«راهبرد معاصر» گزارش می‌دهد؛

پاشنه آشیل آمریکا برابر ایران

یکی از نقاط ضعف اصلی آمریکا جنگاوریِ به شدت پرهزینه و مزیت جبهه مقاومت در جنگاوری، ارزان جنگیدن است. تحلیلگران غربی نیز اعتراف می‌کنند، توان آمریکا در منطقه به هیچ وجه کفاف بیش از دو هفته جنگ نمی‌دهد.
سامان سفالگر؛ کارشناس مسائل غرب آسیا
تاریخ انتشار: ۱۲:۱۵ - ۳۰ بهمن ۱۴۰۴ - 2026 February 19
کد خبر: ۳۰۲۱۴۴

پاشنه آشیل آمریکا برابر ایران

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ به تازگی شاهد برگزاری مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجی‌گری دولت عمان در ژنو بودیم؛ مذاکراتی که متمرکز بر برنامه هسته ای ایران است و در سایه اوج‌گیری تهدیدات نظامی آمریکا علیه کشورمان برگزار می شود و آنطور که گفته شده است، همچنان ادامه خواهد یافت.

سرازیرشدن سیل قابل‌توجهی از ادوات نظامی آمریکا به منطقه، در بهترین حالت می تواند جوابگوی چیزی حدود دو هفته جنگ سنگین با ایران باشد

 گمانه‌زنی‌های مخنلفی درباره محتوای مذاکرات و موضوعات مطرح شده انجام شده است و می شود؛ با وجود این، تقریباً اغلب منابع خبری در یک نکته اجماع دارند و آن، اینکه واشنگتن در جریان مذاکره با کشورمان، اقدام به طرح درخواست های زیاده خواهانه می کند و عملاً مذاکره را به مثابه میدانی برای تسلیم شدن ایران و نَه حل مشکلات و تنش‌زدایی می بیند.

ایران نیز بارها به صراحت اعلام کرده است طرف مقابل در مذاکرات باید از موضع احترام وارد شود و به هیچ وجه قصد تسلیم شدن در برابر زیاده خواهی آمریکا ندارد. از این رو، نتیجه مذاکرات هرچه باشد، دست کم به سه دلیل باید گفت، آسیب‌پذیری آمریکایی ها در هر تقابلی علیه ایران به شدت بالاست و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا نمی تواند با این برگ خود قماری خطرناک انجام دهد.

نخست، یکی از نقاط ضعف اصلی آمریکا جنگاوریِ به شدت پرهزینه و مزیت جبهه مقاومت در جنگاوری، ارزان جنگیدن است. برپایه آنچه بسیاری از تحلیلگران نظامی غربی می‌گویند، حتی سرازیرشدن سیل قابل‌توجهی از جنگنده ها و ادوات نظامی آمریکایی به منطقه، در بهترین حالت می تواند جوابگوی چیزی در حدود دو هفته جنگ سنگین با ایران باشد. از یاد نبریم آمریکا چندین ماه قبل در جنگ علیه انصارالله یمن، متحمل میلیاردها دلار هزینه و در نهایت نیز از بیم نگرانی های جدی، مجبور به عقب‌نشینی شد.

حال درباره ایران که قدرت نظامی و منطقه ای است، صورت حساب های روی دست کاخ سفید به مراتب سنگین‌تر و البته که دامنه سرخوردگی واشنگتن هم وسیع خواهد بود. از این رو، هرگونه تقابل با توجه به اینکه ما در جغرافیای خود می جنگیم و آمریکا از هزاران کیلومتر دورتر به منطقه گسیل شده، به شدت برای طرف آمریکایی خطرناک و پرهزینه است.

دوم، اینکه کوچکترین اقدام در آب های جنوبی کشورمان می تواند شوک بزرگی به اقتصاد جهانی و به طور خاص آمریکا و کشورهای عربی وارد کند. به عنوان نمونه، کافی است فقط نفتکشی در منطقه هدف قرار گیرد تا شاهد انفجار قیمت نفت و اختلال در تجارت نفت باشیم. این موضوعی نیست که دولت آمریکا توان تحملش را داشته باشد یا بتواند آن را به وسیله سایر منابع انرژی جبران کند. بی‌ثباتی در حوزه خلیج فارس به عنوان منطقه ای که بخش اعظم نفت صادراتی جهان از مبدأ آن تأمین می‌شود، کابوسی بزرگ برای واشنگتن است.

موضوعی که تبعاتش می تواند دامن‌گیر جمهوری خواهان آمریکایی و شخص ترامپ در آستانه انتخابات میان دوره‌ای کنگره آمریکا شود. از این رو، ترامپ با ماجراجویی احتمالی، عملاً دست به قماری می زند که در نهایت می تواند جدایی و دوری متحدانش در حزب جمهوری خواه از وی را به دنبال داشته باشد. البته که دولت های عربی نیز خوب می دانند جنگ در منطقه به نفعشان نیست و برای انجام‌ نشدنش لابی کرده اند و می کنند.

اگر بنا باشد تقابل منطقه ای رخ دهد، تلفات طرف آمریکایی افزایش می یابد و این همان نکته‌ای است که آمریکایی ها به شدت نسبت به آن آسیب‌پذیر هستند

سوم، اینکه اغلب ناظران و تحلیلگران معتقدند، ایران کشوری شبیه به عراق، ونزوئلا یا دیگر کشورهای غرب آسیا نیست. این کشور از توانمندی های نظامی و امنیتی قابل‌توجهی برخوردار است و می تواند شگفتانه‌هایی را در هرگونه جنگی رو کند که واشنگتن آچمز شود. تهران هنوز به نحوی ملموس و آشکار، از قدرت دریایی خود، نیروی زمینی اش و به طور خاص توان نیروی قدس سپاه، و البته طیف متنوعی از پهپاد و موشک های مدرن استفاده نکرده است. رونمایی از بخشی از این توانمندی‌ها در جریان جنگ تحمیلی 12 روزه، رژیم صهیونیستی را در شوک فرو برد.

کافی است در نتیجه حماقت آمریکا، ایران اقدام به هدف گیری هدفی راهبردی نظیر ناوهای آمریکایی کند؛ آن وقت چنان آبروریزی ای برای طرف آمریکایی و به طور خاص ترامپیست ها ایجاد شود که شاید نتیجه نهایی آن برایشان چیزی شبیه به خودکشی سیاسی باشد. اهمیت این معادله زمانی بیش از پیش برجسته‌تر می شود که بدانیم در وضعیت کنونی طبق نظرسنجی های اندیشکده آمریکایی کوئینسی، تنها 21 درصد آمریکایی ها موافق ماجراجویی نظامی هستند و طیف های قابل‌توجهی از آنها با این موضوع مخالفند.  

اگر بنا باشد تقابل منطقه ای رخ دهد، تلفات طرف آمریکایی افزایش می یابد و این همان نکته‌ای است که آمریکایی ها به شدت نسبت به آن آسیب‌پذیر هستند. از این رو، اگر لفاظی های مقام های ارشد آمریکایی را کنار بگذاریم، آنها در میدان، به شدت آسیب‌پذیر هستند. موضوعی که به ویژه با توجه به تقویت نظامی و امنیتی ایران در فضای پس از جنگ تحمیلی 12 روزه در ابعاد مختلف، ماهیت جدی‌تری نیز به خود می گیرد. 

ارسال نظر