بنزین، لزوم تابآوری ملت و صرفهجویی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ واقعیت این است که امروز ما در میانه جنگی تمامعیار قرار داریم. در چنین شرایطی، آنچه سرنوشت نبرد را مشخص میکند، میزان تابآوری ملتهاست. هر ملتی که زودتر خسته شود، شکست را پذیرفته است و هر ملتی که دیرتر خسته شود، به پیروزی نزدیکتر خواهد بود.
طبیعی است که طرحها باید نقد و کارشناسی شوند، درباره آنها پرسش مطرح و از دولت شفافیت و برنامهریزی دقیق خواسته شود
دقیقاً به همین دلیل، دشمن امید و تابآوری مردم را هدف گرفته است. یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر ما نیز موضوع انرژی، بهویژه بنزین است. متأسفانه ما در مصرف، چندان اهل صرفه جویی نبودهایم و همین موضوع، امروز به چالش جدی تبدیل شده است. مصرف روزانه بنزین در کشور به ارقام بسیار بالایی رسیده، در حالی که تولید داخلی متناسب با این حجم مصرف نیست و واردات نیز بهدلیل شرایط خاص، پاسخگوی کامل نیاز کشور نخواهد بود. به همین دلیل، سبک مصرف فعلی میتواند به پاشنه آشیل ما تبدیل شود و دشمن نیز دقیقاً بر همین نقطه تمرکز کرده است.
تردیدی نیست دولت در اجرای هر طرح مرتبط با بنزین باید نهایت تدبیر، دقت و هوشمندی را به خرج دهد و مردم را قدمبهقدم با خود همراه کند. در این زمینه هیچ ابهامی وجود ندارد. باید صریح گفت؛ در تلاش شبانهروزی دولت، در حضورش در میدان و در نیت خیرخواهانهاش برای مردم تردیدی وجود ندارد، اما این اعتماد به معنای چشمپوشی از ضرورت هشدار دادن نیست.
هشدار روشن این است که بدون آمادهسازی افکار عمومی و بدون شفافیت کامل، هر طرح بنزینی با خطر شکست مواجه خواهد بود و حتی امکان دارد نتیجه معکوس بدهد. شرایط جنگی هرگز مجوز اجرای شتابزده و بیتوضیح سیاستها نیست. برعکس، در شرایط جنگی، هر تصمیم مهم باید با حداکثر ظرافت، سیاستورزی و اقناع اجتماعی همراه باشد؛ بهگونهای که هم مردم با آن همراه شوند و هم دشمن از ایجاد هزینه و التهاب ناامید بماند.
در عین حال، خطاب به جریانهای سیاسی و رسانهای نیز باید نکتهای را صریح بیان کرد. این سخن به معنای توجیه هر طرح دولت یا دفاع از هر تصمیم احتمالی درباره افزایش قیمت بنزین نیست. طبیعی است که طرحها باید نقد و کارشناسی شوند، درباره آنها پرسش مطرح و از دولت شفافیت و برنامهریزی دقیق خواسته شود. این، هم حق رسانههاست و هم وظیفه آنها.
اما در کنار این نقدها، واقعیتی را هم نباید نادیده گرفت؛ ادامه وضعیت فعلی مصرف و تولید بنزین ممکن نیست. انکار ناترازی انرژی، بهویژه در حوزه بنزین، نادیده گرفتن موضوعی روشن و آشکار است.
همه میدانند ذخایر بنزین محدود است، قاچاق سوخت ابعاد قابل توجهی دارد و اختلاف قیمت سوخت در داخل کشور با کشورهای همسایه، انگیزهای بزرگ برای قاچاق ایجاد کرده است. این شکاف قیمتی، بخش مهمی از سرمایه ملی را به جیب شبکههای قاچاق سرازیر میکند. علاوه بر این، شرایط جنگی و فشارهای بیرونی نیز تأمین پایدار سوخت را دشوارتر کرده است.
با این اوصاف، این پرسش جدی مطرح است که چرا برخی فقط در جایگاه اعتراض میایستند، اما کمتر مردم را به همکاری، صرفهجویی و اصلاح الگوی مصرف دعوت میکنند؟ با این حجم از مصرف و وضعیت فعلی ذخایر، واقعاً تا چه زمانی میتوان با همین روند ادامه داد؟
فعالان رسانهای و چهرههای اثرگذار باید از خود بپرسند سهمشان در فرهنگسازی برای اصلاح الگوی مصرف چه بوده است؟
برخی چنان سخن میگویند گویی اساساً هیچ مشکل جدیای در حوزه بنزین وجود ندارد و تمام بحثها صرفاً بهانهای برای ایجاد فشار بر مردم است. اما واقعیت این است که ناترازی تولید و مصرف بنزین، موضوعی روشن و غیرقابل انکار است. نمیتوان چشم بر واقعیت بست و انتظار داشت بحران، خودبهخود حل شود.
در کنار نقدها، باید از راهکار هم سخن گفت. آیا واقعاً در این مدت، به اندازه کافی درباره ضرورت صرفهجویی و مدیریت مصرف با مردم صحبت شده است؟ آیا رسانهها، فعالان سیاسی و جریانهای اثرگذار، همانقدر که درباره نقد طرحها سخن گفتهاند، درباره فرهنگسازی مصرف صحیح نیز تلاش کردهاند؟
طرف مردم ایستادن، فقط به معنای گفتن حرفهایی نیست که خوشایند افکار عمومی باشد. گاهی حقیقت، تلخ اما ضروری است. اگر امروز درباره مدیریت مصرف صحبت نشود، فردا هزینههای سنگینتری به کشور و مردم تحمیل خواهد شد. دشمن نیز دقیقاً روی همین نقطه حساب باز کرده است؛ یعنی ایجاد فشار از مسیر انرژی و تبدیل آن به بحران اقتصادی و اجتماعی.
فعالان رسانهای و چهرههای اثرگذار باید از خود بپرسند سهمشان در فرهنگسازی برای اصلاح الگوی مصرف چه بوده است؟ چند برنامه مؤثر، چند روایت امیدبخش و چند اقدام اقناعی برای همراه کردن مردم با ضرورت مدیریت انرژی تولید شده است؟
واقعیت این است که دشمن پس از ناکامی در میدان نظامی، اکنون تمرکز خود را بر جنگ اقتصادی گذاشته و یکی از مهمترین محورهای این جنگ، انرژی است. امروز میدان نبرد فقط در مرزها و پادگانها نیست؛ این نبرد به خانهها، سبک زندگی و حتی نحوه مصرف روزانه ما رسیده است.
در چنین شرایطی، مدیریت مصرف یک انتخاب ساده شخصی نیست؛ بخشی از مسئولیت ملی و اجتماعی ماست. همانطور که جوانان این سرزمین برای امنیت کشور جان خود را فدا کردند، امروز انتظار میرود ما نیز با اصلاح رفتار مصرفی، سهم خود را در حفظ ثبات و امنیت کشور ایفا کنیم.
البته مردم بهدرستی از دولت انتظار دارند همزمان با مطالبه صرفهجویی، اصلاحات اساسی را نیز دنبال کند؛ از بهبود وضعیت حملونقل عمومی گرفته تا مقابله جدی با شبکههای بزرگ قاچاق سوخت و اصلاح خودروهای پرمصرف. اما تا زمان تحقق کامل این اصلاحات، نزدیکترین و در دسترسترین راهکار، مدیریت مصرف است.
اگر جامعه بهصورت خودجوش به سمت صرفهجویی حرکت کند، حل ناترازی نیز کمهزینهتر و سریعتر خواهد شد. امروز بیش از هر زمان دیگری، کشور به اعتماد، همدلی و همراهی مردم نیاز دارد.
امام خامنه ای (حفظه الله)، رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز در پیام خود بر اعتماد به مسئولان دلسوز و حضور فعال مردم در میدان تأکید کردند؛ چراکه یکی از مهمترین میدانهای امروز، میدان جنگ اقتصادی و یکی از مؤثرترین ابزارهای مقابله در این میدان، اصلاح الگوی مصرف و صرفهجویی است.
ما بارها نشان دادهایم در برابر فشار و تهدید، عقبنشینی نمیکنیم. شاید اصلاح الگوی مصرف دشوار باشد، اما ملت ایران ثابت کرده برای حفظ عزت و استقلال خود، حاضر به تحمل سختیهاست، اما زیر بار زور نمیرود.