هشدار غفلت از تنگههای اقتصادی پیش رو

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ از آغاز جنگ تحمیلی سوم بیشتر روی تنگه هرمز تأکید و به آثار مثبت آن برای کشور ضریب داده شده است. درباره منافع اقتصادی این منطقه شکی وجود ندارد، اما مدیران نباید دچار اشتباه محاسباتی شوند. به نظر می آید در شرایط جنگی در تحلیل فضای موجود باید از عقل سرد استفاده کرد. عقل سرد مبتنی بر واقعیت عمل می کند و این در حالی است که عقل گرم عقل آرزومند است. عقل گرم بیشتر به دنبال اثبات به نفع آرزوها و تمایل های ماست، بنابراین احتمال خطا زیاد است؛ زیرا ناخواسته عناصر مخالف و مغایر با آرزوها در تحلیل حذف می شود و کم کم به تخیل رمانتیک شباهت پیدا می کند.
حتماً راهبرد صحیح درباره قبض و بسط تنگه هرمز و حتی تنگه باب المندب اهمیت ویژه دارد
چنین تحلیل هایی بیشتر آرزوفروشی است و رسانه های وابسته، این نوع تحلیل ها را تکثیر می کنند و بعد از گذر زمان، آینده شاید چنان نشود که تصویر می کردند. مدیران و رسانه های داخلی نباید دچار چنین خطا شوند. باید از بی اعتبار شدن شبکه اینترنشنال درس گرفت؛ این شبکه به نوعی آرزوفروشی افراد و گروه های مخالف و معاند را برعهده داشت و به نحوی خبر و تحلیل می داد که پیروزی آمریکا، رژیم صهیونیستی و سلطنت طلبان را نزدیک نشان می داد، اما واقعیت بسیار متفاوت بود و اکنون نه تنها مرجعیت رسانه ای، بلکه هویت خود را نیز از دست داده است.
بنابراین در سیاست ورزی اصل شایسته سالاری و عقلانیت سرد باید حاکم باشد. به طور کلی سیاستمداران دارای عقل سرد هستند و با توجه به تجربه و دانشی که در اختیار دارند تصمیمات بهتری اتخاذ می کنند. اگر سیاستمدار وطن دوست و متعهد باشد، باید به تصمیماتش احترام گذاشت و اعتماد کرد.
باید قبول کرد سیاست و حتی اقتصاد مقوله ای پیچیده است و نمی توان بدون برنامه ریزی و دوراندیشی اقدام کرد. زندگی مردم به تصمیمات دولتمردان گره خورده است و هر تصمیم اشتباه در سطح، عمق، کوتاه مدت و بلندمدت جامعه و مردم را تحت تأثیر قرار می دهد.
حتماً راهبرد صحیح درباره قبض و بسط تنگه هرمز و حتی تنگه باب المندب (که در دایره و منطقه قدرت ایران است) اهمیت ویژه دارد؛ اما نباید از تنگه های اقتصادی برای مردم در ماه های آینده غافل شد. طبق آخرین آمار، اقتصاد ایران تورم ۸۰ درصدی تجربه کرده و در آستانه تورم سه رقمی است. این تنگه تورم می تواند پیامدهای سنگینی در پی داشته باشد.
بسته شدن تنگه هرمز گرچه دست بالای ایران را در جنگ و حتی مذاکره تثبیت می کند، اما به معنی کند شدن واردات و نزدیک شدن به تورم سه رقمی است و این تورم امکان دارد سبب تنگ شدن معیشت مردم و تکرار وقایع دی ماه، این بار در تابستان شود؛ تابستانی که گرما و کم آبی آستانه تحمل مردم را کاهش داده است. آنچه منطقی به نظر می آید اینکه تعادلی در حوزه تنگه ها وجود داشته باشد؛ یعنی تنظیم میزان ورود و خروج به تنگه نقش ایران را در قیمت گذاری های انرژی به دنیا نشان دهد و گشایش ها در تنگناهای اقتصادی و اجتماعی ایجاد شود.
آنچه تنگناهای مزمن کشور را رفع می کند، برنامه های توسعه بلندمدت است
علاوه بر این، عقل سرد می گوید طرف مقابل، آمریکا و دونالد ترامپ دشمنی نامرد و پایبند به قانون و قاعده نیستند. رئیس جمهور آمریکا با پایان جام جهانی رفته رفته دنیا را به سمت جنگ جهانی می کشاند و بارها ایران را تهدید به هدف قرار دادن زیرساخت ها کرده است. گرچه احتمال وقوع این تهدید بسیار پایین است، اما بایستی خود را برای هر گزینه ای آماده کرد و پلن های B و C را مد نظر قرار داد. عبور از شرایط نیاز به آمادگی برای توازن در سیاست داخلی و خارجی و اقتصادی و سیاسی دارد.
بهره سخن
توازن و تعادل مهمترین راهبرد در چند ماه آینده باشد. این در حالی است که نباید از برنامه هفتم توسعه نیز غافل شد. درنهایت جنگ زمانی تمام می شود و طولانی نیست، بنابراین راهبردهای اقتصادی زمان جنگ در زمان صلح پایدار کارساز نیست.
آنچه تنگناهای مزمن کشور را رفع می کند، برنامه های توسعه بلندمدت است و برنامه هفتم توسعه رمز عبور از تنگناهای اساسی مانند تورم و بیکاری خواهد بود. امید است دولت به عنوان مرکز ثقل تعادل کشور عمل کند.