افول امپراتوری در عصر «سیاستهای تخریبگر»

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ مقاله «نبرد پس از نبرد: مبارزات جناحی و شکلگیری سیاست خارجی ترامپ» به قلم ماژدا روگه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی اروپا که فوریه منتشر شد، یکی از کلیدیترین اسناد برای درک وضعیت کنونی قدرت جهانی آمریکاست. روگه در این نوشتار، با نگاهی کالبدشکافانه به دومین دوره ریاست جمهوری دونالد ترامپ، استدلال میکند سیاست خارجی آمریکا از «راهبرد کلان» به عرصهای برای «رقابتهای جناحی» و «معاملات کوتاهمدت» تبدیل شده است.
این مقاله نه تنها به تغییرات ساختاری در واشنگتن میپردازد، بلکه پیامدهای عمیق این دگردیسی را برای متحدان سنتی آمریکا، به ویژه اروپا و درنهایت برای بقای هژمونی جهانی این کشور واکاوی میکند.
فرآیندهای سیاسی در داخل آمریکا این است که جناح های مختلف حزب حاکم در نبرد دائمی برای جلب نظر رئیسجمهور هستند
گذار از نهادگرایی به سیاستهای درباری
یافتههای روگه نشان میدهد یکی از بارزترین نشانههای افول امپراتوری آمریکا، فروپاشی فرآیندهای نهادی در تصمیمگیریهای کلان است. در دوران اوج قدرت آمریکا، سیاست خارجی محصول فرآیندی بینسازمانی بود که در آن نهادهایی مانند شورای امنیت ملی (NSC)، پنتاگون و وزارت امور خارجه، گزینههای سیاستی را تدوین و بر اساس منافع بلندمدت ملی ارائه میکردند. اما سال جاری میلادی این ساختار جای خود را به «سیاستهای درباری» داده است.
روگه توضیح می دهد، فرآیندهای سیاسی در داخل آمریکا این است که جناح های مختلف حزب حاکم در نبرد دائمی برای جلب نظر رئیسجمهور هستند. در این فضا، سیاست خارجی دیگر نه بر اساس دکترینهای راهبردی، بلکه بر مبنای توانایی هر جناح در ارائه بُرد نمایشی و رسانهای به ترامپ شکل میگیرد. این وضعیت، پیشبینیپذیری را که ستون فقرات رهبری جهانی آمریکا بود، از بین برده و جای آن را به هرجومرجی راهبردی داده است که در آن تصمیمات، صبح با توییتی اتخاذ و شب هنگام همان تصمیمات نقض میشوند.
امپراتوری در جستوجوی «غنیمت» به جای «نظم»
یکی از تکاندهندهترین بخشهای تحلیل روگه، تغییر نگاه آمریکا به متحدانش است. وی تأکید میکند که در ذهنیت حاکم بر واشنگتن در سال جاری میلادی، متحدان دیگر شرکایی در نظم لیبرال دموکراتیک نیستند، بلکه طعمههایی هستند که باید از آنها امتیاز گرفت. روگه به تلاشهای ترامپ برای خرید گرینلند و تهدیدات تعرفهای علیه کانادا و مکزیک میپردازد تا نشان دهد منطق «امنیت جمعی» جای خود را به منطق «اخذ غنیمت» داده است.
این تغییر رویکرد، جوهره امپراتوری آمریکا را دگرگون کرده است. امپراتوری ای که زمانی با ارائه کالاهای عمومی جهانی (مانند امنیت تجارت دریایی و ثبات مالی) مشروعیت میخرید، اکنون به قدرتی تبدیل شده که از نفوذ خود برای باجگیری اقتصادی از نزدیکترین دوستانش استفاده میکند. روگه به درستی بیان میکند وقتی آمریکا متحدان وفاداری مانند دانمارک را به خاطر مسائل سرزمینی تهدید میکند، در واقع در حال تخریب همان شبکهای است که قدرت جهانیاش بر آن استوار بود.
افول هژمونی در آینه بحرانهای منطقهای
تحلیل روگه در مورد بحرانهای ایران، ونزوئلا و اوکراین، ابعاد دیگری از این افول را آشکار میکند. او نشان میدهد چگونه اقدامات نظامی آمریکا — مانند حملات به تأسیسات هستهای فردو در ایران یا مداخله در ونزوئلا — بیش از آنکه بخشی از نقشه راه برای ثبات منطقهای باشد، ابزارهایی برای نمایش قدرت و سرسختی در داخل آمریکا هستند.
این «نمایش قدرت» در واقع پوششی بر ناتوانی راهبردی است. روگه عنوان میکند اگرچه ترامپ مدعی پایان دادن به جنگهای متعدد است، اما در واقعیت تنها به دنبال آتشبسهای شکننده و نمایشی است که به او اجازه میدهد پیروزی اعلام کند و بگذرد، بدون آنکه ریشههای درگیری را حل کند. این «سیاستهای تخریبگر» نظمهای منطقهای را ویران میکند بدون آنکه جایگزینی برای آنها داشته باشد، که خود بزرگترین نشانه از دست رفتن ظرفیت «نظمسازی» توسط یک ابرقدرت است.
پیامد برای جهان: عصر «پسا-آمریکا»
یافتههای مقاله روگه برای اروپا و جهان پیامی روشن دارد: دوران تکیه بر چتر حمایتی آمریکا به پایان رسیده است. وی تأکید میکند اروپا اکنون نه تنها باید بیاموزد چگونه بدون آمریکا از خود دفاع کند، بلکه باید برای دفاع از خود در برابر آمریکا نیز آماده باشد. این تغییر پارادایم، تیر خلاصی بر مفهوم «غرب» به عنوان بلوک متحد سیاسی و ارزشمحور است.
وقتی بزرگترین قدرت جهان، ارزشهای دموکراتیک را کنار میگذارد و با دیکتاتورها بر اساس معاملات شخصی پیوند میخورد، «امپراتوری آمریکا» از رهبر اخلاقی و سیاسی به بازیگر معاملاتی صرف تنزل مییابد. روگه هشدار میدهد این وضعیت به جهانی منجر خواهد شد که در آن «معاملات خصوصی» جایگزین «قوانین بینالمللی» و «هژمونیهای منطقهای» جایگزین «هنجارهای جهانی» میشوند.
افول امپراتوری آمریکا نه احتمالی در آینده، بلکه واقعیتی در حال اجراست
نتیجهگیری: امپراتوری ای که خود را میبلعد
یادداشت ماژدا روگه تصویری از امپراتوری ترسیم میکند که در حال بلعیدن بنیانهای قدرت خویش است. افول آمریکا آنگونه که روگه تحلیل میکند، علاوه بر شکست نظامی در جنگی بزرگ نیست، بلکه محصول «فرسایش داخلی» در ساختار تصمیمگیری و «انتحار راهبردی» در روابط بینالملل است.
آمریکای تحت رهبری ترامپ، با جایگزینی راهبردی با جناحگرایی و جایگزینی اتحاد با اخاذی، در حال گذار از «هژمون ثباتبخش» به «قدرت آشوبساز» است. یافتههای این مقاله به ما میگوید افول امپراتوری آمریکا نه احتمالی در آینده، بلکه واقعیتی در حال اجراست که در آن واشنگتن، با دستان خود در حال برچیدن نظمی است که خود معمار آن بود.
برای پژوهشگرانی که به دنبال درک «افول امپراتوری آمریکا» هستند، تحلیل روگه آینهای تمامنما از ابرقدرتی است که در جستوجوی «بردهای کوچک»، «اعتبار بزرگ» خود را به حراج گذاشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- One battle after another: Factional struggles and the making of Trump’s foreign policy
- Majda Ruge
- European Council on Foreign Relations (ECFR)
- Court Politics
- Performance of Strength
- Wrecking-ball Politics
Ruge, M. (2026). One battle after another: Factional struggles and the making of Trump’s foreign policy. European Council on Foreign Relations (ECFR). URL: https://ecfr.eu/publication/one-battle-after-another-factional-struggles-and-the-making-of-trumps-foreign-policy/