاه اردن و حمد بن خلیفه پادشاه بحرین برگزار کرد.
در حالی که گزارشهای رسانهای حاکی از آن بود که همه این رهبران، ترامپ را تشویق کردند بدون تأخیر یادداشت تفاهم امضا کند که نشان میدهد موضوع تماس، مشورت درباره محتوای یادداشت تفاهم بود، گزارشهای رسانهای دیگر نشان میدهد ترامپ در این تماس مشتاق بود از کشورهایی که «توافق ابراهیم» را امضا نکردند، بخواهد بدون تأخیر این کار را انجام دهند، که نشان میدهد موضوع این تماس نشاندهنده علاقه شدید ترامپ به گسترش دامنه توافق ابراهیم و مرتبط کردن امضای یادداشت تفاهم آمریکا با ایران با تأیید کشورهای عربی و اسلامی برای عادیسازی روابط با رژیم صهیونی بوده است.
به هیچ وجه بعید نیست فشار اعمال شده به وسیله نتانیاهو باعث شده باشد ترامپ از آنچه توافق شده بود عقبنشینی کند و این اظهارات ترامپ را توضیح میدهد که گفته بود دستور داده است در امضای یادداشت تفاهم عجله نکنند؛ یادداشت تفاهمی که هنوز بر سر نسخه نهایی آن توافق نشده است.
با وجود تمام چیزهایی که ترامپ به نتانیاهو داده و هنوز هم مایل است بیشتر از آن بدهد، اشتهای نتانیاهو برای بلعیدن هر چیزی که میتواند ببلعد، حتی اگر معدهاش نتواند آن را هضم کند، باز است. بنابراین، انتظار نمیرود داوطلبانه چیزی ارائه دهد که شاید به ترامپ برای خروج از مخمصهاش کمک کند، به ویژه از آنجایی که احساس میکند مخمصه خودش شدیدتر از ترامپ به نظر میآید، زیرا به همان اندازه احتمال دارد در انتخابات کنست که اواسط سپتامبر در رژیم صهیونیستی برگزار میشود، شکست بخورد.
وی کاملاً متقاعد شده است یادداشت تفاهم پیشنهاد شده، در صورت صحت اطلاعات منتشر شده در مطبوعات درباره محتوای آن، در وهله نخست به نفع ایران خواهد بود، به دلایل مختلف که مهمترین آنها عبارتند از:
۱- به ایران اجازه میدهد تا فوری مبلغ هنگفتی پول به دست آورد، چه از درآمد حاصل از فروش نفت در بازار جهانی بدون محدودیت و چه از آزاد کردن داراییهای مالی بلوکه شدهاش در بانکهای بینالمللی و این پول بلافاصله برای جبران خسارات وارد شده به برنامه موشکی یا برای کمک به متحدانش در منطقه استفاده خواهد شد.
۲- موضوعات مربوط به برنامه موشکی ایران و نفوذ منطقهای آن، نه اکنون و نه آینده قابل پیشبینی، دیگر در دستور کار مذاکرات قرار ندارد و از دیدگاه نتانیاهو، این موضوعات خطرناکترین موارد برای امنیت رژیم صهیونیستی هستند.
۳- جزئیات مربوط به برنامه هستهای ایران تا مرحله بعدی، پس از قویتر شدن قدرت ایران، مورد بحث قرار نخواهد گرفت که به سرسختی و شاید اصرار بر حفظ هرچه بیشتر دستگاههای غنیسازی اورانیوم، حتی اگر متعهد به نرخ غنیسازی پایین باشند، منجر خواهد شد.
به همه این دلایل نتانیاهو احتمالاً تلاش خواهد کرد تا مانع از امضای یادداشت تفاهم بهوسیله آمریکا به شکل فعلی آن شود. اگر در این زمینه شکست بخورد، آنگاه تلاش خواهد کرد تا هرگونه مذاکرهای را که با هدف اجرای مفاد آن انجام میشود، بمباران کند. وی به احتمال زیاد از سویی به افزایش تنش نظامی در لبنان و از سوی دیگر به تحریک جنگ داخلی در آنجا متکی خواهد بود. آیا نتانیاهو در اجرای این نقشه شوم موفق خواهد شد؟