تحلیل راهبردی مدیریت تنگهها تا مقابله با نفوذ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ در حال حاضر، جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران به نقطه خاصی رسیده است. گرچه در ظاهر شاهد نوعی ثبات و کاهش درگیریها (حتی در جبهه یمن و لبنان) هستیم، اما این آرامش واقعی نیست. زیر این لایه آرام، اتفاقات مهمی در حال طراحی است.
آمریکاییها با تمام توان در حال بازسازی تجهیزاتی و نیرویی خود هستند تا احتمالاً حمله برقآسا و صدمهزننده طراحی کنند.
بنای جمهوری اسلامی بر تقویت واقعی و ریشهای جریان مقاومت است؛ نه فقط با ارسال سلاح، بلکه با انتقال دانش فنی و ایجاد خطوط تولید
لزوم آمادگی جمهوری اسلامی
در مقابل، جمهوری اسلامی نیز در چندین جبهه فعال است:
- تقویت نظامی: تکمیل بانک اطلاعاتی و تقویت نقاط آفندی و پدافندی به طور جدی در دستور کار است.
- ثبات اقتصادی: تلاش دولت و مجلس شورای اسلامی برای ساماندهی به معیشت مردم و افزایش تابآوری جامعه ادامه دارد.
- مدیریت منطقهای: سیاست مبنایی ما، جمع کردن دستوپای آمریکاییها از منطقه است. به دنبال درگیری با کشورهای همسایه نیستیم و با هشدار به آنها، تلاش میکنیم مدیریت منطقه را به طور مستقل به دست بگیریم.
بنای جمهوری اسلامی بر تقویت واقعی و ریشهای جریان مقاومت است؛ نه فقط با ارسال سلاح، بلکه با انتقال دانش فنی و ایجاد خطوط تولید.
- یمن: به زودی یمن به عنوان قطب جدی توان موشکی ظاهر خواهد شد.
- حزبالله: ضربات حزبالله به رژیم صهیونیستی در حال حاضر نیز بسیار سهمگین است (هرچند با سانسور خبری شدید مواجه میشود) و روزهای آینده این ضربات غیرقابل کتمان خواهد شد.
- تنگه هرمز و بابالمندب: هدف نهایی ایران تغییر محاسبات منطقه با مدیریت کامل بر این دو تنگه است. این اتفاق به معنای معکوس کردن جریان تحریمها، افزایش اقتدار درآمدی و درنهایت، اجبار رژیم صهیونیستی و آمریکا به ترک منطقه خواهد بود.
اگر سنگر خیابان و انسجام نیروهای انقلابی حفظ شود، پیروزی و تثبیت اقتدار ایران بر تنگهها قطعی خواهد بود
پروژه نفوذ و نقش جریانهای داخلی
دشمن که در جبهه نظامی به بنبست خورده، به دنبال خروج آبرومندانه از منطقه است و برای این کار روی مزدوران داخلی خود حساب باز می کند، ازجمله:
- فشار داخلی: جریانهای زاویهدار (ازجمله برخی اصلاحطلبان) با طرح مباحثی مانند «گروگان نگرفتن تنگهها» یا ادعای «فاصله بین مردم و حاکمیت»، به دنبال تسهیل نقشه آمریکا و پیروز نشان دادن آنها هستند.
- ایجاد درگیری «انقلابی علیه انقلابی»: یکی از خطرناکترین پروژههای اتاق امنیتی دشمن، ایجاد تفرقه و درگیری میان نیروهای مؤمن و انقلابی است. نفوذیها در لایههای تصمیمساز مأموریت دارند با شایعهسازی و دوقطبیسازی، انسجام نیروهای خودی را از بین ببرند.
برای عبور از این پیچ تاریخی رعایت دو نکته حیاتی است:
۱. کاهش تنشهای داخلی: نیروهای انقلابی باید با هوشمندی و معنویت، از درگیریهای سلیقهای پرهیز کنند. هر کسی که به آتش اختلافات داخلی بدمد، در زمین دشمن بازی کرده است.
۲. مدیریت خیابان: دشمن پس از شکست در پروژه درگیری «انقلابی با انقلابی»، به دنبال تقابل «ایرانی با ایرانی» است تا خیابان را که پشتوانه دیپلماسی و نظامی ماست، ناامن جلوه دهد. ما باید با سعهصدر و مدیریت هوشمندانه، مانع از شکلگیری این تنشها شویم.
اگر سنگر خیابان و انسجام نیروهای انقلابی حفظ شود، پیروزی و تثبیت اقتدار ایران بر تنگهها قطعی خواهد بود. هرگونه بیدقتی، صرفاً هزینه پیروزی را بالا می برد و آن را به تأخیر میاندازد. در اتاق فرهنگی این جنگ وظیفه داریم حملات دشمن را پیشبینی و خنثی کنیم.