نیویورک‌تایمز: تهدیدهای ترامپ برای وادار کردن ایران به امتیازدهی، نتیجه معکوس داشته است تأکید نخست‌وزیر قطر بر تلاش برای میانجیگری میان ایران و آمریکا ایهود باراک: اقدام نتانیاهو در تشدید تنش‌ با ترکیه احمقانه است غریب آبادی: آمریکا اسم شکست بعدیش را «جنگ اقتصادی» گذاشته‌ است هشدار صنعا: مرحله جدید معادلات علیه عربستان دردناک‌تر خواهد بود عراقچی: اصرار آمریکا به سیاست شکست خورده شکست‌های بیشتر به بار می‌آورد آمریکا مدعی شد: ۷۵۷ نظامی در جنگ ایران زخمی شده‌اند جلالی: پروژه‌های مشترک ایران و روسیه با سرعت بیشتری دنبال خواهد شد ادعای جدید ترامپ درباره مذاکره با ایران: مذاکره با آنها اتلاف وقت است! ۷ تحریم جدید انگلیس علیه ایران + جزییات واکنش حماس به ادعای ترور فرماندهان مقاومت توسط اسرائیل ماجرای اتهام نفوذ سایبری علیه ۱۷ ایرانی در آمریکا ماجرای حملات موشکی ایران علیه امارات محسن رضایی خطاب به ترامپ: به نظم پساآمریکایی در خلیج فارس خوش آمدید ادعای امارات در خصوص حمله موشکی به این کشور

سیاستِ بن سلمان: « یا با ما یا علیه ما»

سیاست سعودی در دوره «سلمانی» تحت عنوان «با من نیستی، پس ضد منی» دردسرهای زیادی را نه فقط در منطقه بلکه کل جهان ایجاد کرده است.
تاریخ انتشار: ۱۹:۰۶ - ۳۰ تير ۱۳۹۸ - 2019 July 21
کد خبر: ۱۷۰۳۱

به گزارش راهبرد معاصر ، جرج دبیلو بوش رئیس‌جمهور اسبق آمریکا قبل از آغاز جنگ این کشور علیه افغانستان در هفتم اکتبر 2001 یک جمله تاریخی را با عبارت «هر ملتی در هر جای دنیا باید تصمیم خود را اتخاذ نماید، یا طرف ما هستید یا طرف تروریست‌ها»، عنوان کرده بود؛ بدین معنی که هر که با آمریکا نباشد، باید با تروریسم باشد و گزینه سومی وجود ندارد.

 

بعد از آن بود که بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران مسایل سیاسی، سیاست خارجی بوش پسر را با این جمله تاریخی سنجش کردند و گفتند که وی اعتقادی به سیاست بی‌طرفی در جنگ ندارد و کشورهای جهان یا باید با آمریکا یا با تروریسم باشند و حد وسطی وجود ندارد.

 

اکنون هجده سال از این جمله بوش می‌گذرد، اما گویا در اذهان برخی از حکام کنونی جهان و دیکتاتورهایی مانند محمد بن سلمان ولی‌عهد سعودی که ریاست وزارت دفاع این کشور را هم بر عهده دارد، نقش بسته است.

 

سیاست خارجی عربستان پس از روی کار آمدن ملک سلمان و به قدرت رسیدن فرزندش محمد بن سلمان، یادآور سیاست جنگ‌طلبانه آمریکا در دوره «جرج بوش» پسر و قائل نبودن وی به سیاست «بی‌طرفی» است.

 

بن سلمان یا به عبارت بهتر همه‌کاره عربستان که به صورت مستقیم در جنگ یمن و غیر مستقیم در جنگ سوریه و عراق نقش داشته است، اصل «هر که با ما نیست، پس ضد ماست» را کاملا رعایت کرده است تا در صورت شکست در هر جنگی، مقصر اصلی جلوه نکند و در صورت پیروزی هم خود را پیروز اصلی معرفی کند.

 

جنگی که عربستان از سال 2015 علیه یمن به بهانه بازگرداندن عبد ربه منصور هادی به قدرت به راه انداخته و با آن راه مذاکره و گفت‌وگو بین طرف‌های یمنی را بسته، خود حکایت از اعتقاد راسخ بن سلمان وزیر دفاع سعودی به اصل مزبور دارد.

از سوی دیگر، در پیش گرفتن سیاست میانجی‌گری کویت در منطقه و اتخاذ مواضع «سازشکارانه» آن در قبال عربستان از بیم غضب این «برادر بزرگتر»، نشان می‌دهد که بن سلمان تا چند اندازه از «بی‌طرفی» امیر کویت به خصوص در قبال بحران قطر و جنگ یمن بیزار است.

 

مواضع عربستانِ دوره «سلمانی» بعد از پنجم ژوئن سال 2017 همزمان با قطع روابط سیاسی این کشور با قطر هم گواه بر صدق این ادعا است. بن سلمان به محض اینکه قطر را در بیرون از چارچوب سیاست‌های شورای همکاری خلیج فارس مشاهده کرد، امیر این کشور را کنار گذاشت و سیاست «هر که با من نیست، پس علیه من است» را علیه شیخ تمیم به کار گرفت.

 

این سردرگمی خاندان حاکمه آل‌سعود حکایت از نتایج فاجعه‌بخش سیاست بن سلمان در منطقه دارد که کمترین آن همین کاهش تعداد کشورهای دوست و همپیمان عربستان است و این نشان می‌دهد سیاست پول‌پاشی این کشور برای کسب حمایت سیاسی دیگر کارآیی ندارد.

 

در حال حاضر شریک اصلی و دوست عربستانِ دوره «سلمانی» در منطقه خلیج فارس، امارات متحده است؛ اماراتی که به دلیل دادن تلفات زیاد مادی و انسانی و سیاسی و انتقال جنگ به عمق خاک این کشور و عربستان، در حال خروج تدریجی از یمن است.

 

حالا باید منتظر ماند و دید که آیا این سیاست سعودی با عقب‌نشینی تدریجی امارات از یمن و خروج بخشی از نیروهای آن از این کشور جنگ زده و اختلافات روز افزون عربستان و امارات درباره یمن، شامل «محمد بن زاید» ولی‌عهد ابوظبی هم می‌شود؟

منبع : فارس

مطالب مرتبط
ارسال نظر
captcha
پرطرفدارترین اخبار
آخرین اخبار