ظهور دولت حداقلی در کاخ سفید

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ دوگانه "ترامپ-ضدترامپ"در آمریکا روز به روز شکل پیچیده تری به خود می گیرد. بسیاری از تحلیلگران مسائل سیاسی و اجتماعی در آمریکا معتقدند پس از برگزاری انتخابات میاندوره ای کنگره این روند تشدید خواهد شد. حزب جمهوری خواه به واسطه ناتوانی قانونی دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا مبنی بر حضور مجدد در کاخ سفید، خود را برای ورود به دوران "پساترامپ"آماده می سازد.
دولتها به عنوان نهادهای انحصاری اعمال قوه قاهره مشروع، توزیعکننده منابع و متولیان نظم عمومی تعریف میشوند.
علاوه بر این، نامزدهای مطرح حزب جمهوری خواه از جمله مارک روبیو، دی ونس و پیت هگست در انتخابات ریاست جمهوری سال 2028، هر یک به نوعی نمایندگان طیفی خاص از حزب متبوع خود در این آوردگاه خواهند بود. دی ونس نماد جنبش ماگا بود و هگست با نومحافظه کاران ارتباط نزدیک تری دارد. روبیو نیز ارتباط موثرتری با رهبران سنتی و مقامات ارشد کنونی حزب جمهوری خواه داشته و تلاش می کند از این ظرفیت برای تصاحب قدرت استفاده کند.
در آن سوی میدان، دموکرات هایی قرار دارند که کمترین برنامه ای برای مواجهه با بحران های کنونی در آمریکا نداشته و صرفا بر روی آرای سلبی (آرایی که علیه جمهوری خواهان به گردش درمی آید) جهت پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آتی حساب باز کرده اند. قدر متیقن این وضعیت، ظهور دولت ضعیف (Weak State) در راس هرم قدرت اجرایی واشنگتن خواهد بود؛ دولتی که یا به واسطه گردش آرای سلبی سر کار آمده یا نماینده طیفی محدود از صاحبان پنهان و آشکار قدرت است.
به طور کلی، دولتها به عنوان نهادهای انحصاری اعمال قوه قاهره مشروع، توزیعکننده منابع و متولیان نظم عمومی تعریف میشوند. با این حال، تاریخ مکرراً شاهد پدیدهای فاجعهبار بوده است: استقرار یا افول یک ساختار سیاسی به وضعیت دولت ضعیف یا دولت حداقلی ناتوان. دولت حداقلی در معنای آسیبشناختی آن، حکومتی است که ظرفیت نهادی، اراده سیاسی و منابع مادی لازم برای اِعمال حاکمیت، حفظ نظم، تضمین رفاه عمومی و پاسخ به بحرانهای چندلایه را از دست داده است.
این وضعیت نه یک موقعیت ایستا، بلکه سرآغاز زنجیرهای از بحرانهای فزاینده است که امنیت، جامعه و اقتصاد یک سرزمین را در معرض فروپاشی تدریجی قرار میدهد. چنین قاعده ای در خصوص آمریکای 2028 نیز صادق خواهد بود. به عبارت بهتر، فارغ از اینکه چه نتیجه ای در انتخابات میاندوره ای کنگره در ماه نوامبر امسال حاصل شود، این روند مقدمه و پیش در آمدی برای ظهور "دولت ضعیف"در واشنگتن خواهد بود. اگرچه دولت کنونی ترامپ نیز مصداق عینی دولت ضعیف در آمریکاست، اما چنین روندی در انتخابات ریاست جمهوری آتی در این کشور تکمیل خواهد شد.
یک دولت ناتوان صرفاً در حوزه امنیتی شکست نمیخورد؛ بلکه پایههای انسجام اجتماعی را نیز نابود میسازد. رابطه میان ملت و دولت بر پایه نوعی «قرارداد اجتماعی» نانوشته استوار است که در آن مردم بخشی از اختیارات و منابع مالی (مالیات) خود را در ازای دریافت امنیت، خدمات پایه و پیشبینیپذیری آینده واگذار میکنند .ترامپ به اندازه کافی چنین پیوند و ساختاری را در آمریکا را سست ساخته و قطعا دولت بعدی آمریکا (اعم از دموکرات یا جمهوری خواه) تیر خلاص را به آن شلیک خواهد کرد.
در چنین شرایطی شهروندان آمریکا هرگونه کارآمدی، بیانیه رسمی یا قانون دولتی را بیاعتبار میدانند. فرسایش سرمایه اجتماعی سبب میشود هیچ سیاست اصلاحی یا فراخوان ملی از سوی جامعه پذیرفته نشود. در غیاب «هویت ملی فراگیر» که دولت متولی پاسداری از آن است، افراد به هویتهای خرد سیاسی پناه ببرند. نکته دیگر اینکه دولت حداقلی فاقد توانایی نظارت بر بازارها، جمعآوری کارآمد مالیات و هدایت سرمایهگذاریهای کلان زیرساختی است. اقتصاد در غیاب یک بازیگر تنظیم گر و سالم ، به سوی آشفتگی حرکت میکند: دوران تاریک آمریکا در پیش خواهد بود.