چرا مذاکرات پایان جنگ بینتیجه است؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ نظرسنجیهای منتشر شده در ماه جاری میلادی نشان دهنده تغییر آشکار در روحیه صهیونیستها، آمریکاییها و عامل مشترک بین آنها کاهش اعتماد به نفس در بعد سیاسی و افزایش ناامیدی از نتیجه جنگ تحمیلی علیه ایران است.
نتیجه نظرسنجی نشاندهنده بحران اعتماد به آمریکا و رژیم صهیونیستی است و افکار عمومی هر دو طرف به یک نتیجه، یعنی ناامیدی دست یافتهاند
در رژیم صهیونیستی، نتیجه نظرسنجی ماهانه مؤسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونی (INSS) نشان میدهد اعتماد به بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر به ۳۳ درصد کاهش یافته است. درباره نتیجه جنگهای لبنان و ایران، ۴۸ درصد معتقدند وضعیت امنیتی این رژیم در قبال لبنان بدتر شده، در حالی که ۲۸ درصد معتقدند بهبود یافته است. به طور مشابه، ۴۵ درصد گفتهاند وضعیت در قبال ایران بدتر شده، در حالی که ۳۱ درصد معتقدند بهبود یافته است.
در مقابل، نظرسنجیهای افکار عمومی آمریکا روند مشابهی نشان میدهند، البته با دلایل اساسی متفاوت. طبق نظرسنجی رویترز، میزان محبوبیت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا به تنها ۳۵ درصد کاهش یافته و این کاهش بهطور مستقیم با جنگ تحمیلی علیه ایران مرتبط است. آمار نشان میدهد ۶۱ درصد مداخله نظامی را از ابتدا اشتباه میدانند. علاوه بر این، ارزیابی نتیجه جنگ قطعاً منفی است؛ چه اینکه تنها ۱۹ درصد معتقدند عملیات موفقیتآمیز بود. عامل اقتصادی نیز به این چالش میافزاید، به طوری که ۸۶ درصد آمریکاییها معتقدند جنگ بر هزینه زندگی تأثیر منفی گذاشته و بحران اقتصادی را افزایش داده است.
طبق این ارقام، میتوان گفت نتیجه نظرسنجی نشاندهنده بحران اعتماد به آمریکا و رژیم صهیونیستی است و افکار عمومی هر دو طرف به یک نتیجه، یعنی ناامیدی دست یافتهاند، اما در برداشت از آنچه باید انجام شود، متفاوت هستند.
- رژیم صهیونیستی، مردمی نگران که از جنگ حمایت میکنند: جنگها در دنیای مدرن دیگر صرفاً به وسیله موازنه قدرت نظامی و حتی موازنههای بازدارندگی منطقهای و بینالمللی درک نمیشوند، بلکه میتوان آنها را از درون، یعنی از درون جوامع یا آنچه صهیونیستها «جبهه داخلی» مینامند، بررسی کرد.
پس از جنگ ژوئیه ۲۰۰۶ میلادی، گزارش وینوگراد فروپاشی جبهه داخلی رژیم صهیونی را عامل کلیدی شکست صهیونیستها در جنگ معرفی کرد و توصیههایی برای رفع این آسیبپذیری در درگیریهای آینده ارائه داد. با وجود نظرسنجیهایی که نشاندهنده کاهش اعتماد به نتانیاهو و نهاد سیاسی است، جامعه صهیونیسم هنوز به طور قاطع از جنگ و ادامه آن علیه لبنان و ایران حمایت میکند.
در واقع، رژیم صهیونیستی مدتی شاهد فرسایش سریع اعتماد بین مردم و شاکله سیاسی است. این بحران با جنگ تحمیلی علیه ایران آغاز نشد، اما با آن افزایش یافته است. جنگهای طولانی مدت، یا جنگهایی که به نظر میآید نتیجه مشخصی ندارند، ذاتاً مشروعیت ها را تضعیف میکنند، به ویژه در جامعهای که از نظر تاریخی مبتنی بر مفهوم «امنیت در مقابل مشروعیت» است، مانند جامعه صهیونیسم.
در این زمینه، به نظر میآید نظرسنجیها نقش مهمی در تصمیمگیریها در مورد پایان دادن به جنگ در منطقه و دستیابی به توافق دارند. این واقعیت که اکثریت صهیونیستها تمایل به ادامه جنگ نشان میدهند، نشان میدهد رژیم صهیونی افزایش جنگ را هم ضرورتی راهبردی و هم سیاسی میداند، زیرا پیگیری توافق در داخل به عنوان امتیاز یا «شکست در دستیابی به اهداف» تعبیر میشود. بنابراین، اگر ادامه جنگ علیه ایران پرهزینه یا غیرممکن باشد، جبران آن (برای نتانیاهو) میتواند در لبنان، غزه و کرانه باختری باشد.
- آمریکا، بحرانی مردمی که به دنبال راه حلی برای خروج است: تصویر آمریکا اساساً متفاوت به نظر میآید. کاهش محبوبیت ترامپ با هزینهای که شهروندان عادی آمریکایی در جنگ متحمل شدهاند مرتبط است.
برخلاف جامعه صهیونی، جامعه آمریکا جنگ با ایران را حیاتی نمیبیند، بلکه آن را جنگی میداند که به نفع رژیم صهیونیستی است و منافع آن را بیش از منافع آمریکا حفظ میکند. بنابراین، وقتی آن جنگ به بار اقتصادی و سیاسی تبدیل میشود، راه حل پایان دادن به آن و نه گسترش است.
بنابراین، اولویت ترامپ برای افزایش محبوبیتش، بهبود وضعیت اقتصادی، توافق با ایران به عنوان «دستاورد بزرگ» و اجتناب از کشیده شدن به جنگ فرسایشی طولانی مدت است که نتیجه آن شاید نامشخص باشد.
بحران داخلی اعتماد به رژیم صهیونی به سمت افزایش تنشها پیش میرود
وقتی در نظر بگیریم هر دو طرف (صهیونیستی و آمریکایی) برای انتخابات پاییز امسال آماده میشوند، میتوانیم درک کنیم نفوذ رأیدهندگان در هر دو طرف بیشتر است، به این معنی که ترامپ برای پیروزی در انتخابات باید جنگ را پایان، در حالی که نتانیاهو برای پیروزی در انتخابات باید آن را ادامه دهد.
بنابراین، معادله پدیدار میشود؛ بحران داخلی اعتماد به رژیم صهیونی به سمت افزایش تنشها پیش میرود. با وجود این، در مورد آمریکا بحران اعتماد عمومی، جستوجوی راه حل را هدایت میکند.
معضل واقعی که مذاکرات آمریکا با ایران را پیچیده میکند و مانع از دستیابی به راهحل میشود، در همین جا نهفته است. رژیم صهیونیستی به دلایل داخلی به افزایش تنش، در حالی که آمریکا به همان دلایل به کاهش تنش نیاز دارد، که باعث میشود مذاکرات به کندی پیش برود، تنش نظامی در پس زمینه به سمت ایران ادامه یابد و جنگی که در لبنان متوقف نمیشود.