جابه جایی سرمایه از بازار بورس به بازارهای موازی-راهبرد معاصر
ابوالقاسم حکیمیان، کارشناس ارشد بانکی در گفتگو با راهبرد معاصر مطرح کرد:

جابه جایی سرمایه از بازار بورس به بازارهای موازی

دولت به جای دریافت مالیات از ثروتمندان و دلالان، روش رها کردن بازارها را در بدترین شرایط  اقتصادی در پیش گرفته تا به نوعی با تحمیل تورم روزانه و گرانی های غیر قابل تحمل، کسری بودجه خود را از راه گران فروشی ارز تامین کند.
ابوالقاسم حکیمیان؛ کارشناس ارشد بانکی
تاریخ انتشار: ۱۶:۲۴ - ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۹ - 2020 May 17
کد خبر: ۴۳۱۳۴

به گزارش راهبرد معاصر؛ با آنکه گمان می شد با هدایت نقدینگی سرگردان جامعه به سمت بازار بورس بازارهای سود آور دلالی چون بازار ارز یا طلا با آرامش و ثبات نسبی رو به رو می شوند، اما اخبار گرانی روزانه نرخ دلار بسیار نگران کننده شده است، چرا که نرخ دلار یکی از شاخص های تاثیر گذار بر اقتصاد ما و قیمت های نهایی کالاها و خدمات است. ابوالقاسم حکیمیان، کارشناس ارشد بانکی در این گفت وگو دلایل اصلی افزایش نرخ ارز را در روزهای اخیر با راهبرد معاصر در میان گذاشته است.

 

به نظر می رسد بانک مرکزی نظارت بر بازار ارز را رها کرده است، اصلی ترین دلیل این رویکرد بانک مرکزی را در چه موضوعی می دانید؟

 همه دولت های صادر کننده نفت یا دولت هایی که بودجه آن ها متکی به خام فروشی است شبیه دولت آقای روحانی، در پی کاهش قیمت نفت روزهای پر تلاطمی را در اقتصاد کشور خود تجربه می کنند، لذا وضعیت بودجه ای ما به تبع کاهش قیمت نفت و تحریم های ظالمانه آمریکا نامناسب تر از کشورهای صادر کننده نفت خام است. با توجه به اینکه تا کنون بخش بزرگی از بودجه کشور از درآمدهای خام فروشی نفت تامین شده و به تبع آن درآمدهای ارزی کشور نتیجه خام فروشی نفت است تحریم ها و کاهش قیمت نفت درآمد ارزی کشور را بسیار تقلیل داده و دولت را با چالش کمبود درآمدهای ارزی مواجه کرده است. جمهوری اسلامی ایران ذخایر ارزی قابل توجهی در سایر کشورها دارد اما به دلیل تحریم ها و عدم دسترسی و استفاده از آن در فشار مضاعفی از کمبود ارز قرار گرفته است. کاهش منابع ارزی و عدم دریافت درآمدهای ارزی در شرایط کنونی منجر شده تا بانک مرکزی نظارت چندانی بر مساله نرخ ارز از خود نشان ندهد یا به عبارتی کمتر در این بازار دخالت کند. عدم دخالت و نظارت بانک مرکزی و رها کردن بازار ارز فرصت مغتنمی برای دلال بازی ایجاد کرده  که خروجی آن منتهی به افزایش قیمت ارز می شود.

 

آیا بازگشت دوباره سرمایه ها به بازار طلا و بورس می تواند ناشی از ریزش های روزهای اخیر بازار بورس باشد؟

سقوط بازار سهام آن هم سقوط های قابل ملاحظه بازار بورس یک بار دیگر سرمایه های سرگردان جامعه را به سمت بازارهای موازی مثل ارز و سکه هدایت کرده است. بازار خودرو و مسکن این روزها به دلیل رکود و خواب سرمایه جذابیت همیشگی خود را از دست داده است لذا مردم به دنبال بازاری برای نقد نگاه داشتن و سود آور بودن پول خود هستند و آن بازار در شرایط کنونی بازار ارز و طلاست.

 

تا چه حد سیاست کاهش نرخ سود بانکی را در افزایش دلالی در بازارهای ارز و طلا موثر می دانید؟

یکی دیگر از اشتباهات آشکار دولت در وضعیت فعلی کاهش نرخ سود بانکی است. موقعیت حساس اقتصادی این روزها که بازارها نیازمند ثبات و آرامش بیشتری هستند تا طبقه ضعیف و دهک های کم درآمد جامعه کمتر تحت فشار اقتصادی قرار بگیرند نشان می دهد زمان مناسبی برای کاهش نرخ سود بانکی در نظر گرفته نشد! هیچ دولت و سیستم اقتصادی در زمان تورم ۴۲ درصدی نرخ سود بانکی را به ۱۵ درصد کاهش نمی دهد! کاهش نرخ سود بانکی ریسک سرمایه‌گذاری در بازارهای موازی را افزایش داده است در حالی که اگر سود بانکی کاهش نمی یافت مردم نیز ریسک نمی کردند و با حضور در بازار های موازی منجر به افزایش قیمت ارز و سکه نمی شدند. کاهش نرخ سود بانکی خروج نقدینگی از نظام بانکی و ورود آن به بازار ارز و سکه را دامن زد. بسیاری از سرمایه داران خرد که دانش ورود به بازار بورس را ندارند همچنان به روش قدیمی و معمول ترجیح می دهند ارزش پول خود را با خرید ارز و طلا حفظ کنند، چرا که می دانند در شرایط کنونی اقتصادی ریسک بازار سرمایه بسیار بالاست، لذا  بهترین راه تغییر دارایی از ریال به دلار است. تغییر دارایی از ریال به دلار در نبود و فقدان نظارت بانک مرکزی که البته بخش مهمی از آن با هدف تامین کسری بودجه دولت دنبال می شود منجر به افزایش قیمت ارز شده است.

 

پس فروش گران تر ارز توسط دولت‌ به صرافی ها در نتیجه تأمین کسری بودجه دولت است؟

بله دولت به جای دریافت مالیات از ثروتمندان و دلالان و درآمدهای کلان، روش رها کردن بازارها را در بدترین شرایط  اقتصادی در پیش گرفته تا به نوعی با تحمیل تورم روزانه و گرانی های غیر قابل تحمل کسری بودجه خود را تامین کند و راهی بهتر از تامین کسری بودجه بی فشار بر خود  از طریق رها کردن بازار ارز ندیده است چرا که تامین کسری بودجه از راه های دیگری مثل دریافت مالیات نیازمند اراده دسته جمعی دولت است که متاسفانه مردم تا کنون چنین عزمی در دولت ندیده اند.

 

رها کردن بازار ارز با آنچه تا پیش از این توسط آقای همتی مبنی بر کنترل و نظارت بازار ارز گفته شده در تعارض نیست؟

دولت حرف می زند اما عمل نمی کند. چون دولت اراده ای برای دریافت مالیات از ثروتمندان و فراریان مالیاتی ندارد حرف می زند اما در واقع کار دیگری می کند که نمونه آن رها کردن بازار ارز است. دولت می تواند با مقررات خاص ارز  دولتی‌ را با حد و اندازه مشخص از طریق صرافی به دست مردم نیازمند به خرید ارز برساند تا بازار با التهاب مواجه نشود، اما دولت از این مقوله به نفع تامین کسری بودجه خود بهره برداری می کند.

ارسال نظر
تحلیل های برگزیده
آخرین اخبار