طوفان الاقصی، عقلانیت راهبردی و قضاوت تاریخ

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ عملیات «طوفان الاقصی» در هفتم اکتبر 2023 میلادی را نمیتوان با نگاهی تکبعدی یا صرفاً از دریچه پیامدهای ویرانگر پس از آن تحلیل کرد. این اقدام محصول بنبست راهبردی طولانیمدت، مسدود شدن تمام گزینههای مسالمتآمیز و ضرورت شکستن نظم تحمیلی منطقهای بود؛ تصمیمی که بر پایه محاسباتی مشخص و عقلانی اتخاذ شد، هرچند ابعاد جنایت بیسابقه صهیونیستها و میزان حمایت غرب، هزینههای انسانی سنگینی به همراه آورد که فرجام نهایی آن در دادگاه تاریخ روشن خواهد شد.
16 سال خفقان اقتصادی و تبدیل غزه به زندان روباز، افق حیات طبیعی را نابود کرده بود
پس از مشاهده ابعاد فاجعهبار جنایات جنگی و ویرانیهای تحمیلی رژیم صهیونیستی بر نوار غزه، تحلیل معکوس پدیدهها و ناکارآمد جلوه دادن مقاومت آسانترین مسیر تحلیلی به نظر میآید؛ اما از منظر راهبردی، قضاوت منصفانه درباره کنش نظامی بر اساس وضعیت پیش از تصمیم (Ex-Ante) انجام می شود، نه صرفاً بازتاب پیامدهای قهری آن. حق مشروع ملت فلسطین برای ایستادگی در برابر چند دهه اشغالگری و سلب حقوق بنیادین، موضوعی قطعی و غیرقابل مناقشه است. با وجود این، پرسش بنیادین این است: چرا مقاومت این زمان و شیوه خاص را برای اقدام بزرگ برگزید؟
بررسی واقعیتهای میدانی و رویکرد رهبران حماس پیش از هفتم اکتبر نشان میدهد «وضعیت موجود» به تهدیدی موجودیتی و بازگشتناپذیر علیه تمامیت آرمان فلسطین تبدیل شده بود. تداوم انتظار، دیگر ابزار صبر راهبردی نبود، بلکه به معنای مرگ تدریجی و انفعال مطلق بود.
پنج متغیر تعیینکننده در محاسبات حماس
تحلیل اسناد و روندهای منتهی به اکتبر ۲۰۲۳ میلادی گویای همگرایی پنج عامل بحرانساز است که عنصر زمان را علیه حقوق فلسطینیان تغییر داده بود:
1. محاصره فرساینده غزه: 16 سال خفقان اقتصادی، نرخ بیکاری جوانان فراتر از ۶۰ درصد و تبدیل غزه به زندان روباز، افق حیات طبیعی را نابود کرده بود و مذاکرات مقطعی نیز هرگز ساختار محاصره را تغییر نداد.
2. شتاب استعمار در کرانه باختری: اسکان بیش از ۷۵۰ هزار شهرکنشین و ظهور کابینه ای افراطی در تلآویو با طرح علنی پاکسازی یا تسلیم بیقیدوشرط، هرگونه شانس تشکیل دولت فلسطینی را محو میکرد.
3. خطر تقسیم و تسلط بر قدس و مسجدالاقصی: هتک حرمتهای مداوم و برنامهریزی تندروهای صهیونیست برای تغییر وضعیت حقوقی الاقصی هشداری جدی برای نابودی این نماد هویتی بود.
4. بحران اسیران: حضور هزاران فلسطینی در بند، ازجمله صدها بازداشتی اداری و افزایش آزارها، نیاز به برگ برنده مؤثری برای تبادل اسیران را اجتنابناپذیر میکرد.
5. پروژه عادیسازی روابط و خروج فلسطین از نقشه: توافقات موسوم به ابراهیم و طرح نهایی عادیسازی روابط با کشورهای عربی، عملاً در پی به حاشیه راندن ابدی پرونده فلسطین بود؛ تا جایی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد نقشهای از غرب آسیای جدید بدون نام و نشانی از فلسطین به نمایش گذاشت.
در مواجهه با چنین سناریویی، گزینههای جایگزین نظیر دیپلماسی، راهپیماییهای مسالمتآمیز بازگشت و آتشبسهای محدود پیش تر آزموده شده و با سرکوب صهیونیستی به بنبست رسیده بودند. تصمیم به اقدام، گریز از مرگ آرام بود.
عملیات هفتم اکتبر واکنش شدید نظامی تلآویو را مفروض میدانست و این پیشبینی محقق شد. اما تفاوت بنیادینی میان انتظار نبرد گسترده نظامی با وقوع نسلکشی تمامعیار و جنایت بشری پیش چشم نهادهای بینالمللی وجود دارد؛ مسئولیتی مستقیم که طبق موازین حقوقی بر عهده رژیم اشغالگر و حامیان آن است و نباید به دوش مقاومت فرافکنی شود.
با وجود این، ارزیابی راهبردی نشان میدهد همزمانی چند تحول، پیچیدگیهای سنگینی پدید آورد: فراتر رفتن سطح توحش صهیونیستها از تمام پیشبینیهای تاریخی، استمرار چک سفید امضای واشنگتن و دولتهای غربی در تأمین تسلیحاتی و سیاسی نسلکشی، انفعال و سکوت شرمآور حکام عرب و مسلمان و محدودیت همپوشانی میدانهای پشتیبانی. گرچه جبهههای یمن، لبنان و عراق فشارهای سنگینی بر ماشین جنگی دشمن وارد کردند، اما ابعاد ائتلاف غربی–صهیونیستی بر دایره فشارها افزود.
در نهایت، طوفان الاقصی حاصل تصمیمی تصادفی یا احساسی نبود؛ خیزشی عقلانی در واپسین لحظات مسدود شدن راه تنفس یک ملت بود
قضاوت تاریخ؛ شکست انفعال و بازگشت آرمان
ارزیابی پیامد نهایی هفتم اکتبر در بحبوحه تحولات شتابزده، ناممکن و هزینه انسانی پرداختشده با شهادت دهها هزار غیرنظامی و آوارگی مردم مقاوم غزه بسیار سهمگین و دردناک است؛ اما همانطور که در نبردهای ضداستعماری الجزایر، ویتنام یا ایستادگی تاریخی ملتها رخ داده، میزان تلفات تحمیلی به تنهایی نشانگر درستی یا نادرستی کنش مقاومت نیست.
طوفان الاقصی مسیر ژئوپلیتیکی غرب آسیا را زیر و رو کرد:
- پروژه تثبیت رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر بلامنازع منطقه متوقف شد.
- نقاب حقوقبشری و استانداردهای دوگانه ساختار بینالمللی فرو ریخت.
- ماهیت آپارتایدی و اشغالگری در سطح افکار عمومی جهان زیر تیغ سنگینترین انتقادات رفت.
- هویت و موضوع فلسطین پس از سالها فراموشی تحمیلی، بار دیگر به کانون توجه سیاست بینالملل بازگشت.
در نهایت، طوفان الاقصی حاصل تصمیمی تصادفی یا احساسی نبود؛ خیزشی عقلانی در واپسین لحظات مسدود شدن راه تنفس یک ملت بود تا خط بطلانی بر سناریوی نابودی کامل فلسطین بکشد؛ رخدادی که قضاوت قطعی درباره میزان موفقیت ساختاری آن، به دستاوردهای مقاومت در دوران پس از جنگ و نگارش صفحات تاریخ واگذار خواهد شد.