راهبردهای تقابلی جمهوری اسلامی

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ جمهوری اسلامی تاکنون چند راهبرد را دنبال کرده است:
۱. ضربه در برابر ضربه: در این مرحله، هر ضربهای که دشمن وارد میکرد، با ضربهای متقابل پاسخ داده میشد.
۲
رسانههای معاندی مانند اینترنشنال و بیبیسی بهعنوان اهداف احتمالی حملات نظامی مطرح شدند
. ضربه چند برابر در برابر ضربه: در مرحله بعد، جمهوری اسلامی تلاش کرد پاسخها را چند برابر کند؛ به این معنا که اگر دشمن یک ضربه وارد میکرد، پاسخ جمهوری اسلامی گاهی چند برابر و حتی تا ۱۰ برابر سنگینتر بود. این رویکرد بهویژه پس از جنگ تحمیلی ۴۰روزه و در دورهای که با عنوان آتشبس یا مذاکره سپری شد، پررنگتر بود.
۳. ضربه در برابر تهدید: پس از آنکه مشخص شد جریان آمریکایی قصد دارد جمهوری اسلامی را در منطقه درگیر کند، راهبرد «ضربه در برابر تهدید» در دستور کار قرار گرفت.
بر اساس این راهبرد، هرجا دشمن در حال ایجاد تهدیدی بود که میتوانست در آینده به جمهوری اسلامی آسیب بزند، همان نقطه هدف قرار میگرفت. برای مثال، اگر در اربیل یا سلیمانیه نیرو یا تجهیزاتی مستقر میشد، نیروهای جمهوری اسلامی با اجرای عملیات، آن تهدید را برطرف میکردند.
در ماجرای اردن نیز، هنگامی که تلاشهایی برای تجهیز این کشور انجام شد تا در آینده به پایگاهی برای پشتیبانی از کشورهای عربی منطقه و حمله به جمهوری اسلامی تبدیل شود، مواضع و تجهیزات مربوط هدف قرار گرفت.
این روند در چارچوب راهبرد «ضربه در برابر تهدید» ادامه پیدا کرد. پس از آن، جمهوری اسلامی تلاش کرد اتاقهای مختلف جنگ و تقابل را به یکدیگر مرتبط کند:
- اتاق امنیتی و اتاق نظامی
- اتاق فرهنگی و رسانهای و اتاق نظامی
- اتاق دیپلماسی و اتاق امنیتی
در واقع، این بخشها در کنار یکدیگر قرار گرفتند و ظرفیتهایشان را برای پیشبرد اهداف مشترک به کار گرفتند.
دیپلماسی به کمک مجموعه امنیتی آمد و مذاکراتی برای تحویل گرفتن برخی افراد مخالف و خطرساز در کشورهای مختلف انجام شد. علاوه بر این، مجموعه امنیتی به دستگاه نظامی نزدیک شد و اطلاعات مربوط به فعالیت رسانههای دشمن را در اختیار آن قرار داد. بر همین اساس، رسانههای معاندی مانند اینترنشنال و بیبیسی بهعنوان اهداف احتمالی حملات نظامی مطرح شدند.
این پیوند میان اتاقهای مختلف، به راهبرد جدید تبدیل شد.
محور جدید؛ جنگ رسانهای و سایبری
دشمن نیز تابآوری جمهوری اسلامی و مردم ایران را هدف قرار داده است
اکنون به نظر میآید جنگ رسانهای، فضای مجازی و هک سامانههای دشمن نیز بهعنوان محورهای جدی میدان تقابل مطرح شدهاند.
پیشتر چنین اقداماتی بهعنوان یکی از بازوهای عملیات استفاده میشوند؛ برای مثال، ایجاد اختلال در سامانه گنبد آهنین یا نفوذ برای دستیابی به اطلاعات. اما اکنون این حوزهها خودشان به محورهای اصلی تقابل تبدیل شدهاند.
اینکه آمریکا شرایط اضطراری اعلام کرده و در لفافه، چین را طرف اصلی این تقابل معرفی میکند، به این دلیل است که نمیخواهد بهصراحت بگوید با ایران مواجه است. آمریکا تلاش میکند جایگاه خود را بهعنوان ابرقدرت حفظ کند و سطح این رویارویی را در حد تقابل با چین نشان دهد.
تغییر میدان تقابل؛ از جنگ نظامی تا تابآوری
درگیری دیگر صرفاً در سطح نظامی دنبال نمیشود، بلکه به سمت موضوع هدف اصلی، مقایسه و تحت تأثیر قرار دادن تابآوری مردم ایران، آمریکا و اروپاست.
برای کاهش تابآوری دشمن، موضوعاتی مانند ورود به بابالمندب در کنار تنگه هرمز مطرح شده است. همچنین تلاش میشود با ایجاد شوکهای اجتماعی در آمریکا و اروپا، فشار بیشتری بر زیرساختها و جامعه این کشورها وارد شود؛ ازجمله ایجاد اختلال در شبکه برق و زیرساختهای حیاتی، بدون آنکه لزوماً موشکی شلیک شود.
تحلیل دیگر، موضوع تنشهای تعرفهای و اختلافات میان آمریکا و کاناداست؛ اختلافاتی که انگلستان در پسزمینه آن نقش و نفوذ دارد. هدف این روند، تضعیف جایگاه آمریکا در منطقه و جهان عنوان میشود.
تلاش دشمن برای کاهش تابآوری ایران
در مقابل، دشمن نیز تابآوری جمهوری اسلامی و مردم ایران را هدف قرار داده است. مهمترین محورهای این اقدامات عبارتاند از:
- محاصره دریایی و برهم زدن توازن عرضه و تقاضا
- ایجاد فشارهای ارزی و اقتصادی
- ایجاد بیاعتمادی میان مردم، مسئولان و دولت
- تلاش برای ایجاد اغتشاش و برگزاری فراخوانهای داخلی در میان گروههایی مانند کارگران، معلمان و اصناف
- تمرکز بر مناسبتها و سالگردها برای تحریک فضای اجتماعی و سیاسی کشور.
در مجموع، به نظر میآید جمهوری اسلامی با هوشمندی، محور تابآوری را در میدان تقابل هدف قرار داده است. بر همین اساس، در روزهای آینده امکان دارد رویدادهای مهمی در راستای کاهش تابآوری دشمن رقم بخورد.