حماسه ضدانگلیسی؛ در پاسداشت وحدت و امنیت-راهبرد معاصر
نگاهی به سریال «گاندو 2»

حماسه ضدانگلیسی؛ در پاسداشت وحدت و امنیت

شخصیت پردازی با الهام از افراد واقعی هم در دو فصل «گاندو» یک ترفند دراماتیک است که موجب درگیرتر شدن ذهن مخاطب با داستان می شود؛ شبیه سازی برخی از ضدقهرمانان سریال با برخی از سیاستمداران و جاسوس ها موجب فعال شدن فکر مخاطب در جهت کنکاش برای یافتن ما‌به‌ازاهای واقعی می گردد و این خودش به افزایش آگاهی و تفکر بیننده سریال کمک می کند.
آرش فهیم؛ منتقد فیلم
تاریخ انتشار: ۱۸:۵۳ - ۰۸ فروردين ۱۴۰۰ - 2021 March 28
کد خبر: ۸۲۰۲۳

حماسه ضدانگلیسی؛ در پاسداشت وحدت و امنیت

 

به گزارش راهبرد معاصر؛ «گاندو 2» در ژانر جاسوسی-امنیتی این بار سراغ پرونده های پیچیده تری رفته است و با الهام از ماجراهای واقعی، یک روایت تکان دهنده را درباره نفوذ نمایش می دهد.

 

پس از پخش سریال «گاندو» در اوائل سال 98 کمتر کسی فکرش را می کرد که تولید و پخش قسمت دوم این سریال تا این زمان به تأخیر بیفتد؛ در ایران کمتر پیش آمده که یک سریال هم در جذب مخاطب، هم در جریان سازی خبری و رسانه ای در سطح جامعه و هم در ایجاد موج و بازتاب در بالاترین سطوح سیاسی کشور، به موفقیت برسد، اما «گاندو» به این توفیقات رسید. با توجه به این پیروزی و همچنین سرشار بودن کشورمان از رویدادها و کشمکش های جاسوسی و امنیتی و نیاز جامعه برای آگاهی از آن ها، انتظار می رفت که بلافاصله بعد از پایان پخش «گاندو» ساخت فصل دوم آن کلید بخورد و فصل های بعدی آن نیز یکی پس از دیگری با محوریت موضوعات سیاسی و ضدامنیتی به پخش برسد. همچنان که بینندگان یک نمونه موفق مشابه خارجی یعنی سریال «24» در آمریکا در کمتر از پنج ماه شاهد پخش فصل دوم آن بودند! اما موفقیت «گاندو» به یک مانع برای آن تبدیل شد. برخلاف سایر کشورهای صاحب صنعت سریال سازی که دولت و مراکز رسمی، انواع حمایت ها را از ساخت این گونه آثار به عمل می آورند؛ چراکه سریال جاسوسی-امنیتی یک قالب کم نظیر است که در عین برخورداری از هیجان و جذابیتت ذاتی (به دلیل محوریت تعقیب و گریز و ضد و خورد دو طیف متضاد از نیروها)، می تواند اهداف استراتژیک ازجمله نمایش توانمندی نیروهای امنیتی و خباثت دشمنان یک جامعه را نیز نمایش دهد.

 

در ایران اما دولت و مسئولان دولتی نه تنها پشت این سریال ملی و محبوب را خالی کردند که انواع فضاسازی ها را علیه آن در پیش گرفتند. تا آنجا که حتی وزیر امور خارجه دولت، دکتر جواد ظریف در یک مصاحبه به «گاندو» حمله کرد و گفت که این سریال با هدف تخریب او ساخته شده است! به همین دلایل نیز ساخت فصل دوم این سریال در سکوت خبری و حتی بانامی دیگر دیگر انجام شد. نکته جالب این است که تا چند روز قبل از آغاز پخش، عنوان این سریال «لوتی» معرفی می شد؛ اتفاقی که نشان می دهد تولید سریال های جاسوسی-امنیتی در ایران نیز مانند همین نوع پرونده ها دارای پیچیدگی و دشواری های خاصی است و مانند آنچه در ترانه تیتراژ پایانی آن خوانده می شود، این سریال ها از دوست و دشمن ضربه می خورد. به ویژه اینکه سوژه فصل دوم «گاندو» فعالیت های خرابکارانه سرویس جاسوسی انگلیس است.

 

«گاندو 2» با یک قصه فرعی درباره بازداشت و بازگرداندن یک مجرم امنیتی با چشمان بسته از آن سوی مرزها آغاز می شود. هیچ اسمی از او به میان نمی آید؛ اشاره ای هم نمی شود که جرمش چیست، اما ظاهرش «روح الله زم» را به یاد می آورد. البته این قصه فرعی هیچ ارتباطی با باقی داستان سریال پیدا نمی کند، اما کلیدی است که نشان می دهد محمد (وحید رهبانی) و یارانش در این فصل از گاندو با نقشه هایی نرم و پیچیده برای اهدافی سخت و خرابکارانه مواجه می شوند. چون آن ها فردی را دستگیر کردند که در دنیای واقعی بخشی از جنگ ترکیبی علیه ایران را مدیریت می کرد و در حوزه رسانه ای، زمینه ساز خرابکاری بود. این سریال هم در ادامه به بخش های مختلف این جنگ با محوریت سرویس جاسوسی بریتانیا می پردازد.

 

«گاندو 2» در ابتدا به تلاش برای ایجاد نفرت قومی و مذهبی و تفرقه افکنی در مناطق دورافتاده و مرزی کشور و ارتباط آن با تضعیف امنیت ملی می پردازد. جریان نفوذ و تخریب ایران، یک شبکه به هم پیوسته است که اجزاء مختلفی دارد که یک کل را تشکیل می دهد؛ «گاندو 2» نشان می دهد که این اجزاء به رغم ظاهر مستقل و دور از هم اما همه محورهای یک ماشین جنگ را تشکیل می دهند. قهرمانان داستان گاندو با این ماشین دست به گریبان شده اند و باید از قسمت های بیرونی شروع کنند تا موتور محرکه که همان سرویس جاسوسی انگلیس است، خنثی شود. هر چند که این بخش از سریال در پرداخت دراماتیک با خلل هایی دچار و کارگردان و فیلمنامه نویس همکارش، تا حدودی شتابزده عمل کرده اند. مثل از کار افتادن پهپاد در منزل دکتر جاسوس؛ چرا یک گروه حرفه ای و کارکشته، با سابقه دستگیری مایکل هاشمیان این گونه آماتور دچار چالش می شوند؟! همچنین صحنه ای که رسول، بمب ساعتی را می بیند و حداقل انتظار از یک مأمور در سطح او این است که فریاد بزند تا همرزمانش نجات پیدا کنند، اما او مانند فردی که برای اولین بار با بمب مواجه می شود خشکش می زند و...   

 

اما در ادامه، حال و هوا و روایت سریال، روان تر می شود و بیشتر به قالب استاندارد سریال های جاسوسی نزدیک می گردد؛ هیجان، اکشن و ضرباهنگ تند سریال، به اضافه ورود شخصیت های منفی مختلف، ابعاد ماجرای نفوذ انگلیس در ایران را گسترده تر نشان می دهد. لحن حماسی «گاندو 2» فقط ضد انگلیسی نیست، بلکه در پاسداشت وحدت و غرور ملی هم هست. صحنه پایین آمدن پرچم استعمار پیر و برافاشته شدن پرچم زیبای ایران، یکی از به یاد ماندنی ترین لحظات در این سریال بود. نمایش زندگی و بازنمایی بخشی از مشکلات و رنج های اهل سنت در مناطق حاشیه ای و سوء استفاده بدخواهان دلسوزنما نیز یک اتفاق خوب در این سریال است. همچنان که نمایش همراهی و همکاری ارتش و سپاه در مقابله با دشمن که قبلا در سریال هایی این چنینی از آن غفلت می شد، یک رخداد هوشمندانه است.

 

شخصیت پردازی با الهام از افراد واقعی هم در دو فصل «گاندو» یک ترفند دراماتیک است که موجب درگیرتر شدن ذهن مخاطب با داستان می شود؛ شبیه سازی برخی از ضدقهرمانان سریال با برخی از سیاستمداران و جاسوس ها موجب فعال شدن فکر مخاطب در جهت کنکاش برای یافتن ما‌به‌ازاهای واقعی می گردد و این خودش به افزایش آگاهی و تفکر بیننده سریال کمک می کند.

 

«گاندو 2» نیز مانند فصل اول این سریال با واکنش های منفی زیادی از سوی برخی از دولتمردان و سیاست پیشگان مواجه خواهد شد. اما این یک آزمون برای مدیران رسانه ملی نیز محسوب می شود تا برای تأمین نیاز مخاطب به سرگرمی سالم و توأم با آگاهی بخشی و بیدار گری، برای بازتولید چنین آثاری بیشتر تلاش کنند. امید است که از هم اکنون کار برای تولید «گاندو 3» با روایت بخش هایی دیگر از فعالیت های جریان نفوذ و ازخودگذشتگی نیروهای امنیتی برای خنثی سازی این فعالیت ها آغاز شود.

 

 

 

ارسال نظر
تحلیل های برگزیده