پیامدهای امنیتی جنگ/ از تنگه هرمز تا تغییر ائتلافها

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران از مرزهای رویارویی نظامی مستقیم فراتر رفته و بر همه ارکان امنیت منطقه ای ازجمله دریایی، انرژی، سیاسی، اجتماعی و راهبردی به معنای جامع آن تأثیر گذاشته است.
1. امنیت دریایی: تنگه هرمز و باب المندب در قلب معرکه
جنگ نشان داد امنیت تنگه هرمز و باب المندب و به طور کلی ناوبری دریایی، گروگان هرگونه افزایش نظامی در منطقه شده است
بسته شدن تنگه هرمز از روزهای نخست جنگ (که باعث اختلال جریان بیش از 20 درصد نفت روزانه جهان شد) بحران دریایی بیسابقه در تاریخ منطقه و جهان ایجاد کرد. این موضوع به موارد زیر منجر شد:
- افزایش بیش از 300 درصدی هزینههای بیمه دریایی برای تانکرهای نفتی
- فلج تقریباً کامل فعالیت در بنادر خلیج فارس، ازجمله دبی، جبل علی، دوحه، دمام، کویت و بحرین
- افزایش بیسابقه قیمت جهانی نفت، انرژی و پتروشیمی و کاهش ذخایر انرژی جهان به میزانی که دست کم در 50 سال گذشته دیده نشده است.
- تهدید ترافیک دریایی در تنگه باب المندب با افزایش اقدامات انصارالله در دریای سرخ همزمان شد.
- کشتیهای تجاری به مسیرهای طولانیتر و گرانتر (مانند دور زدن دماغه امید نیک) هدایت شدند.
این جنگ نشان داد امنیت تنگه هرمز و باب المندب و به طور کلی ناوبری دریایی، گروگان هرگونه افزایش نظامی در منطقه شده است. واشنگتن تسلط نظامی و کنترل زمانی خود را بر دریاها و آبراهها از دست داد و اعتماد به ادعاهای خود مبنی بر ارائه حفاظت دریایی و امنیتی به پایینترین میزان خود رسید. این موضوع قدرتهای بزرگ (چین، هند و اتحادیه اروپا) را بر آن داشت با وجود فشارها و تهدیدهای واشنگتن، راهبردهای امنیت انرژی خود را بازنگری کند و به وسیله هماهنگی با تهران، به دنبال مسیرهای امن باشند.
2. امنیت انرژی: شوک قیمتی و تغییر بازار
قیمت نفت خام به میزان تاریخی رسید، از ۱۸۰ دلار در هر بشکه فراتر رفت و به موارد زیر منجر شد:
- کاهش ذخایر آمریکا به میزانی که قبل از سال ۱۹۸۳ میلادی دیده نشده بود.
- بحران شدید انرژی در اروپا که به واردات از خلیج فارس متکی است.
- افزایش فشارهای تورمی در جهان، با پیامدهای مستقیم بر قیمت مواد غذایی و کالاهای اساسی.
- روسیه و ونزوئلا از افزایش قیمت برای جبران خسارت های ناشی از تحریمهای غرب سود بردند.
- کشورهای حوزه خلیج فارس در صورت بسته ماندن تنگه هرمز قادر به تأمین مسیرها و بازارهای جایگزین برای صادرات نفت خود نیستند و آنها در معرض ورشکستگی قرار میگیرند.
این جنگ همچنین شکنندگی زنجیرههای تأمین انرژی جهانی را برجسته و تأکید کرد، امنیت انرژی دیگر صرفاً موضوعی اقتصادی نیست، بلکه به ثبات ژئوپلیتیکی در منطقه خلیج فارس وابسته شده است.
۳. امنیت سیاسی: تغییر شکل ائتلاف ها و تحولات داخلی
این جنگ باعث تحولات عمیقی در ساختارهای سیاسی چندین کشور منطقه شد:
الف. کشورهای خلیج فارس:
- دولتهای خلیج فارس به دلیل استفاده از پایگاههای خود برای تجاوز علیه ایران با فشار مردمی بیسابقهای روبرو شدند که خشم عمومی گستردهای برانگیخت.
- برخی کشورهای حوزه خلیج فارس با پیشبینی تغییرات منطقهای، تلاشهای مخفیانهای را برای ایجاد کانالهای ارتباطی با تهران آغاز کردند که نشاندهنده کاهش اعتماد به متحد آمریکاییشان است.
- نشانههایی از ارزیابی مجدد راهبردی روابط با واشنگتن، به ویژه پس از آنکه جنگ ناتوانی آن را در محافظت از متحدانش ثابت کرد، پدیدار شد.
ب. مصر و اردن:
آمریکاییها نتوانستند از پایگاههای خود در برابر حملات ایران محافظت کنند و قادر به حفظ امنیت ناوبری دریایی نبودند
این دولت ها به دلیل مواضع محتاطانهشان در زمینه جنگ، با فشار مردمی قابل توجهی روبرو شدند و هشدارهایی مبنی بر اعتراضات احتمالی در صورت وخامت بیشتر شرایط اقتصادی به دلیل افزایش قیمت انرژی و مواد غذایی داده شد.
این کشورها متوجه شدند در میان اهداف بعدی پروژه «رژیم صهیونیستی بزرگ» قرار دارند و همین موضوع آنها را بر آن داشت تا تلاشهای دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از هرگونه افزایش تنش در آینده تسریع کنند.
ج. ترکیه:
خود را میان تمایل به محدود کردن نفوذ ایران و ترس از اینکه تضعیف ایران توجه صهیونیستها را به ویژه درباره مناطق مدیترانه و قفقاز به سمت خود معطوف کند، در موقعیتی متزلزل یافت.
۴. امنیت راهبردی: تغییر موازنه قدرت و بازتعریف تهدیدات
این جنگ تغییرات راهبردی اساسی را در بعد منطقهای به همراه داشت:
الف. کاهش بازدارندگی آمریکا: آمریکاییها نتوانستند از پایگاههای خود در برابر حملات ایران محافظت کنند و قادر به حفظ امنیت ناوبری دریایی نبودند، که این موضوع اعتماد متحدان به چتر امنیتی آمریکا را تضعیف و در را به روی نفوذ رو به رشد چین و روسیه در منطقه باز کرد.
ب. ظهور نقش چین و روسیه: چینیها و روسها از خلاء امنیتی ایجاد شده به وسیله جنگ برای تقویت حضور خود در منطقه و معرفی به عنوان جایگزین قابل اعتمادتری برای آمریکا در برخی موضوعات استفاده کردند. این موضوع به وضوح در نقش آنها به عنوان میانجی و تسهیلکننده برخی مسیرهای مذاکره بین طرف های درگیر نشان داده شد.
ج. بازتعریف مفهوم امنیت: تهدیدات امنیتی دیگر محدود به رویاروییهای سنتی نیستند، بلکه اکنون شامل موارد زیر میشوند:
- جنگ سایبری که زیرساختهای حیاتی ملی را هدف قرار میدهد.
- جنگ اقتصادی با استفاده از ارزها و انرژی به عنوان اهرم.
- جنگ روانی و رسانهای با هدف بیثبات کردن جامعه.
5. امنیت اقتصادی: فروپاشی مالی و بازسازی بازار.
منطقه شاهد پیامدهای اقتصادی شدیدی بوده است:
- فروپاشی بازارهای سهام در خلیج فارس، مصر و ترکیه.
- کاهش شدید سرمایهگذاری مستقیم خارجی و فرار سرمایه به مناطق امنتر.
- افزایش بدهی عمومی کشورهای آسیبدیده به دلیل افزایش هزینههای دفاعی و کاهش درآمدهای نفتی (در صورت بسته ماندن تنگه هرمز).
- ظهور صحبتهایی درباره سازوکار مالی موازی مستقل از دلار، با اعلام کشورهایی مانند چین، روسیه و ایران مبنی بر تقویت معاملات خود به یوان و روبل که سلطه دلار را در تجارت جهانی تهدید میکند.
آمریکا در باتلاق نظامی جدید گیر افتاده، منابع خود را از دست میدهد و اعتبار خود را به عنوان حامی متحدانش از دست داده است
نتیجهگیری
بیش از چهار دهه خصومت ایران و غرب و بیش از یک دهه مذاکره، همگی به جنگی تمامعیار منجر شده است. جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران تلاشی ناامیدانه برای بازسازی اجباری غرب آسیاست.
از دیدگاه نویسنده، نتیجه قطعی در این موضوع عبارتند از:
۱. ایران مقاوم است و باقی خواهد ماند: جمهوری اسلامی سقوط نکرده و نخواهد کرد. برعکس، از این آزمون سخت منسجمتر بیرون آمده است؛ آن هم با رهبری جدید امام سیدمجتبی خامنهای (حفظه الله) که مصممتر از گذشته است و به دلیل جنایات جنگی و تجاوز وحشیانه، در ظاهر انعطافپذیری کمتری نسبت به دشمنان دارد، به این معنی که آمریکا با جمهوری اسلامی مقاومتر از آنچه انتظار داشت، روبرو خواهد شد.
۲. ایران قویتر شده است: با وجود ترورها و میزان تخریب، ایران قابلیتهای بازدارندگی خود را تثبیت کرده و به جهانیان نشان داده نیرویی است که باید روی آن حساب کرد. رهبر جدید دارای عزم و اراده و قاطعیت لازم برای هدایت کشتی در سختترین شرایط است.
۳. آمریکا اعتبار خود را از دست داده است: آمریکا در باتلاق نظامی جدید گیر افتاده، منابع خود را از دست میدهد و اعتبار خود را به عنوان حامی متحدانش از دست داده است.
۴. رژیم صهیونیستی امنتر نشده، بلکه امنیت کمتری دارد: رژیم صهیونیستی جبهههای متعددی را علیه خود گشوده و خشم کل جهان اسلام را برانگیخته است. رژیم صهیونیستی متوجه شده است اکنون به طور دائم در فهرست اهداف مقاومت قرار دارد.
۵. اعراب حوزه خلیج فارس بزرگترین بازنده هستند: کشورهای عربی به میدان نبرد تبدیل شدهاند و بهای سنگینی برای شرطبندی خود در برابر آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداختهاند، بدون اینکه متوجه باشند بخشی از نقشه توسعهطلبانه «رژیم صهیونیستی بزرگ» هستند.
۶. کشورهای بزرگ عربی و اسلامی در معرض تهدید هستند: مصر، عربستان، ترکیه و پاکستان باید از خواب بیدار شوند. جنگ علیه ایران تمرینی برای جنگ آینده علیه آنهاست. یا این کشورها امروز در کنار ایران میایستند، یا فردا در شعلههای آتش خواهند سوخت.
۷. جهان به سمت چندقطبی شدن پیش میرود: این جنگ پایان هژمونی تکقطبی آمریکا را تسریع کرد و سازوکارهای مالی موازی (با استفاده از یوان و روبل) ظهور کردهاند که نویدبخش جهانی متعادلتر است.